هدایت شده از •𝐌𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝•
وقتایی که عصبی میاد برامون شعرای شاعرای مختلفو تو مافیا میخونه دلم میخواد اصلا از مافیا بیرون نیام و بشینم هزار بار شعراشو بخونم¡-¡
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
وقتایی که عصبی میاد برامون شعرای شاعرای مختلفو تو مافیا میخونه دلم میخواد اصلا از مافیا بیرون نیام و
دوست شاعر خیلی خوبه
به خصوص وقتی ناراحتی و میشینه برات شعر میگه دلت غنج میره
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
دوست شاعر خیلی خوبه به خصوص وقتی ناراحتی و میشینه برات شعر میگه دلت غنج میره
من داشتم سر فعلای عربی دیوونه میشدم حرص میخوردم و قشنگ داشتم دپ میشدم و اینا :|
یهو دیدم عصبی از یه طرف کلی شعر فرستاده
از یه طرف این کیوت خانوم اینطوری ویس گرفته شعر میخونه
دلیلی برای ناراحتی وجود نداره الان
فکر میکردم اگه یه کاری رو انجام بدم خیلی اشتباهه و اینا
الان فهمیدم دقیقا باید همون کارو انجام میدادم
چند تا از این موقعیت ها بوده ولی نفهمیدم؟