⭕️هیاهوی رسانهای غرب برای القای تهدید
🔹در هفتهها و روزهای اخیر، رسانههای وابسته به محور غربی و صهیونی تلاش گستردهای را برای القای نزدیک بودن حمله نظامی به کشورمان آغاز کردهاند. این جنگ روانی با اعلام خبر اعزام ناوگروه ضربتی به رهبری ناو آبراهام لینکلن به منطقه سنتکام کلید خورد و سپس با انتشار اخباری درباره اعزام دو ناوگروه دیگر - یکی به رهبری ناو جورج دبلیو بوش و دیگری به رهبری ناو جرالد فورد - شدت یافت. هدف از این پروپاگاندای رسانهای چیزی نیست جز تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی منطقه و ایجاد التهاب روانی در محافل سیاسی و اقتصادی.
🔸اما واقعیت میدانی و تجربه تاریخی نشان میدهد که این تحرکات، بیش از آنکه مقدمه یک عملیات نظامی واقعی باشد، در چارچوب جنگ روانی و نمایش توخالی قدرت قابل ارزیابی است. نیروی دریایی آمریکا سالهاست که بر اساس یک روال مشخص و برنامهریزیشده، ناوگروههای خود را به مناطق مختلف جهان اعزام میکند. این جابجاییها که از پایگاههای دائمی این کشور در سواحل شرقی و غربی انجام میشود، عمدتاً با هدف حفظ آمادگی ظاهری نیروها و پشتیبانی از پایگاههای موجود صورت میگیرد و ربطی به تصمیمگیری قطعی برای جنگ ندارد.ترکیب این ناوگروهها که شامل یک ناو هواپیمابر، چند رزمناو و کشتیهای پشتیبان است، یک آرایش کاملاً استاندارد و تکراری در نیروی دریایی آمریکاست. بر اساس اسناد داخلی پنتاگون، این کشور موظف است همواره شش ناو هواپیمابر را در حالت آمادهباش نگه دارد. بنابراین، جابجایی آنها یک رویه عادی و اداری است، نه یک اقدام استثنایی برای حمله.
🔹نکته مهم دیگر اینکه این ناوگروهها علاوه بر کارکرد عملیاتی محدودشان، بیشتر جنبه نمادین دارند و وسیلهای برای باجگیری سیاسی و ارعاب رسانهای محسوب میشوند. آمریکاییها با علم به قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی و توانمندیهای دفاعی کشورمان، به خوبی میدانند که هرگونه ماجراجویی نظامی با هزینههای سنگین و غیرقابل جبرانی برای آنها همراه خواهد بود. از این رو، به بزرگنمایی رسانهای این تحرکات روی آوردهاند تا شاید بتوانند در میز مذاکره امتیازی کسب کنند.وضعیت ناو جرالد فورد نیز گواه روشنی بر این مدعاست. این ناو که ادعا میشود جدیدترین ناوگان آمریکاست، به تازگی یک مأموریت هشتماهه طاقتفرسا را در دریای کارائیب پشت سر گذاشته و کارکنان آن خسته و فرسوده هستند. اعزام مجدد این ناو به یک مأموریت طولانی دیگر نشاندهنده ضعف در مدیریت نیروی انسانی و نهایتاً کاهش توان عملیاتی آن است. این مسئله ثابت میکند که آمریکاییها بیش از آنکه به دنبال جنگی واقعی باشند، به دنبال خلق تصاویر رسانهای برای تأثیرگذاری روانی هستند.
🔸فراموش نکنیم که آنچه امروز شاهدش هستیم، بخشی از یک جنگ روانی تمامعیار علیه ملت ایران است. رسانههای وابسته به دشمن با هماهنگی محافل سیاسی غرب، تلاش میکنند فضای منطقه را ملتهب نشان دهند و از این رهگذر، اهداف سیاسی خود را پیش ببرند. اما ملت هوشیار ایران و مسئولان آگاه کشورمان با درک صحیح از این بازی رسانهای، اجازه نخواهند داد این پروپاگاندا به اهداف شوم خود برسد.
