تاملات
🔰بازآفرینی پدیدهای سنتی ـ تاریخی در عصر جدید ✍️ امیر ابیلی 📍 کاری که علی جلیجو (مدیر و مربی گروه
✔️ [ادامه...]
🔸اجرای گروه «جوانمردان ایران زمین» یک نمونه درجه یک از انطباق و بازآفرینی یک پدیده تاریخی-سنتی ایرانی (ورزش باستانی) در مدیوم نمایشی-سرگرمی تلویزیون برای جلب نظر مخاطب عام است. یک نمایش سرگرمکننده کاملا ایرانی و یک پرفورمنس بومی کمنظیر که میتواند یک ورزش ظاهرا کمطرفدار و دِمُده شده-در منظر مخاطب جوان و نوجوان- را به سطح اول مهمترین شوی تلویزیونی ایران بیاورد و طرفدارانی میلیونی کسب کند.
🔹پیش از این نوشتم که تنها راه عبور از بحران «ساسی»ها و «تتلو»ها ورود جدی به عرصه سرگرمیسازی است و یکی از مهمترین مسیرها، بازآفرینی و انطباق پدیدههای بومی-سنتی (هنرها، ورزشها، رسوم و ...) در مدیوم و قالبهای نمایشی- سرگرمی پرمخاطب است. مادامی که نتوان در عرصه «جذابیت» با انبوه محتواهای در دسترس مخاطب در شبکههای اجتماعی و تلویزیونها و VODها رقابت کرد هیچ قدمی برای احیای هیچ پدیدهی مهمی نمیتوان برداشت. هر پدیدهای وقتی میتواند مخاطب انبوه جذب کند که بتواند خود را در قالب «Show»(نمایش) و برای سرگرمی مخاطب ارائه دهد.
🔸کاری که علی جلیجو (مدیر و مربی گروه جوانمردان) با تشکیل این گروه و اجراهای درخشان در عصرجدید برای احیای ورزش باستانی ایران انجام داد، سالها برنامههای تخصصی و تحلیلی انجام نداده بودند و پس از این هم نمیتوانستند انجام دهند. درست مانند کاری که فصل گذشته پارسا خائف برای تبلیغ و احیای دوباره موسیقی سنتی ایرانی در میان نوجوانان و تینیجرهای ایرانی انجام داد.
🔹مسئله این است که اجرای گروه علی جلیجو (جوانمردان) با پایبندی به ظرائف ورزش باستانی از ضربِ نفسگیر مرشدها تا توجه به محتوای پهلوانی، با یک اجرای بینقص قابل رقابت با هر گروه و هر قالب اجرای گروهی داخلی و خارجی برای جلب نظر مخاطب عام است و به همین دلیل میتواند یک الگو باشد. الگوی اجرای تمیز، تطبیق درست با مدیوم تصویری و نمایشی و رقابت برابر، به جای غر زدن درباره اینکه مثلا مخاطب دهه هشتادی دیگر نسبتی با پدیدههای سنتی-بومی ایرانی ندارد. به هرحال، بهترین راه تبلیغ، یک اجرای لذتبخش است و نه یک تحلیل عمیق.
⚜️ @Taammolat74
⚜️ @teribon_ir
تاملات
🔰 فقه و فلسفه : تضاد یا تضایف؟ ✍️استاد موالی زاده 📍 نسبت میان فقه و فلسفه به عنوان دو علم اصالی د
✔️ [ادامه...]
