💡کُربن: در صورت پیدایش اختلاف میان عقل و میان کتاب و سنّت چه میکنید؟
💡علامه طباطبایی: در صورتی که کتاب صریحاً نظر عقل را امضا و تصدیق نموده و به آن حجّیت داده است، هرگز اختلاف نظر در میان آنها پیدا نخواهد شد و برهان عقلی نیز در زمینه فرض حقیقت کتاب و واقعبینی عقل صریح، همین نتیجه را میدهد؛ زیرا فرض دو امر واقعی متناقض، متصوَّر نیست، و اگر احیاناً فرض شود که دلیل عقلی قطعی با دلیل نقلی، معارض بیفتد، چون دلالت دلیل نقلی، از راه ظهور ظنّی لفظ خواهد بود، با دلیل قطعی الدلاله معارضه نخواهد نمود و عملًا نیز موردی برای چنین اختلافی وجود ندارد.
💡کُربن: مگر مسأله تقدّم خلقت روح بر بدن، از همین باب نیست؟ زیرا عقلًا تقدّم روح بر بدن، متصوَّر نیست، در صورتی که از راه نقل وارد شده که روح، پیش از بدن آفریده شده است.
💡علامه طباطبایی: آفریده شدن روح پیش از بدن، در قرآن شریف مذکور نیست، بلکه در حدیث وارد است و حدیث نامبرده چنانکه اهل فن تصریح کردهاند از اخبار آحاد میباشد، و ما در اصل معارف، به اخبار آحاد عمل نمیکنیم، مگر این که محفوف به قرینه قطعیّه بوده باشد. البتّه با قیام حجّت قطعی برخلاف مدلول خبر، وجود قرینه قطعیّه نسبت به سند و دلالت معنی ندارد. البتّه اینگونه روایات را طرح نیز نمیکنیم، بلکه در صورت امکان، به وجه صحیحی تأویل میشود، و در صورت عدم امکان، مسکوتٌ عنه میماند.
خلاصه اینکه: شیعه طبق تعلیم اهل بیت (علیهم السّلام) که شارح نحوه تعلیم قرآن میباشند، جز حجّتهای سهگانه «کتاب، سنّت قطعیّه، عقل صریح» به چیزی اعتماد نمیکند، و چنانکه گفته شد، مرجع اعتماد به هر سه، همان اعتماد به وحی آسمانی است، که رویّه مخصوص مذهب و ادیان آسمانی است.
📖 کتاب شیعه، مکاتبات هانری کربن با علامه طباطبایی (ره)
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
#تاریخ #اسلام #سبک_زندگی
@studiesofshia
در قرن هشتم میلادی، دانشمند چینی، دو هوان، در جریان نبرد رودخانه طلاس ( ۷۵۱ میلادی) توسط مسلمانان اسیر شد. او به عراق برده شد و سالهای زیادی در آنجا ماند تا اینکه در سال ۷۶۲ میلادی اجازه بازگشت به سرزمین مادریاش را یافت.
او برای ما شرحی مختصر اما حیاتی از شرایط مسلمانان در آن زمان به جا گذاشت و نشان داد که دنیای اسلام در اوج قدرت و گسترش خود چگونه برای کسی از تمدنی کاملاً متفاوت به نظر میرسید.
پایتخت کوفه [یا-چو-لو] نامیده میشود. پادشاه عرب، مؤمن [فرمانده مومنان] نامیده میشود. مردان و زنان قدبلند و خوشچهره هستند، لباسهایشان تمیز و روشن است و اخلاقشان والا. وقتی زنی در انظار عمومی ظاهر میشود، صرف نظر از جایگاه رفیع یا پایینش، باید صورت خود را بپوشاند. آنها روزانه پنج بار نماز میخوانند. گوشت میخورند و روزه میگیرند و کشتن حیوانات را عملی ستودنی میدانند. آنها کمربندهای نقرهای به دور کمر خود میبندند که از آن خنجرهای نقرهای آویزان میکنند. آنها نوشیدن الکل و موسیقی را ممنوع میکنند. اگر مردم با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، نمیجنگند. یک تالار تشریفاتی [مسجد] وجود دارد که میتواند دهها هزار نفر را در خود جای دهد.