🖊 عبدالحسین آزاد
⭕️همزمانی آشوبهای دانشگاهی با تهدیدات نظامی، پروژه دشمن برای ناامنسازی ایران
🔹️آنچه در روزهای گذشته در دانشگاههای تهران رخ داد، فراتر از یک رویداد ساده دانشجویی است. این تحرکات دقیقاً در شرایطی اوج گرفته که اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده و مقامات آمریکا از لشکرکشی به منطقه و گزینههای نظامی علیه ایران سخن میگویند و مترصد یک ناآرامی داخلی برای دستیابی به نیات پلید خود هستند. این همزمانی تصادفی نیست. رئیس دانشگاه صنعتی شریف به صراحت اعلام کرد که دشمن میخواهد دانشگاه تعطیل و فضای علمی کشور ناامن شود تا بتواند ضربه خود را وارد کند. رسانههای معاند نیز با برجسته سازی تصاویر تنش، تلاش میکنند چهرهای ناامن از ایران به جهان مخابره کنند.
🔸پیامدهای این رویدادها فراتر از چند روز تنش است. از یکسو، دوقطبی شدن فضای دانشگاهها و از بین رفتن اعتماد خانوادهها به امنیت محیطهای علمی، بزرگترین آسیب به آموزش عالی کشور محسوب می شود. از سوی دیگر، شعارهای ساختارشکنانه و استفاده از نمادهای رژیم فرومایهٔ پهلوی نشان میدهد که هدف اصلی، نقد وضع موجود نیست، بلکه پروژهای برای تغییر ساختار سیاسی به نفع گزینههای برون مرزی دنبال میشود. گزارش ها حاکیست که برخی معترضان با سلاح سرد وارد میدان شده بودند که نشان میدهد خشونت و التهاب، هدف اصلی آنان بوده است.
🔹️در چنین شرایط حساسی، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی باید رویکردی هوشمندانه و پیشگیرانه در پیش گیرند. برخورد صرفاً امنیتی با پدیدههای اجتماعی نه تنها مشکل را حل نمیکند، که ممکن است به تشدید آن بینجامد. وزارت علوم بر ضرورت عقلانیت، مدارا و ضوابط دانشگاهی تأکید کرده که مسیر درستی است. باید میان دانشجویان ناآگاه که فریب خوردهاند و عوامل اصلی و هدایتکنندگان پشت صحنه که با جریانهای معاند خارجی مرتبط هستند، تمایز قائل شد. افشای بموقع این ارتباطات و رسانههای وابسته به آنها، میتواند بسیاری از دانشجویان را از ماهیت واقعی پروژه آگاه کند.
💬آنچه امروز در دانشگاهها میگذرد، حلقهای از زنجیره پروژه دشمن برای بیثبات سازی ایران همزمان با اوج تهدیدات خارجی است. نخبگان دانشگاهی و دانشجویان آگاه باید با هوشیاری تمام، میان نقد سازنده و آشوبطلبی تمایز قائل شوند. آینده کشور را نه شعارهای ساختارشکنانه و نه نوستالژیهای پوسیده پهلوی، که عقلانیت، وحدت ملی و تکیه بر توان داخلی رقم خواهد زد.
🖊 #حسین_نجفی
⭕️عادی سازی حملات به جنوب لبنان و حزب الله
▫️یکی از بدترین آفات، عادیسازی حملات گاه و بیگاه به حزب الله است؛ گویی حملات متعدد به جنوب و شمال لبنان و شهادت فرماندهان و رزمندگان حزب الله به یک امر روتین تبدیل شده و دیگر برای همه عادی است. با این حال، باید به واقعیات میدانی نیز توجه کنیم. میتوان گفت آسیبهای زیرساختی که به حزب الله پس از آتشبس وارد شد، چه بسا بیشتر از جنگ ۶۶ روزه بود اما گزینههای عملیاتی حزب نیز محدود است. آرایش توازن قوا در منطقه و فرامنطقه به گونهای است که هیچکس نمی تواند به شکل تکی دفاع یا تهاجم کند (این امر برای اسرائیل و آمریکا نیز صادق است) بنابراین دو راه وجود دارد:
🔹یا حزب الله باید وارد درگیری شده و در این زمینه حتما نیازمند کمک و پشتیبانی مستقیم سایر اضلاع مقاومت است وگرنه وارد مسلخی بزرگ میشود.