🔘 بخش دوم
💠
تقریر اول : تباین بر پایه ملکات نفسانی🔸همواره در نگاه بسیاری از دانشمندان از زمان های گذشته ، میان علم فقه و علم فلسفه ، تقابلی شبه تضاد حاکم است . تقابلی که ناشی از رویارویی عقل با نقل و یا تعبد با تعقل می باشد. 🔹تعبد به معنای روحیه اطاعت پذیری بی چون و چرا ، و تعقل به معنای روحیه پذیرش با برهان ، دو ملکه از ملکات نفسانی انسان می باشند که در تضاد با همدیگرند . لذا در نگاه این گروه از علما ، با توجه به شکل گیری فقه بر پایه تعبد محض، و پدیداری فلسفه بر تعقل محض ، فقه و فلسفه مثار آن کثرتی خواهند بود که همچون جنس الاجناس ها ، تباین به تمام ذات خواهند داشت بلکه بالاتر از آن ، سبب آسیب دیگری خواهند شد . روحیه لمّی و علت جوی فیلسوف اگر چه برای نیل به یقین برهانی ، قابل ستایش است اما در فقه ، خط قرمز فقیه می باشد . تعبد در فقه به معنای حرمت تلاش برای فهم مناطات احکام است در حالی که ابزار کار فیلسوف ، برهان لم است که از علت به معلول می رسد . 🔹این نگرش در میان هر دو گروه از فلاسفه و فقهاء ، طرفدارانی فراوان در طول تاریخ اسلام دارد ، و همانگونه که فلاسفه از پژوهش فقهی دوری می کنند ، فقهاء هم ، از گرایش به فلسفه و قواعد آن نهی کرده اند. این نگرش ناشی از عداوت فقها با فلسفه یا فلاسفه با فقه نیست بلکه ریشه در باور ایشان به ناسازگاری دو ملکه تعقل محض و تعبد محض در انسان دارد که در هر یک از دانش فقه و فلسفه نمود یافته است . 🔸با توجه به این دیدگاه ، نمی توان فیلسوف بود و هم زمان به کار فقهی پرداخت ، و یا فقیه بود و هم زمان از گرایش فلسفی بهره داشت . فیلسوف با عقل و برهان ، سر و کار دارد که پای آن در فقه و استنباط احکام شرعی ، چوبین بُود ، و فقیه هم پیرو تعبد بی چون و چرا در احکام و تسامحات عرفی در موضوعات است که امری بیگانه با فضای فلسفه و سبب لنگ شدن پای فیلسوف خواهد شد . در نتیجه ، فقیه توانمند کسی است که بویی از فلسفه نشنیده باشد ، و فیلسوف نمونه هم باید خود را از انس با مقوله تعبد و تسامحات عرفی برهاند. ادامه دارد... #امتداد_حکمت #تولید_علم #علوم_انسانی_اسلامی #فقه_منظومهای ⚜️ @Taammolat74
🔰دو اشکالی اساسی رویکرد «سیدجمال» در مواجهه با مدرنیته
✍️ سیدجواد حسینی
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)
سخنرانی در نشست | در آستانه تجدد
📍 سیدجمال یک ویژگی جدی داشت و اینکه مسئله تجدد را خوب درک کرد. وقتی سیدجمال ظهور کرد، ما در انحطاط تمدنی بودیم؛ یعنی اگر تمدن ما قرن دو و سه شکل گرفته باشد، از قرن هفتم افول داشت و دامنه نمودار در دوره سیدجمال اتفاق افتاد. مسئله او تغییر وضعیت در جامعه ایران بود، اما دو نکته وجود دارد؛ یکی اینکه سیدجمال تجربه زیسته در غرب داشت. نکته دوم اینکه سیدجمال به جای اینکه توده جامعه را برای خودش در نظر بگیرد، به سمت دستگاه حاکمه رفت. خب دستگاه ناصری به هیچ وجه اجازه اصلاحات نمیدهد. نکته دیگر اینکه او از اندیشه ناب تشیع لبریز نبود، هرچند گفته میشود شاگرد میرزای شیرازی بوده است. در عین حال به نظر من سیدجمال به اندازه اندیشمندانی مثل امام موسی صدر، امام خمینی و شهید صدر نسبت به اجزای تفکر تشیع و قابلیتهای تفکر تشیع، اشراف نداشته است.
⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
تاملات
🔰دو اشکالی اساسی رویکرد «سیدجمال» در مواجهه با مدرنیته ✍️ سیدجواد حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه امام
✔️ [ادامه...]
