آمریکا درختها را میبُرد و کاغذ تولید میکند
کاغذها را مهر میزند و دلار تولید میکند
دلارها را به ما میدهد و نفت ما را میخرد
پشتوانهای هم جز قدرت سیاسی و نظامی ندارد
تا سیادت #دلار را نشکنیم
#مرگ_بر_آمریکا بیاثر است
در سیاست خارجی خود بارها اعلام کردهایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطۀ جهانخواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران امریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ میگذارند از آن باک نداریم و استقبال میکنیم
ما درصدد خشکاندن ریشههای فاسد صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم و نظامهای مبتنی بر این سه پایه را نابود کنیم، و نظام اسلام رسولالله را در جهان ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود
ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت کارگزاران امریکایی حتی با «مبارزه قهرآمیز» جلوگیری میکنیم
صحیفه امام جلد ۲۱ صفحات ۷۴_۷۵
#بازار_آزاد هم مثل همهی عباراتی که تمدن غرب طرح کرده یک فریب است
مثل آزادی، صلح، حقوق بشر، عدالت و…
بازاری که در آن افراد آزادانه در چارچوب عدالت و احکام الهی فعالیت کنند کجا، بازاری که در آن عده معدودی سرمایهدار با هم رقابت کنند و بقیه حتی نتوانند وارد رقابت شوند کجا؟
حالا برگردیم به پرسش #پرفسور_درخشان:
این بانکهای خصوصی دقیقاً چه خدمتی به اقتصاد ایران کردهاند و چرا باید وجود داشته باشند (وقتی حتی نظارتی بر آنها نمیتوانید داشته باشید؟ هرچند با نظارت هم اتفاقی نمیافتد)
#حذف_بانکهای_خصوصی
اهل نظر این گزارش جلسه استماع در کنگره آمریکا را بخوانند:
"قدرت و سودجویی: چگونه برخی صنایع قیمتها را بالا بردند، مصرفکنندگان را نادیده گرفتند و تورم را افزایش دادند".
اینجا هم دقیقاً همین فاجعه رخ داده، با این تفاوت که علاوه بر کالا، ارز نیز دست همین صنایع قدرتمند و سودجو است.
اگر اشتباه نکنم فوکو گفته بود انقلاب اسلامی ایران غلبه ماکروپاور بر میکروپاور بود
یعنی غلبه اعلامیه و دیوارنویسی بر رادیو و تلویزیون
این عکس آنقدر زیباست، آنقدر جذاب است، آنقدر معنادار است که میخواهم آن مرد و الاغ و بوقهایش را بغل کنم و آنقدر فشار دهم که در هم ترکیب شوند و یک رسانه تمدنی از دل آن بیرون بکشم
رسانهای که «انسان» بین سنت و مدرنیته نشسته است و از این دو ابزار برای ابلاغ پیام حق استفاده میکند
رسانهای که در تسخیر انسان است و انسانی که بین اقتصاد و رسانه زنده است و اسیر آن دو نیست
انسانی که زیربنایش فرهنگ اوست، اندیشه اوست، عشق اوست
نه اقتصاد و ابزار او
دوست دارم ساعتها به این عکس خیره شوم تا کمی از حال و هوای مردم دهه شصت را نفس بکشم
حال و هوای مردمی که خودجوش قیام به قسط کرده بودند و قسط برای آنها کلام امام بود
مردمی که هیچ بازاری آنها را اسیر خود نکرده بود و شرافت و انسانیت و ایمانشان را با هیچ چیزی عوض نمیکردند
مردمی که در مقابل این بوقها مینشستند تا با جان و دل بشنوند کلام امامشان را
تا جان بگیرند از نفس او
تا جان دهند برای او…
و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم:
سرّ پيروزی ما در جبهههای جنگ با ابرقدرتها همين است كه ما هرگز متكی به سلاح نيستيم
اتكای ما به ايمان خود و امدادهای غيبيی است كه ايمان ما مجاری نزول آنهاست و اگر اينچنين نبود و پيروزی ما موكول به همپايی با قافله نظام اقتصادی و صنعتی غرب میشد، همانطور كه عرض شد، امروز حتی يادگارهای انقلاب اسلامی را نيز از كتابهای رسمی تاريخ شسته بودند
وقتی وارد قلب کسی شدید خوشگل زندگی کنید
درست زندگی کنید
نیکو زندگی کنید
مثل مستأجرهایی که مراقب خونه صاحبخونه هستند باشید
اذا دخلتم القلوب فاحسنوا سکناها
هزار آه کشیدیم تا نفس بکشیم
بیا نفس بده ما را… بیا نفس بکشیم
بگو بمیرم از این داغِ بیکرانهی دل
بگو بمیرم از این داغ یا نفس بکشیم
به جز هوای تو در سینه نیست عاشق را
میان خیل حبیبان تو را نفس بکشیم
غم است در دل ما چون هوا برای حباب
برای بودن خود، زین هوا نفس بکشیم
میان معرکهی عشقِ تو نفسکش کو؟
بگو بیا که در این جبههها نفس بکشیم
همیشه خونِ جگر با سرشک مینوشیم
همیشه دود جگر نیز با نفس بکشیم
نفس به سینهی ما تنگ میشود هر دم
هزار آه کشیدیم تا نفس بکشیم…