#یادداشت | وقتی الیگارشی عدالت را ذبح میکند!
✍علیرضا حسنی
مسئله شرکتهای دولتی در ایران فقط ناکارآمدی اقتصادی نیست؛ مسئله، سیطره یک الیگارشی پنهان اما قدرتمند بر منابع عمومی کشور است. شبکهای از مدیران، ذینفعان، پیمانکاران و صاحبان نفوذ که شرکتهای دولتی را از ابزار خدمت عمومی، به حیاطخلوتهای امن برای انباشت ثروت و قدرت تبدیل کردهاند. در این ساختار، عدالت نه فراموش میشود، بلکه عملاً ذبح میشود؛ آرام، بیسروصدا و با امضای رسمی.
شرکتهای دولتی در بودجه کشور سهمی بزرگتر از خود دولت دارند، اما همین بخش عظیم، کمترین میزان شفافیت و نظارت را تجربه میکند. به بهانه «شرکتی بودن»، میلیاردها تومان از زیر تیغ نظارت مجلس عبور میکند و وارد چرخهای میشود که نه مردم از آن سود میبرند و نه حتی دولت. این وضعیت تصادفی نیست؛ محصول همان الیگارشیای است که از تاریکی، ابهام و بیحسابی تغذیه میکند.
وقتی حجم گردش مالی این شرکتها با سودی ناچیز و غیرقابل دفاع همراه میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً ضعف مدیریتی نامید. شرکتی که منابع ملی، انرژی یارانهای و امتیازات انحصاری در اختیار دارد اما سهمش برای مردم ناچیز است، یا غارت میشود یا عامدانه ناکارآمد نگه داشته شده است. اینجا عدالت قربانی میشود تا ساختارهای رانتی زنده بمانند.
الیگارشی اقتصادی دقیقاً همینجا عمل میکند؛ در دل شرکتهای دولتیای که ظاهراً «متعلق به مردم» هستند اما در عمل، منافعشان در حلقهای بسته دستبهدست میشود. حقوقهای نجومی، قراردادهای بیرقابت، عدم بازگشت ارز صادراتی، ریختوپاشهای سازمانیافته و حتی دخالت در معادلات سیاسی، نشانههای سیستمی است که نه پاسخگوست و نه اصلاحپذیر باقی مانده؛ مگر آنکه مجبور شود.
هر بار که سخن از حسابکشی، شفافیت یا افزایش بهرهوری به میان میآید، همان الیگارشی فعال میشود. یا با ترساندن از «ورشکستگی شرکتها»، یا با تهدید به «اختلال در تولید»، یا با نسخههای فوری خصوصیسازی که تجربه نشان داده فقط انتقال رانت از دولت به بخش خاصی از بخش خصوصی است. عدالت در هر دو سناریو قربانی است؛ چه در بیحسابی دولتی، چه در واگذاری رانتی.
واقعیت این است که مسئله، مالکیت دولتی یا خصوصی نیست؛ مسئله نبود حسابکشی و پاسخگویی است. تا زمانی که شرکتهای دولتی جعبهسیاه باقی بمانند، الیگارشی نفس میکشد و عدالت خفه میشود. هر درصد افزایش واقعی در سوددهی این شرکتها میتواند منابع عظیمی برای دولت و مردم ایجاد کند، اما این یعنی بریدن دست رانتخوار؛ و این دقیقاً همان چیزی است که مقاومت ایجاد میکند.
رسیدن به حساب شرکتهای دولتی، یک اقدام صرفاً اقتصادی نیست؛ یک اقدام عدالتمحور و سیاسی است. این کار نیازمند اراده مشترک دولت، مجلس و دستگاه قضایی است تا این حیاتخلوتها از حالت امن خارج شوند. شفافیت بودجه، نظارت واقعی، و پاسخگو کردن مدیران، اولین گامهای شکستن این الیگارشی است.