🔸به راهی که #سیدجمال شروع کرد، انتقادات جدی وارد است. سیدجمال دارای فکر نابی و اصیلی نبود، اما دغدغه او اصیل بود. مسیری که رفته بود، مبنی بر اینکه از طریق دستگاه سیاسی میخواست اصلاحات انجام دهد، درست نبود، ولی دغدغهاش درست بود. آن دغدغه را #شهید_صدر و #شهید_مطهری و #امام و #رهبری به دست گرفتند و راه پرچالش #تجدد را با نظامهای ارزشی اسلامی پیش بردند. در حقیقت هر چه در آستانه تشیع پیش آمدیم، وضعیت با #تفکر_اصیل_تشیع خیلی بهتر شد، والا نتیجه تفکر تجدد در اهل سنت محمد عبده و اخوان المسلیمن و رشید رضا شد، ولی در تفکر تشیع مسیری کمخطرتر و پربهرهتری ایجاد شد.
💢درک سیدجمال از #تجدد درک خامی بود. البته ما به عنوان انسانی که در انتهای قرن چهاردهم ایستادیم نمیتوانیم انسانی که در میانه قرن سیزدهم ایستاده را نقد کنیم چون فکر ما و زیست ما متفاوت از آن زمان است، ولی تفکر اولیه آستانه تجدد این بود که ما تکنولوژی را میگیریم و برای خودمان میکنیم. این فکر خام بود چون ابزار و تکنولوژی با خودش فرهنگ و نظام ارزشی میآورد و سبک زندگی ما را تغییر میدهد
🔹آنهایی که تجدد را به تمامه قبول کردند و گفتند از فرق سر تا نوک پا باید متجدد شویم و آنهایی که مثل #هایدگریها تجدد را به شدت رد کردند، در یک نقطه به نام #سکولاریسم به هم میرسند. چه افرادی مثل #مهدی_نصیری که میگفتند تجدد را رد کنیم و چه امثال #تقیزاده که میگفتند تجدد را کامل بپذیریم، در یک نقطه به هم میرسند. آن نقطه چیست؟ بار بستن دین از ساحت اجتماع و حکمرانی است. اتفاقاً تفکر تشیع اصرار دارد باید در مقابل سکولاریسم ایستاد.
🔸مسئله دوم که در آن زمان اتفاق افتاد، ساخت #دولت_مدرن در فضای تفکر ایران بود که با مشروطه اتفاق افتاد؛ یعنی به این سمت رفتند که مفاهیم مدرن متجدد حوزه غربی را اخذ کنند. اتفاقاً اولین علمی که در دارالفنون ایجاد شد، علوم سیاسی بود. فارغالتحصیلان علوم سیاسی برای تشکیل دولت مدرن پیشقدم شدند. اینجا دو اتفاق روی داد؛ یکی اینکه جامعه سنتی تغییر وضعیت نداد و مدرن نشد و دوم اینکه فرهنگ سیاسی سنتی قاجار در زمان مشروطه جابجا شد. مشروطه برای مقابله با استبداد بود، اما خروجی آن رضاخان شد.
🔹بنابراین دو مسئله جدی برای روشنفکران اتفاق افتاد و آن اینکه جامعه مثل دولت تغییر فاز نداد، دوم اینکه فرهنگ سیاسی محفلی قاجار به زمان مشروطه منتقل شد. این باعث شد چالشها ادامه پیدا کند. در نهایت در سال ۵۷، نقطه اتصال برقرار شد و تلاش شد جامعه مدرن، دولت مدرن و امر اجتماعی و سیاسی مدرن با هم انطباق پیدا کنند و در قالب #جمهوری_اسلامی ظهور و بروز پیدا کند.