🔸یا محور دوره بازیابی خود را ادامه داده تا ولو اندکی به نقشه پیشا ۷ اکتبر نزدیک شویم که در آن محور سپر بازدارندگی سرفرماندهی شده و با اولین حمله به آن، "معرکه کبری" از ۷ جهت مختلف آغاز گردد.
🔹به نظر تحلیل دشمن نیز این است که نقشه دوم قطعی است و از همین رو به دنبال توسعه گستره و تشدید عملیاتهای چمنزنی در منطقه است.محلل
⭕️برآیند مذاکرات و ابعاد توافق احتمالی
▫️ در تمام مذاکراتی که این یک سال شده، اکثر حرفها و پیامها کلی بوده و به سطح جزئیات کامل نرسیده است. اینبار در آخرین دور مذاکرات بر ارائه یک پیشنویس توافق شد. این پیش نویس که از سوی ایران تدوین میشود حداکثر و تمام امتیازاتی است که ایران در برنامه هستهای خود می دهد و در این یک سال مذاکره هم از همان ابتدا بر آن تاکید داشته. حوزههای بحث نیز شامل تعلیق غنیسازی، رقیقسازی یا خروج مواد، کنسرسیوم، مدت بندهای غروب، بازرسی از تاسیسات و سرمایهگذاریهای اقتصادی و نفتی در ازای رفع تحریمهای اصلی و مشخصی که مسیرهای تنفس ایران را هدف قرار داده با خط قرمز به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران، میشود. آمریکا هر چند حوزههای موشکی و منطقهای را مطرح کرده(البته اصراری در منطقه ندارند و با پر رویی می گویند آن را خودمان هم می توانیم حل کنیم!) اما تهران به هیچ وجه زیر بار خواستههای آمریکایی در حوزه موشکی که کاهش برد موشکها در سه فاز زیر ۱۰۰۰ کیلومتر، زیر ۷۰۰ کیلومتر و زیر ۳۰۰ کیلومتر است، نمیرود. به عبارتی چیزی که ارائه خواهد شد، نهایت انعطاف است. با این حال همچنان سه نقطه مهم وجود دارد:
1⃣در سطح راهبردی، مسئله اصلی توافق یا جنگ نیست زیرا اینها گزینههای تاکتیکی هستند بلکه مسئله اصلی این است که دشمن یک پنجره فرصت محدود برای تسلیم ایران یا سقوط نظام را پیش روی خود میبیند؛ این پنجره فرصت صرفا مربوط به متغیرهای تضعیف ایران نیست و متغیرهای توسعه قدرت ایران نیز مطرحاند. بنابراین سوال اصلی این است که آیا آنها با یک توافق، میآیند و به کشورمان تنفس ولو موقت میدهند؟ این باعث می شود که به قضیه بدبین باشیم و نتیجه بگیریم که حتی در صورت توافق، نباید به حریف خوشبین بود زیرا اتاقهای فکر دشمن اکنون به جز عملیات نظامی، در حال تدوین و شرطبندی بر روی طرحهای موازی مانند فروپاشی اقتصاد ایران در کوتاه مدت و یا عملیاتهای ویژه تروریستی و خرابکاری در صنایع هستهای نظامی برای جلوگیری از تکمیل طرحهای قدرتزایی ایران هستند که این طرحها و محاسبات خصوصا اولی با خواستههای ایران در پیش نویس در قسمت رفع تحریمها سازگار نیست.
2⃣ در سطح تاکتیکی، آیا ترامپ و صهیونیستها قانع میشوند که برنامه موشکی ایران تعیین تکلیف نشود؟ به عبارتی چه تضمینی وجود دارد که دشمن مجدد با روشهای دیگر بحث کاهش برد را مطرح نکند؟ این خصوصا محاسبه صهیونیستهاست که هر توافق با ایران بدون برچیدن تمام تواناییها، باعث بازیابی کشور و هجوم مجدد به آنها می شود.
3⃣ ترامپ با این حجم نیروی نظامی که به منطقه و با سر و صدای زیاد تزریق کرده چه خواهد کرد؟ طبعا ترامپ سنگ بزرگی داشته که یا باید با یک توافق بزرگ و یا با یک عملیات آن را پایین بیاورد و در این بین تنها یک راه میانه وجود دارد.