هر هفت روز یک بار، پادشاه برای انجام مناسک مذهبی بیرون میرود. او به منبری بلند صعود میکند و برای جمعیت سخنرانی میکند و قوانین را توضیح میدهد. او میگوید:
> "زندگی انسان بسیار دشوار است و راه رسیدن به رستگاری آسان نیست. زنا ممنوع است. دزدی یا غارت، یا حتی فریب دادن مردم با سخنان، یا تأمین خود با آسیب رساندن به دیگران، یا فریب دادن فقرا یا ستم بر ضعیفان - گناهی بزرگتر از این وجود ندارد. و هر کس که در جنگ با دشمنان اسلام کشته شود، به بهشت خواهد رسید. دشمنان را بکشید تا به شادی بی حد و حصر دست یابید."
تمام کشور تغییر کرده است. مردم از قوانین اسلام پیروی می کنند، همانطور که یک رودخانه مسیر خود را دنبال می کند. قوانین با ملایمت اعمال میشوند و مردگان به سادگی دفن میشوند. چه در یک شهر بزرگ و چه در یک دهکده کوچک، مردم از آنچه زمین تولید میکند کمبودی ندارند. کشور آنها مرکز جهان است، جایی که کالاها فراوان و ارزان هستند. کالاها و پول بازارها را پر می کنند و شترها، اسبها، الاغها و قاطرها خیابانها را پر می کنند. آنها نیشکر را برای ساختن خانههایی شبیه ارابههای چینی میبرند. در ضیافتها، به اشراف ظروف مسی و شیشه ای بیش از آنچه قابل شمارش باشد، تقدیم می شود. برنج سفید و آرد سفید تفاوتی با آنچه در چین وجود دارد ندارند. میوههای آنها شامل هلو و خرما است که هزاران سال است برداشت میشوند. تربچه های آنها خوشمزه و بزرگ هستند و سایر سبزیجات آنها مانند سایر کشورها هستند. انگورهای آنها به اندازه تخم مرغ مرغ هستند. در مورد روغنهای معطر آنها، دو مورد از مشهورترین آنها عبارتند از: یکی یاس و دیگری مر. صنعتگران چینی اولین دستگاههای بافندگی ابریشم را ساختند و آنها اولین زرگران، نقاشان و سازندگان نقره و طلا بودند.
این توصیف، جامعهای اسلامی بالغ را به تصویر میکشد که با تصویری که از منابع دیگر میدانیم، مطابقت دارد. این صحنه به سالهای اولیه خلافت عباسی برمیگردد، اندکی قبل از تأسیس بغداد (۷۶۲ میلادی)، همان سالی که به دو هوان اجازه داده شد به کشورش بازگردد. از منابع عربی میدانیم که خلیفه منصور به خاطر خطبههای بلیغش در مساجد مشهور بود و به نظر من در نامیدن کوفه به عنوان پایتخت اشتباه کرده است، زیرا نام درست آن بغداد بود.
🔗 Emelia
🔻توضیح:
دوره اسارت دانشمند چینی دو هوان یعنی بین سالهای ۷۵۱ تا ۷۶۲ میلادی که درست بعد از سقوط بنی امیه و به قدرت رسید عباسیان و قبل از ساختن بغداد در سال ۷۶۲ میلادی است پایتخت کوفه بوده است و توصیف او درست است.
این دورانمصادف با حکومت دو خلیفه عباسی ابوالعباس السفاح (۷۵۰ تا ۷۵۴میلادی) و ابو جعفر المنصور(۷۵۴ تا ۷۷۵میلادی) است.