⚜️ @Taammolat74
🔉 میزگرد علمی
#اختصاصی
🔶 موضوع |میزگرد علمی داغ انتقادی در موضوع معرفت شناسی
🎙اساتید:
آیتالله مصباح یزدی | غلامرضا فیاضی | محمد لگنهاوزن | مصطفی ملکیان
جلسه هشتم
🔻 پ.ن:
آنچه از منظر مخاطبان فرهیخته میگذرد، بخشی از سلسله نشستهای پژوهشی -آموزشی است که در مؤسسه امام خمینی قم به منظور تبیین تاریخی و تطبیقی مباحث معرفتشناسی در دهه 70 برای طلاب حوزه علمیه قم تشکیل یافته است. این جلسات به صورت روزانه در کانال تأملات بارگزاری میشود.
⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
08 - میزگرد معرفت شناسی.mp3
22.47M
🔉 میزگرد علمی
🔶 موضوع |میزگرد علمی داغ انتقادی در موضوع #معرفت_شناسی
🎙اساتید:
آیتالله #مصباح_یزدی | #غلامرضا_فیاضی | محمد لگنهاوزن | مصطفی ملکیان
جلسه هشتم
🔹 تاریخچه تقسیم علم حضوری و حصولی
🔹تعریف علم حضوری و ملاک تمایز آن با علم حصولی
🔹ما در فلسفه غربی چنین تقسیمی که در فلسفه اسلامی مطرح هست و توجه خاصی که به ان بوده، نیست!
🔗 برای شنیدن جلسه قبل، اینجا کلیک کنید.
⚜️ @Taammolat74
🧠 #فلسفیدن
🔸🔸 تمام کائنات با همه لایه ها و با همه بغرنجی اش در درون انسان پنهان است. شیطان مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما در پی فریب دادنمان باشد، بلکه صدایی است درون خودمان. در خودت به دنبال شیطان بگرد، نه در بیرون و نه در دیگران. و فراموش نکن که هر که نفسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. انسانی که نه به دیگران، بلکه به خود بپردازد، سرانجام پاداشش شناخت آفریدگار است.
✍️الیف شافاک
📚 رمان ملت عشق
⚜️ @Taammolat74
تاملات
📣 اطلاعیه آیینه سکندر... 🔶موضوع | حوزه علمیه قم و تجدد در ایران معاصر 🎙دکتر عبدالوهاب فراتی 🔹ب
🔉 سخنرانی
🔶 موضوع |حوزه علمیه قم و تجدد در ایران معاصر
🎙دکتر عبدالوهاب فراتی
بازخوانی ایده غرب شناسی و غرب پژوهی در ایران
سلسله نشستهای آیینه سکندر
⏰ 17 اسفند 1399
⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
neshast2.mp3
25.23M
🔉 سخنرانی
🔶 موضوع |#حوزه_علمیه_قم و #تجدد در ایران معاصر
🎙دکتر #عبدالوهاب_فراتی
سلسله نشستهای #آیینه_سکندر
.
.
.
🔗 برای شنیدن جلسه گذشته، سخنرانی علیرضا پیروزمند، اینجا کلیک کنید.
⚜️ @Taammolat74
⚜️ @roozegareno_ac
🔰علوم انسانی و مهندسی اجتماعی (4)
✍️رضا داوری اردکانی
📍 علوم اجتماعی نیز در بحران تجدد به وجود آمدند. این علوم که عهدهدار تحلیل وضع جامعه و شئون زندگی جدید بودند بنحو خودآگاه و ناخودآگاه تحلیل خود را با نظر به یک طرح کلی بهنجار و متعادل صورت میدادند. از زمره علوم اجتماعی، اقتصاد و تعلیم و تربیت و تاریخ و سیاست سابقه بیشتری دارند. از سیاست و تاریخ و تعلیم و تربیت در اینجا چیزی نمی گویم زیرا این سه از قدیم وجود داشتهاند و بیان اینکه در عصر جدید چه صورتی پیدا کردند مجال وسیع میخواهد.
