مامانم بابت گوش کردن پرونده جنایی(24/7) بهم میگه دیوونه ولی الان صدام زده و میگه بیا پرونده جنایی بزار گوش کنیم.
متوجه شدم همیشه قرار نیست خوب باشم، بعضی روزها فقط میگذره، بیهیچ دلیل و توضیحی، همونطور که هست، نه بیشتر و نه کمتر” انگار همهچیز خاکستری میشه و من فقط تماشا میکنم، شاید هم لازم نباشه برای هر حسی جواب داشته باشم.
عمیقا دلم میخواد روزی برسه که به طور واضح جدا شدن کتاب ریاضی از زندگیمو ببینم🙇🏻♀️