🔻توضیحات Grok:
منبع *جینگ شینگ جی* (سفرنامه) است که توسط دو هوان (با رومیسازی دیگر تو هوان)، دانشمند چینی دوران سلسله تانگ و اسیر جنگی، نوشته شده است. مشاهدات او درباره جامعه عباسی حدود سال ۸۰۱ میلادی ثبت شد و بعداً در دایرهالمعارف *تونگدیان* نوشته دو یو حفظ گردید. این گزارش مستقیم به تفصیل یک دهه حضور او در جهان اسلام پس از نبرد تالاس را شرح میدهد.
تصاویر پیوست از کتاب «مشاهده اسلام همانگونه که دیگران آن را دیدند: بررسی و ارزیابی نوشتههای مسیحی، یهودی و زرتشتی درباره اسلام اولیه» نوشته رابرت جی. هویلند (صفحه ۳۶۱) است.
FGhoddoussi
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فلسفه_اسلامی #غرب #جهان_امروز
@studiesofshia
❇️ آیا خدا در جهان امروز غروب کرده است؟
پروفسور #محمد_لگنهاوزن پاسخ می دهد؛
📎 ویدئوی کامل
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
❇️ بورسیه تحصیلی دانشگاه Warwick، انگلستان
🎓مقطع: دکتری، فرصت مطالعاتی
📚رشتههای تحصیلی: تمامی رشتهها
⏱️ددلاین: ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵
🌐 اطلاعات بیشتر
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
❇️ بورسیه تحصیلی بلژیک
🎓مقطع: ارشد
📚رشتههای تحصیلی: تمامی رشتهها
⏱️ددلاین: ۱۵ مارچ ۲۰۲۶
🌐 اطلاعات بیشتر
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
مطالعات شیعه در غرب
❇️ هشام بن حکم و هلنیسم
✍اهاب بدیوی
🔸مدرس دانشگاه در رشته اندیشهٔ و تاریخ اسلامی. دانشگاه لایدن، هلند
۱۸ نوامبر ۲۰۲۵
@studiesofshia
«او [فرهنگ اسلامی] ادامه و نگهدارندهٔ هلنیسم مسیحی–باستانی است… زمانی خواهد آمد که از درون سنت اسلامی به عقب نگاه کنیم و هلنیسم متأخر را خواهیم فهمید.»
صد سال پیش، کارل بکر در کتاب «مطالعات اسلامی: از شدن و ماهیت جهان اسلامی» نوشت که [فرهنگ]اسلام بر پایهٔ هلنیسم مسیحی–باستانی بنا شده و آن را حفظ کرده است، و روزی خواهد رسید که هلنیسم متأخر را تنها با نگاه از درون سنت اسلامی بتوان فهمید.
بکر در بسیاری جهات درست میگفت. دو قرن نخست اسلام هنوز اقیانوسهای وسیع و ناشناختهای هستند که مملو از بینشهایی دربارهٔ هلنیسم متأخر است؛ بینشهایی که در هیچ جای دیگری جز همین دورهٔ اولیهٔ اسلامی حفظ نشدهاند.
چند وقت پیش در کلاس، سه ساعت تمام جهانبینی و اندیشهٔ هشام بن حکم (زندگی در دهههای میانی قرن هشتم میلادی) را کندوکاو کردیم.
هشام برای من فوقالعاده جذاب است؛ دانش او از سنتهای باستانی از بسیاری از همنسلانش فراتر بود. ابتدا پیرو جهم بن صفوان (متوفی ۱۲۸ ق / ۷۴۵ م) بود، سپس به تشیع امامیه روی آورد و وارد حلقهٔ امام جعفر صادق (ع) (متوفی ۱۴۸ ق / ۷۶۵ م) شد. آنچه هشام را اینقدر جالب میکند، آشنایی عمیقش با اندیشهٔ هلنیستی است. هنوز معلوم نیست که جوامع مسلمان اولیهٔ عراق پیش از ترجمهٔ رسمی متون یونانی با هلنیسم مواجهه داشتهاند یا نه.