⚜️ @Taammolat74 👇👇👇
تاملات
🔰علوم انسانی و مهندسی اجتماعی (4) ✍️رضا داوری اردکانی 📍 علوم اجتماعی نیز در بحران تجدد به وجود آم
✔️ [ادامه...]
💠
بخش چهارم🔸با تصدیق این معنی که در زمان تجدد بشر با اراده و علم خود جهان را دگرگون کرده است نمیتوان نتیجه گرفت که دگرگونی دوران تجدد از ابتدا بر طبق برنامه تدوین شده صورت میگرفته است. اروپای جدید در آغاز راه خود بی نیاز از برنامه و به نحو طبیعی پیشرفت کرده و در یکصدسال اخیر بر اثر بروز بحران، کشورهای جهان و حتی اروپا ناگزیر به درجات به برنامهریزی روکردهاند. 🔹اگر مراد از مهندسی اجتماعی تدوین برنامه و اجرای آنست، مطلب جای بحث ندارد. زیرا برنامهریزی هست و اجرا هم میشود. اما معمولاً مهندسی اجتماعی چه جزئی و چه کلی در گوش ما طنین و فحوایی دارد که گویی اشخاص در هر کشور یا احزاب و گروهها در کشورها میتوانند هر طور که پسندیدند و آرزو داشتند به زندگی و جامعه صورت بدهند. به عبارت دیگر مهندسی اجتماعی برنامه ریزی نیست بلکه در آن جهان و جامعه و زندگی زمینهای انگاشته میشود که میتوان با رأی و ذوق و میل خود در آن هر گیاهی را که دوست دارند بکارند و هر حاصلی که میخواهند بردارند و هر بنایی که میخواهند بسازند. 🔸این مهندسی اجتماعی خواه جزئی باشد و خواه کلی به علم ربطی ندارد و در هیچ جا عملی نمیشود و اگر به آن بپردازند (چنانکه در روسیه پرداختند) حاصلش آسیب و درد و مصیبت است. هر دوران تاریخی امکانهایی دارد و در حدود آن امکانهاست که آدمیان میتوانند تصمیم بگیرند و طرح در اندازند و عمل کنند. جامعه و تاریخ جدید هم اقتضاهایی دارد که علوم انسانی باید به این اقتضاها توجه کنند و آنها را دریابند. توجه به این نکته مهم است که علوم اجتماعی و بخصوص جامعهشناسی در همان زمان به وجود آمد که اندیشه تغییر آگاهانه در نظم جامعه و بنای نظم تازه پدید میآمد. مارکس طرح انقلاب را درانداخت ولی طرح او بیتوجه به شرایط و امکانهای تاریخی نبود. 🔹پس از مارکس علوم اجتماعی بیشتر به شناخت نظم اجتماع و روابط و مناسبات مردمان و شرایط تغییر و تحول امور توجه کرد. ولی این بدان معنی نیست که علوم اجتماعی نسبت به آنچه روی میدهد بیطرف و بیتفاوت باشند و صرفاً به گزارش دادن اکتفا کنند. علوم اجتماعی از دهههای پایان قرن نوزدهم صورت انتقادی پیدا کرده و این وضع بخصوص در زمان پست مدرن شدت یافته است. این علوم از وضع زمان و آنچه میگذرد جدا نیستند. 🔗 برای مطالعه قسمت قبل، اینجا کلیک کنید. ⚜️ @Taammloat74
♨️ دوره مجازی مسأله شناسی فعالان عرصه فرهنگ و رسانه
#ویژه_نوروز_1400
🔶 موضوع |مسئله چیست؟!
🎙با سخنرانیهای اساتید:
مجید حسینی، سینا کلهر، پیام فضلینژاد، میلاد دخانچی، بشیر حسینی، امیر خراسانی، صابری تولایی، کمیل قیدرلو، مجید امامی
یازدهمین مدرسه تابستانه دعوت
⏰ از 1 فروردین 1400
🔻 در ایام نوروز با کانال تأملات همراه باشید...
⚜️ @Taammolat74