تا زمانی که به حساب شرکتهای دولتی نرسیم، شعار عدالت فقط تزئین سخنرانیهاست. الیگارشی همچنان از منابع عمومی تغذیه میکند و مردم همچنان هزینه آن را میپردازند. امروز نقطه آغاز عدالت اقتصادی، نه در فشار بیشتر به مردم، بلکه در شکستن این ساختار رانتی و ذبحکننده عدالت است.
#تلنگر
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌐 با ما همراه باشید:
https://zil.ink/safir_sums
🇮🇷 بسیج دانشجویی | علوم پزشکی شیراز
صفیر علوم پزشکی شیراز
🎥تکمیل کادر رسانه ای بسیج دانشجویی📱 👥جهت تکمیل تیم رسانه ای بسیج، از نیروهای مستعد و علاقهمند در ح
⭕️ #یادآوری
🎥 تکمیل کادر رسانه ای بسیج دانشجویی در حیطه های زیر:
🖼طراحی پوستر
🎞تدوین کلیپ
📸عکاسی
📹فیلمبرداری
🎙گویندگی (پادکست)
✍نویسندگی (خبرنویسی)
👨🏻🏫دوره های تخصصی آموزشی برای افراد علاقهمند به فعالیت
❗️فقط یک روز تا پایان ثبتنام فرصت باقیست
📎پیوند ثبتنام:
https://survey.porsline.ir/s/jGiIPNxN
📁 #تلنگر
🔘#دی_۱۴۰۴
#دانشگاه_علوم_پزشکی_شیراز
📌 در شماره سی و پنجم ویژه نامه سیاسی تلنگر بخوانید:
«من با تبعیض،با ویژهخواری،با امتیازطلبی،با زراندوزی و تجملپرستی سر آشتی ندارم؛اسلام اینها رو نمیپذیرد.» شهیددکتر بهشتی
1️⃣ سرمقاله: خط اعتراض درست
2️⃣ بازگشت یادگار روحانی به بانک مرکزی
3⃣الیگارشی عدالت را ذبح میکند!
4️⃣تقابل دانشگاه جدی و سطحی
5️⃣ دیوار کج لیبرالیسم
6️⃣ دلارزدایی؛دلار چه گناهی کرده دقیقا؟
ارسال سوژه، نقطه نظرات و همکاری با ما:
@adm_sums
💢دانلود PDF
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌐 با ما همراه باشید:
https://zil.ink/safir_sums
🇮🇷 بسیج دانشجویی | علوم پزشکی شیراز
📸#گزارش_تصویری
🌷 لبخند ایران 🇮🇷
🦷برگزاری اردوی جهادی خدمات دندانپزشکی
💠ارائه خدمات:
ترمیم | فلورایدتراپی و فیشورسیلانت | کشیدن دندان | عصب کشی | جرمگیری
⏰پنج شنبه ۱۱ دیماه ۱۴۰۴
📌حاشیه شهر شیراز
❤️🩺 گروه جهادی شهید بیاضیزاده
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌐 با ما همراه باشید:
https://zil.ink/safir_sums
🇮🇷 بسیج دانشجویی | علوم پزشکی شیراز
#یادداشت | بازگشت یادگار روحانی به بانک مرکزی
✍ امیرحسین فردینپور
بازگشت عبدالناصر همتی به ریاست بانک مرکزی، نه یک تصمیم فنی و نه حتی یک اشتباه ساده مدیریتی است؛ این بازگشت، اعلام رسمی بنبست سیاستگذاری اقتصادی و اعتراف بیپرده به ناتوانی در تولید راهحل جدید است. دولتی که در اوج بحران ارزی و تورمی، دوباره به چهرهای بازمیگردد که خود بخشی از ریشه بحران بوده، عملاً پیام روشنی به جامعه میدهد: قرار نیست چیزی تغییر کند، فقط قرار است مردم و اعتراضات دوباره مدیریت رسانهای شوند.
عبدالناصر همتی در حافظه اقتصادی جامعه ایران، رئیس کلی نیست که با اصلاح ساختارها یا تصمیمهای جسورانه شناخته شود؛ او نماد بانک مرکزیِ مطیع، خنثی و بیاختیار در دولت حسن روحانی است.
