💢 ملیگرایی در قالب باستانگرایی در برابر اسلامگرایی
🔺 ناسيوناليسم برگرفته از ناسيون يعنى ملت و به معناى «ملّىگرايى» و «ملتباوری» است. تفکر ملیگرايی در تاريخ دو دوره دارد: دوره اول: ملّىگرايى به معناى اعتقاد به برترى قوم و نژاد خاصى از انسانها، بر اقوام و نژادهاى ديگر.
🔸 دوره دوم: ملیگرايی مدرن که به معني حق حاکميت ملتهاست. اين مليگرايی همان ليبرال دموکراسی است. آنچه در کشور تحت عنوان جريان ملیگرايی وجود دارد، همان معناي اول است که امروزه با پيشوند يونانی «پان»(به معنای همه) مطرح میشود.
🔺 اين تفکر در بردارنده نوعی نژادپرستی است؛ زيرا يک قوم يا ملت را برتر از ديگر اقوام و مليتها میداند و در پیِ گسترش سلطه آن قوم بر قوم ديگر است. ملیگرايی بدين معنی، ريشه در اموری مانند: جهل، نژادپرستی، آپارتايد و جداگري و تحريکات استعماری دارد.
🔺 قالبهای ترويج ملیگرايی
1️⃣ قالب باستانگرايی
🔸 سردمداران اين تفکر، در پی تجديد هويت ايرانيان باستان و احياء سنتهای ملی آنان در دوران باستان هستند و اسلام را به عنوان عامل عقبماندگی ايران معرفی میکنند. البته ملیگرايی در قالب باستانگرايی، در تاريخ ايران امری تازه نيست و به کمی قبل از مشروطه بر میگردد.
🔸 اوج تفکر باستانگرايی را بايد مربوط به دوران حکومت پهلوی، به خصوص رضاشاه دانست که افرادی همانند محمدعلی فروغی به آن دامن میزدند.
ادامه دارد ...
#ناسیونالیسم
#باستان_گرایی
#ملی_گرایی
#نژادپرستی
#به_نقل_اسباط