دقیقا رو اون نقطه از بزرگسالی وایسادم
که هیچوقت نمیخواستمش.
همهچی منطقی، پر از مسئولیت و مراعات.
یه وقتهایی دلم میخواد نه به گذشته فکر کنم، نه نگران آینده باشم، فقط یه حال بی دغدغه.
کاش ساعت بن تن رو داشتم و تبدیل به چهار دست میشدم و با هر چهارتا دستم میزدم تو دهنت.