در دورهای که بانک مرکزی باید آخرین سنگر دفاع از ارزش پول ملی میبود، به نهادی تبدیل شد که بیش از آنکه سیاستگذار باشد، توجیهگر سیاستهای غلط دولت بود. همتی نه در برابر دولت ایستاد، نه در برابر بازار؛ نتیجه آن شد که ریال بیپناهترین قربانی سیاستزدگی اقتصادی شد.
کارنامه همتی را نمیتوان پشت واژه تحریم پنهان کرد.
تحریم واقعیت داشت، اما آنچه اقتصاد ایران را زمینگیر کرد، ترکیب مرگبار بیتصمیمی، فقدان شجاعت و سیاستهای واکنشی بود.
در دوره همتی، نقدینگی افسار گسیخت، پایه پولی شتاب گرفت و بازار ارز به میدان تاختوتاز دلالان تبدیل شد. سیاست ارزی نه بر اساس منطق اقتصادی، که بر اساس آزمون و خطا و امید به آرام شدن خودبهخودی بازار پیش رفت؛ امیدی که هر بار با جهشهای سنگین ارزی نقش بر آب شد.
دلار ۴۲۰۰ تومانی، لکهای است که هیچ روایتسازیای آن را پاک نخواهد کرد. هرچند این سیاست تصمیم کلان دولت روحانی بود، اما اجرای آن با تمام پیامدهای فاجعهبارش بر دوش بانک مرکزی همتی قرار گرفت.
سیاستی که قرار بود سپر معیشت مردم باشد، به بزرگترین ماشین توزیع رانت در تاریخ اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ میلیاردها دلار منابع کشور دود شد، بیآنکه تورم مهار شود یا سفره مردم بزرگتر گردد. بانک مرکزی در این میان نه ایستاد، نه هشدار داد و نه ترمز کشید؛ فقط تسلیم بیامان اجرا بود و بعد توجیه.
مسئله اصلی دقیقاً همین الگو مدیریتی اوست. سیستم مدیریتی همتی مبتنی بر وابستگی کامل به اراده سیاسی، فرار از تصمیمهای سخت و اولویت دادن به آرامسازی مقطعی بازار است.
این مدل، نه درمان اقتصادی، بلکه مسکن موقت است؛ مسکنی که اثرش کوتاه و عوارضش بلندمدت است. اقتصادی که با این منطق اداره شود، دیر یا زود دوباره به دیوار میخورد.
بازگشت همتی بیش از آنکه نشاندهنده اعتماد به توانمندی او باشد، نشانه فقدان گزینه و ناتوانی در اصلاحات واقعی است.
دولت به سراغ مدیری رفته که امتحان خود را پس داده، نه به خاطر موفقیت، بلکه به این دلیل ساده که در برابر فشارها و نقدِ تند و صریح بیتفاوت است و هزینه شکست را بیصدا میپردازد.
همتی آمده تا زمان بخرد، نه مسیر عوض کند؛ تا شوکها را مدیریت کند، نه ریلگذاری کنترل ارز را عوض کند.
بازگشت همتی، بازگشت به آینده نیست؛ بازگشت به گذشتهای شکستخورده است. اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به استقلال بانک مرکزی، شجاعت تصمیمگیری و تغییر پارادایم سیاستگذاری نیاز دارد. تکرار چهرهها، تکرار سیاستها و تکرار توجیهها، فقط یک نتیجه دارد: تعمیق بحران و فرسایش بیشتر اعتماد عمومی و در ادامه اعتراضات و حتی اغتشاشات مدنی و خیابانی!
بانک مرکزی با همتی، همان خواهد بود که پیشتر بود؛ نهادی که دیر تصمیم میگیرد، زود عقبنشینی میکند و همیشه مقصر را بیرون نشان میدهد!
و این، خطرناکترین پیام برای اقتصاد کشوری است که در آستانه تصمیمهای بزرگ ایستاده است و لبه پرتگاه قرار دارد!
#تلنگر
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌐 با ما همراه باشید:
https://zil.ink/safir_sums
🇮🇷 بسیج دانشجویی | علوم پزشکی شیراز