🔹 مجموع موارد فوق باعث میشود تا اولاً بسیاری انتظاری نسبت به انعقاد یک توافق خوب یا متوازن نداشته باشند و ثانیاً حتی در صورت هر نوع توافق، جای خوشبینی نیست و باید منتظر تداوم نبرد به شکلهای دیگر بود.
⭕️عدم قطعیت کاذب
▫️رسانههای غربی اخیرا گزارشات مکرری را در خصوص طرح حمله مدنظر دشمن کار میکنند. قریب به اکثر این گزارشات یک محور مشترک دارد و آن این است که در کاخ سفید پیرامون اصل و طرح حمله به ایران اجماع وجود ندارد. وقتی این توالی، ترتیب و حتی تضاد وجود دارد، باید سهمی را به این تحلیل قائل شد که آنها نیز میخواهند عدم قطعیت کاذب به تهران تزریق کنند تا نتوانیم آرایش مناسب و متناسب بگیریم.محلل
⭕️ معادلات آمریکا در دریا را به هم ریخت
🔹 وقتی خبر نصب موشک پدافندی «صیاد ۳-G» روی ناوهای سپاه منتشر میشود، ذهنهای ساده و تحلیلگران خطی میگویند: "خب، یک موشک جدید به یک کشتی اضافه شد." اما در اتاقهای فکر پنتاگون و سنتکام، این خبر به معنای به صدا درآمدن آژیر خطر و فروپاشی یک استراتژی چند ده ساله است.
🔸 برای درک اینکه چرا این شلیک، یک «زلزله محاسباتی» برای دشمن است، بیایید هیاهوی رسانهها را کنار بگذاریم و با یک منطق ساده و ملموس میدانی، ببینیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است:
1⃣ از «قایقهای پناهگرفته» تا «دژهای متحرک»
تا دیروز، نقطه ضعف اصلی شناورهای ما در خلیج فارس چه بود؟ ما قایقهای تندرو و موشکهای ضدکشتی عالی داشتیم، اما اگر این شناورها از ساحل ایران دور میشدند، طعمهی آسانی برای جنگندهها و بالگردهای آپاچی آمریکایی بودند. در واقع، نیروی دریایی ما مجبور بود همیشه زیر «چتر پدافندی روی خشکی» بماند تا از هوا شکار نشود.
▫️اما نصب موشک عمودپرتاب صیاد با برد 150کیلومتر، این نقطه ضعف را برای همیشه پاک کرد. حالا ناو کلاس شهید سلیمانی، دیگر یک کشتی بیپناه نیست؛ بلکه یک «دژ پدافندی متحرک» است. هر جا که این ناو حرکت میکند، یک حباب امنیتی را با خود روی آب جابهجا میکند. یعنی ما چتر پدافندی ساحل را کندهایم و روی دوش ناو گذاشتهایم تا در وسط اقیانوس هم آسمان را برای دشمن منطقه ورود ممنوع کنیم.
2⃣ تکتیرانداز خاموش؛ کابوس غافلگیری شبکهایی
ترسناکترین بخش این خبر برای آمریکا، بُرد 150 کیلومتری موشک نیست؛ بلکه این جمله است: «قابلیت اتصال به شبکه یکپارچه فرماندهی و کنترل». این یعنی چه و چرا اینقدر مهم است؟
▪️در حالت عادی، اگر یک ناو بخواهد به هواپیمای دشمن شلیک کند، باید رادار خودش را روشن کند. روشن کردن رادار در دریا، مثل روشن کردن یک چراغقوه قدرتمند در یک اتاق تاریک است؛ دشمن فوراً جای شما را میبیند و قبل از اینکه شلیک کنید، شما را میزند.
▫️اما «اتصال به شبکه یکپارچه» این بازی را عوض میکند. تصور کنید یک رادار فوقالعاده قدرتمند در عمق کویرهای ایران (مثلاً در اصفهان)، یک جنگنده آمریکایی را روی خلیج فارس میبیند. این رادار، مختصات دقیق جنگنده را در کسری از ثانیه برای ناو سپاه در وسط دریا میفرستد. ناو سپاه، بدون اینکه رادار خودش را روشن کند و جایش لو برود، موشک صیاد را به سمت مختصات شلیک میکند.
