سربازان خمینی اینگونه از خون و خاکستر برمیخیزند و تکثیر میشوند...
#مجاهدین_اسلام🥀
|@taanhaa21
شهید آوینیصبح پيروزي هر چند هنوز فضا از نم باران آكنده بود_۲۰۲۲_۰۵_۲۴_۱۱_۰۴_۵۲_۳۸۵.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
³خرداد
خرمشهر را خدا آزاد کرد...
🚶♂|@taanhaa21
هدایت شده از - اِنْفِسٰاح -
یک زمان سپاه محمد رسول الله برای اعزام نیروها به جنگ در ورزشگاه آزادی چنین تجمعی رقم زد! حالا برای #سلام_فرمانده همه جمع شدن!
چقدر دشمن از عرض ارادت به امام زمانمون شاکی شده.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
پشت پرده حجاباستایلها به روایت یکی از شاخهای مجازی
🔹فرهنگسازی غلط حجاب استایلها و تحریف دین توسط آنها سوژه داغ این روزهای «فارسمن» است. به همین دلیل سراغ یکی از حجاب استایلها رفتیم تا با او گفتوگو کنیم.
🔹میگوید:« حافظ و معلم قرآن بودم. اولین عکسم را با پوشیه منتشر کردم. بازخوردها بالا بود و مورد پسند خیلیها قرار گرفت. رفته رفته طمع دیدهشدن وسوسهام کرد و کارهایی میکردم که تا قبل از معروفشدنم آنها را بیحیایی میدانستم».
متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید
@Farsna
لَطیف-
+²¹ با همین نیمه،همین معمولی ساده بساز دیر کردی،نیمه عاشق ترم را باد برد... 🚶♂|@taanhaa21
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+²¹
"قالیکرمانکهباشیمیخوریپابیشتر..."
🚶♂|@taanhaa21
یک:
مادر «ع» زیرآوار بود رفتیم درش بیاوریم، نصف روز دنبال خانه گشتیم، نصف دیگر دنبال پیگر مادرش، مادرش مثل فرشتهای مومیایی شده در چادر نمازش اذان مغرب از بین آوارها شکوفه زد، اینستاگرام نبود.
دو:
دور آتش نشسته بودیم، ماشینی تاریکی شب را چاک میداد و میآمد، نزدیکتر شد، بلیزر بود، پیاده و سمتمان آمد چند مشما نان در بغل داشت، سرخی آتش افتاد روی چهرهاش، زلزله یادمان رفت، عقاب آسیا تنها از تهران آمده بود بم ...اینستاگرام نبود.
سه:
یک پرواز بازیگر آمدند بم، من راهنماشان بودم، نه صبح نشست، سوار اتوبوسشان کردم رفتیم ارگ و بعد مزار ایرج، رابعه اسکویی و مهران غفوریان همان اول شهر پیاده شدند گفتند غروب میآییم فرودگاه یک نفر را همراهشان گذاشتم، بقیه توی شهر چرخی زدند و رفتند هتل ارگ جدید، زرشک پلو با مرغشان خوردند، خانم «خ» استخوانهای مرغ کل گروه را از توی بشقابها جمع کرد که بیاورد تهران برای سگش، شب رفیقم گفت: کوچه به کوچه رابعه بچهها را جمع کرده روی یک سطل ضرب گرفته، مهران رقصیده تا غروب، اینستاگرام نبود.
چهار:
فرودگاه بم قیامت بود، حاجاحمد کاظمی و حق فرمانده فرودگاه بودند سه شبانهروز مطلق نخوابیدند، تا مصدوم بفرستند کمک تحویل بگیرند، اینستاگرام نبود.
پنج:
یکیشان کشورش زیر چنگال طالبان است، یکیشان کشورش زیر چکمه تحریمهای کمرشکن، همه دوربینهای جهان هستند، با لبهایی که میتوانند ظلم را جار بزنند حماسهی بوسه میآفرینند، عبادتی که هرچه خلوتتر شیرینتر... چون اینستاگرام هست.
شش:
مجرد است، نیمیاز وقتش را خواب است نیمش را یا توی باشگاه یا توی لواسان و کردان، درخواست حضانت نوزاد توی سطل را داده، موافقت نشده ، فحش میدهد چون اینستاگرام هست.
هفت:
سگ پاکوتاه خانگیای که یکهفته توی شهر ولش کنی گربهها میخورندش را برده #متروپل زنده یابی کند، عذرش را خواستهاند، فحش میدهد چون اینستاگرام هست.
#متروپل جگرم را دارد آب میکند، کار از گلگاوزبان رسیده به پرانول و لورازپام، نشستهام به نمزدگی سقف نگاه میکنم و پرز فرش فتیله، به این فکر میکنم خوشا بم که اینستاگرام نبود یا بدا آبادان که اینستاگرام هست؟؟
خواهرم برادرم نفسم حامد پیشمرگ تکتکان به خدا غریبه پایش بیافتد توی این خاک نمیپرسد #سلامفرمانده را دوست داشتی یا نه؟ نمیپرسد شجریان یا شهید بغداد؟ ما غیر از همدیگر کسی را نداریم، پناه هم باشیم، سنگی از پیش پای هم ور داریم...باری سبک کنیم...دردتان به جان حامد کمی آرامتر ... نصفشبی بغضی بود جاری شد... حلال کنید.
✍🏻حامد عسکری
🚶♂|@taanhaa21