Supernova
محتاطانه ترین چیزی که میشه گفت بنظرم اینه که بگیم ممکنه در مرز آغاز کیهان، مفاهیم فضا زمان معمول دیگ
توی یه سری از مدل های کیهان شناسی، ممکنه چیزی که ما بهش میگیم "آغاز زمان"، مرزی باشه که در اون مفهوم معمول زمان تغییر میکنه. نه اینکه از هیچ یهو تبدیل به چیزی شده باشه.
در حقیقت این همون قضیه ی جوابگو نبودن نسبیت عام توی تکینگیه.
این داستان رو توی سیاهچاله هم داشتیم.
یه سوال فلسفی که اینجا پیش میاد اینه که
اگر -هیچ- نه فضا داره، نه زمان، نه انرژی، نه قوانین فیزیک و نه حتی احتمالا امکان وجود، اصلا میشه گفته -هیچ- یه وضعیت بوده؟
مثلا اگه بگیم قبل از آغاز، هیچ بوده
و بعد
از آن هیچ، چیزی به وجود اومد
یه مشکلی پیش میاد
"از اون" یعنی داریم برای هیچ یه بستر در نظر می گیریم.
و یه چیزی که هست اینه که
چطور اصلا علمی مثل فیزیک یا زیست می تونن راجع به نقطه ی آغاز حرفی بزنن. به نظر منطقی تر میاد که این فقط توی حوزه کاری فلسفه باشه.
نان تست تنها و سایر ابهامات
(دارای به روزرسانی)
۰.خدا
۱. ماده/انرژی تاریک
۲. چرا جهان ماده داره؟
۳. گرانش کوانتومی
۴. در تکینگی
۵. جهت زمان
۶. نابودی اطلاعات
۷. دلیل این مقادیر از ثابت های بنیادی
۸. فضا-زمان بنیادی ان؟
۹. آزادی
۱۰. چرا اینجاییم و چرا به جای هیچ چیز، چیزی وجود داره؟
۱۱. چرا سریع تر از نور نه؟
۱۲. آغاز
۱۳. قبل از آغاز
۱۴. گذاشته واقعا از بین رفته؟
۱۵. آگاهی چطور از ماده به وجود اومد؟
۱۶. اگه مغز ما بر اساس قوانین شیمی و فیزیک کار میکنه، تصمیم های ما واقعا "انتخاب" محسوب میشن؟
۱۷. جهان مستقل از مشاهده ی ما دقیقا همون طوره که تجربه میکنیم یا ادراک ما یک مدل از واقعیت می سازن؟
۱۸. زمان چیزی به جز مدل سازی ذهن ما ست؟
۱۹.آنچه که خدا انجام میده، عدله؟ یا آنچه عدله، خدا انجام میده؟
۱۸. جهان ماده چطور میتونه بی نهایت باشه؟ و چطور می تونه نباشه؟
ناسا ۲۱ مرداد قراره یه پخش زنده از خورشیدگرفتگی کامل بگیره
توی اسپانیا
عاره خلاصه