بسیار محتمل است – حتی ممکن – که هشام زمانی را در محافل مسیحیان سریانی عراق گذرانده باشد. یک نام بهخصوص به ذهن میرسد: ابوشاکر الدیصانی، که نامش از بردیصان (سدهٔ سوم میلادی) گرفته شده. آیا هشام با اندیشههای دیصانی آشنا بود؟ منابع نشان میدهند که آری.
هر که منبع هشام بوده باشد، او احتمالاً قدیمیترین متکلمی است که ما میشناسیم و پیوندی ملموس و مستقیم میان هلنیسم متأخر و اسلام اولیه برقرار میکند.
یک نمونهٔ روشن ببینیم: ابن قتیبه در کتاب «عیون الأخبار» مناظرهای میان هشام و یک موبَد پارسی (روحانی زرتشتی) را نقل کرده است.
از هشام پرسیدند: آیا چیزی بیرون از عالم یا جهان وجود دارد؟ پاسخ داد: «پس از پایان[نهایت مکانی] جهان، هیچچیز نیست.» برای توضیح به موبَد گفت: اگر فرض کنی دستت را از لبهٔ عالم بیرون دراز میکنی، حتی تصورش هم ممکن نیست، چون آنجا «هیچچیز» وجود ندارد.
به نظر میرسد هشام وجود خلأ را نفی میکرد. اما این آزمایش فکری «دست در لبهٔ عالم» از خودش نبود؛ ریشهاش به متفکر و دانشمند یونان باستان، آرخیتاس تارنتومی (متوفی حدود ۳۴۷ ق.م) – دوست افلاطون – برمیگردد.
آرخیتاس همین ایده را مطرح کرده بود: «فرض کن عالم محدود است و من در یکی از مرزهایش ایستادهام. چه چیزی مانع میشود که دستم را از این حد بیرون ببرم؟ هیچچیز.»
آیا آرخیتاس منبع نهایی هشام بود؟ به احتمال بسیار زیاد؛ و احتمالاً از طریق زنجیرهای از واسطههای هلنیستی، سدههای پایانی باستان و سریانی قرون وسطای اولیه به او رسیده بود.
به هر حال، پژوهش دربارهٔ بقای اندیشهٔ هلنیستی در متون اولیهٔ اسلامی – بهویژه ادبیات شیعی – هنوز تقریباً کاملاً ناشناخته و دستنخورده باقی مانده است.
منبع
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
Rasad19.pdf
حجم:
16M
#معرفی_مقاله #شرق_شناسی
@studiesofshia
💠 مجله رصد شماره 19 (پاییز 1404) منتشر شد.
✅حضرت فاطمه (س) در نگاه غربیان: تقابل، توصیف و تأمل
✅ اوانجلیستها و صهیونیستها؛ همپیمانی سیاسی با تمایزات و تضادهای شدید الهیاتی
✅الهیات در خدمت سیاست: بازخوانی صهیونیستی کتاب مقدس در آثار جوئل ریچاردسون
✅ مستشرقی در خدمت صهیونیسم: تحلیل دیدگاههای آخرالزمانی ریچارد لندز
✅معرفی مراکز اسلامپژوهی و ایرانپژوهی در اسرائیل (2): دانشگاه عبری اورشلیم
✅ روایت هالیوود از نجات و نابودی: دگرگونی مفهوم منجیگرایی
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
❇️ بورسیه تحصیلی دانشگاه Radboud، هلند
🎓مقطع: ارشد
📚رشتههای تحصیلی در دانشکدههای:
حقوق
هنر
مدیریت
علوم اجتماعی
علوم پایه
⏱️ مهلت درخواست: ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶
🌐 اطلاعات بیشتر
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
6098948224719527681_469145225020078.pdf
حجم:
440.7K
مقالۀ جیوانی ماریا مارتینی راجع به نقش شمس مغربی در انتقال معارف ابن عربی و سلسلۀ اکبری (حاتمی) به ایران
Muḥammad Šīrīn Maġribī (d. 810/1408) as a Key Agent in the Transmission of Akbarī Silsilas Giovanni Maria Martini
#ابن_عربی
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia