POV:دیگه توان ادامه دادن نداری،نه روحی و نه جسمی.فقط دوست داری همه چیز زودتر تموم شه.
جادوی ِآبی.
میپرسی روز هایم چگونه میگذرد؟ تکاپویی احمقانه برای قانع کردن قلبی که به جایِ خون، تو در رگهایش ج
میپرسی زندگیام چگونه میگذرد؟
جسدی را با خود از روزی به روزی دیگر حمل میکنم، و در انتظار پوسیدنش میمانم.