▪️خلبان آمریکایی در حالی پودر میشود که اصلاً نفهمیده از کجا و از چه کسی خورده است! این یعنی تبدیل شدن ناو به یک «تکتیرانداز خاموش و متصل به شبکه» که امکان غافلگیری مطلق را فراهم میکند.
3⃣ فلج شدن ماشین جنگی آمریکا
آمریکاییها در دریا یک قانون طلایی دارند: "اول با جنگندههایمان آسمان را پاکسازی میکنیم، بعد ناوهایمان را جلو میآوریم." تمام هیبت ناوهای هواپیمابر آمریکا به همان هواپیماهایی است که از روی آنها بلند میشوند تا راه را باز کنند.
▫️حالا با حضور ناوهای پدافندی سپاه، این قانون طلایی باطل شده است. وقتی جنگندههای دشمن نتوانند به فاصله 150 کیلومتری شناورهای ما نزدیک شوند (چون شکار صیاد میشوند)، عملاً قابلیت پشتیبانی هواییشان فلج میشود. وقتی هواپیماها نتوانند جلو بیایند، ناو هواپیمابر آمریکایی هم مجبور است برای حفظ امنیت خودش، صدها کیلومتر عقبتر برود.
▪️نتیجه؟ سلاحهای میلیارد دلاری آمریکا، خاصیت تهاجمی خود را از دست میدهند و به ابزارهایی کُند و بیمصرف در فواصل دور تبدیل میشوند.
💬 تغییر هندسه قدرت
▫️شلیک موشک صیاد از روی ناو شهید صیاد شیرازی، یک رزمایش نمایشی نبود؛ یک پیام استراتژیک به واشنگتن بود. نیروی دریایی سپاه به دشمن اعلام کرد: "دوران برتری بیدردسر شما در آسمان دریا تمام شد."
▪️ما از یک نیروی دریایی که فقط توان «ایذا و مزاحمت» داشت، به یک قدرت بازدارنده تبدیل شدهایم که میتواند نه تنها در سطح آب، بلکه در آسمان دریا نیز محاسبات دشمن را در هم بشکند. معمای ناو و موشک، حالا پیچیدهتر از همیشه، گلوی استراتژیستهای آمریکایی را میفشارد.
🖊سعید سپاهی
⭕️هدف دشمن در این روزها چیست؟
🔹جنگ های امروز، فقط یک نبرد نظامی نیست بلکه یک جنگ چند وجهی با محوریت نبرد شناختی و با بهره گیری از ابزارهای رسانه ای، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است در نهایت آخرین مرحله این نبرد، استفاده از قدرت سخت است.
🔸بر همین اساس شاهد هستیم دشمن ابتدا می خواهد روی ادراک ما اثر بگذارد، نظام محاسباتی را مختل کند و در صورت شکستن تمرکز قوه عاقله نظام، با یک عملیات برق آسای نظامی مانند ٢٣ خرداد ماه ما را وارد اغتشاش ادراکی کند.
🔹از اوایل دی ماه نیز ما شاهد اجرای پروژه های گسترده دشمن در حوزه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با هدف بازتولید آشوب هستیم در نهایت هدف دشمن از این عملیات ها زمینه سازی برای حمله خارجی است.
🔸در یک ماه اخیر نیز آمریکایی ها و صهیونیست ها سعی دارند با ایجاد اقدامات متناقض در ابعاد متفاوت ما را سر در گم کنند تقویت قوای نظامی در منطقه، انتقال گسترده سوخت رسان ها، اضافه کردن ناو جرارد فورد به دریای مدیترانه و مصاحبه های مبهم پیرامون مذاکره یا جنگ، ایجاد آشوب در چند دانشگاه به طور همزمان، نفوذ در بین خانواده های جان باختگان و برگزاری مراسم چهلم همراه با رقص به اشکال مشابه، همه و همه برای بر هم زدن دستگاه محاسباتی تصمیم گیران است.
🔹در این بین شاید لازم باشد ما نیز به اتاق فکر دشمن ضربه وارد کنیم و با خارج شدن از لاک دفاعی، با یک ضربه تهاجمی و یک عملیات پیشگیرانه او را در یک شوک عمیق فرو ببریم.
🔸البته منظور از این عملیات صرفا یک حمله نظامی کلاسیک نیست زیرا این شکل عملیات در دکترین دشمن شناخته شده است و او را دچار شوک نخواهد کرد راهکار در اجرای نبرد نامتقارن است زیرا با توجه به برتری دشمن در تجهیزات و فناوری، این شکل نبرد، دشمن را کاملا منفعل خواهد کرد.
🖊مجتبی منصورزاده
⭕️ تحلیل واقعیتها و مسلمات استراتژیک در مواجهه با تهدیدات آمریکا
🔹 در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران با تهدیدات پیچیده و طراحیشدهای از سوی ایالات متحده مواجه است. این تهدیدات، از عملیات روانی و رسانهای گرفته تا تحرکات نظامی، بهمنظور فریب افکار عمومی و ایجاد بحران، در قالب استراتژیهای چندجانبهای به اجرا درآمده است. آنچه در این میان به عنوان مسلمات استراتژیک و واقعیتهای غیرقابل انکار در میدان مطرح میشود، عبارتند از :
1⃣عملیات روانی و تبلیغاتی ایالات متحده به طور گسترده و پیچیده، هدف اصلی خود را فریب افکار عمومی، ایجاد رعب و وحشت و غافلگیری جمهوری اسلامی قرار داده است. این حجم از توطئههای شناختی و رسانهای، بیسابقه و مبتنی بر استراتژی منحرفسازی است.
2⃣ نقاط قوت جمهوری اسلامی به وضوح روشن و غیرقابل انکار است: ایمان راسخ به قدرت لایزال الهی، اتحاد ملی و انسجام عمیق میان مردم، رهبری و نیروهای مسلح. این ارکان مستحکم، جمهوری اسلامی را در برابر تهدیدات خارجی مقاوم میسازد.
3⃣ اهداف استراتژیک آمریکا در قبال ایران، بلعیدن و نابودی جمهوری اسلامی است. این واقعیت برای رهبری و ارکان نظام ایران کاملاً آشکار است و هیچگونه تردیدی در آن وجود ندارد.
4⃣ مذاکرات با آمریکا تنها ابزاری نمایشی برای معرفی ترامپ به عنوان صلحطلب در سطح جهانی است و هیچگاه نمیتواند مسئله ایران و آمریکا را حل کند، زیرا جمهوری اسلامی هرگز تسلیم زیادهخواهیهای ایالات متحده نخواهد شد.
5⃣ جنگ برای آمریکا به عنوان گزینه نهایی مطرح است، اما پیچیدگیها و تبعات ناشی از آن، بهویژه ابهام در قدرت واقعی جمهوری اسلامی، باعث شده که تاکنون آمریکا از اقدام به جنگ خودداری کند و در وضعیت تردید و تعلل قرار گیرد.
6⃣دشمن همزمان به دنبال تحرکات داخلی (کودتا و آشوب) و تهدیدات نظامی است، اما دستگاههای اطلاعاتی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به عنوان دستگاه های خنثیکننده تهدید، در آمادهباش کامل قرار دارند.
7⃣جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قدرت داخلی و توانمندیهای نظامی و امنیتی خود، کاملاً آماده جنگ در هر سطح و مقیاسی است. در این مسیر، جمهوری اسلامی منتظر است تا با حماقت دشمن، قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد و قدرت پنهاناش را آشکار کند.
🖊 قربان صالحی
⭕️جنگ منطقهای علیه آمریکا و اسرائیل
مقاومت عراق؛ اهرم میدانی نبرد
🔹 در سناریوی حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران، عراق صرفاً «عمق سیاسی» محور مقاومت نیست، بلکه یک میدان عملیاتی فعال و فوری محسوب میشود. برخلاف یمن، عراق میزبان پایگاههای مستقیم نیروهای آمریکایی، مراکز لجستیکی و مسیرهای پشتیبانی ائتلاف است؛ موقعیتی که مقاومت عراق را از سطح تهدید رسانهای به یک اهرم میدانی واقعی ارتقا میدهد.
🔸 واقعیت میدانی نشان داده که آمریکا در عراق شبکهای از پایگاههای شناختهشده و نیمهثابت دارد؛ از عینالاسد و الحریر گرفته تا مراکز کوچکتر پشتیبانی. این پایگاهها بارها هدف حملات راکتی و پهپادی قرار گرفتهاند و نشان دادهاند که دفاع کامل در برابر حملات کمهزینه و پراکنده ممکن نیست. مقاومت عراق از همین نقطه ضعف بهره میبرد و عملیات خود را با الگوی کمهزینه، تکرارشونده و غیرقابل پیشبینی طراحی کرده است.
🔹 ورود مقاومت عراق به معادله، بهمعنای باز شدن یک جبهه همزمان علیه آمریکا است؛ جبههای که نیاز به اعزام نیرو از خارج ندارد و وابسته به خطوط تدارکاتی دوردست نیست. این وضعیت آمریکا را مجبور میکند بخشی از توان دفاعی و اطلاعاتی خود را از جبهه ایران منحرف کند و در عراق به کار گیرد؛ همان الگوی توزیع تهدید که تعریفکننده جنگ منطقهای است.
🔸 بُعد لجستیکی، عراق یکی از نقاط حساس برای آمریکا محسوب میشود. هر حمله به پایگاهها، مسیرهای تدارکاتی یا تجهیزات باعث افزایش هزینه حفاظت، جابهجایی نیرو و توقف موقت عملیات میشود. حتی حملات بدون تلفات، اختلال در برنامههای آموزشی، پروازی و اطلاعاتی نیروهای آمریکایی ایجاد میکند.
🔹 در بُعد سیاسی نیز تشدید عملیات توسط مقاومت عراق، دولت بغداد را در موقعیت دشوار قرار داده و فشار داخلی برای کاهش حضور نظامی آمریکا را افزایش میدهد. آمریکا در چنین شرایطی نه تنها با دشمن خارجی، بلکه با فرسایش مشروعیت حضور خود روبهرو میشود؛ تجربهای که پیشتر نیز هزینهساز بوده است.
🔸 پیوند ایدئولوژیک و راهبردی مقاومت عراق با ایران، عنصر کلیدی در عملکرد آن است. این رابطه به معنای تبعیت کور نیست، بلکه هماهنگی در تعریف تهدید و پاسخ است.
🔹 مقاومت عراق برنامهریزی برای جنگ کلاسیک ندارد؛ مدل عمل آن فرسایش مستمر، افزایش هزینه و بیثباتسازی محاسبات دشمن است. آمریکا ناچار میشود برای حفظ وضعیت موجود، منابع و هزینهای صرف کند که با اهدافش همخوانی ندارد. این همان مکانیسمی است که جنگ منطقهای را از سطح شعار به واقعیت عملی تبدیل میکند.
💬 در نهایت، اگر حملهای علیه ایران رخ دهد، مقاومت عراق یکی از سریعترین و کمهزینهترین ابزارهای گسترش میدان درگیری برای محور مقاومت است. این نقش بر پایه جغرافیا، تجربه عملی، ساختار میدانی و حضور واقعی آمریکا در خاک عراق تعریف شده و هر تحلیل جدی جنگ منطقهای باید آن را مدنظر قرار دهد.
استاد معتز آقائیTahdir joze5.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎙تندخوانی(تحدیر) جزء پنجم قرآن کریم
🕕 زمان: ۳۳ دقیقه
💬 فایننشال تایمز با استناد به اسناد روسی و منابع مدعی شد: ایران در دسامبر یک قرارداد تسلیحاتی محرمانه به ارزش ۵۰۰ میلیون یورو با روسیه امضا کرده است. این معامله شامل تأمین هزاران موشک پیشرفته دوش پرتاب از سوی روسیه به ایران میشود.
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚚پاسخ کامیوندار ایرانی به صهیونیستها؛
دنیا رو گشتم، بهترین کشور ایرانه
🔹 یک گروه فیلمسازی از کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی در حال ساخت مستندی در کردستان عراق بودند که با یک راننده کامیون ایرانی مصاحبه می کنند. از او میپرسند که نظرش در مورد ایران چیست؟
🔸 او میگوید: بیست و چهارتا کشور رو گشتم، ازبکستان، کردستان، روسیه، بلاروس، ترکیه، افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان، قزاقستان... اما بهترین مملکت ایرانه.