تائب(taeb)🇮🇷
_ ما سینه زدیم بی صدا باریدند ؛ از هرچه که دم زدیم آنها دیدند ؛ ما مدعیان صف اول بودیم ؛ از آخر مجل
_
غرق دنیا شده را جام شهادت ندهند ..
#شهادت
_
تائب(taeb)🇮🇷
_ غرق دنیا شده را جام شهادت ندهند .. #شهادت _
_
گفتند شهادت هنر است ؛
کجا برم من غم این بی هنری را ؟!
#شهادت
_
_
بیا و یه روز نگو فلان مداح پول میگیره
فلانی تو شهرش نمیمونه
فلانی گوشیش ؛ ماشینش چیه
فلانی فلان کارو میکنه ؛
فلانی میونداراش فلان ان
فلانی اخلاقش فلانه
فلانی گندش در اومده که ..
بابا بکش از زندگی مداحا بیرونن؛
شاید خوشت اومد سید ..
#التماستفکر
_
تائب(taeb)🇮🇷
_ بیا و یه روز نگو فلان مداح پول میگیره فلانی تو شهرش نمیمونه فلانی گوشیش ؛ ماشینش چیه فلانی فلا
با سبکشون مشکل داری ؟! اوکی حق داری
ولی این که اسم ببری و آبروی مداحی که
داره نوکری امام حسین رو میکنه رو ببری
عند بی معرفتی به اربابه ؛
بابا ب من و تو چه که طرف ماشینش چیه و کدوم شهر ها میخونه و شهر خودش نمیمونه و چیکار کرده ..
یکم زندگی خودتو ببین ؛
هروقت نقص هاشو برطرف کردی
بعد برو سراغ زندگی بقیه ..
تائب(taeb)🇮🇷
سید قرار نبود اولین دیدارمون اینجوری باشه:)) باز خوبه لاقل نمردم و دیدمت .. سید ! من خیلی صدات زدم
_
رفتدنیای ِمازیرخاک ..
ایخاکمراقبشباش ..
_
هدایت شده از أَنِيس؛
؛
سید بن طاووس توی لهوف، تا اونجایی که تونسته، وقایع کربلا رو روایت کرده؛ اما وقتی میرسه به عصر عاشورا و آغاز اسارت، فقط مینویسه: «لا یحیط به قلمی»؛ یعنی قلمم دیگه توانِ وصفش رو نداره...
بعضی داغها رو نه میشه نوشت، نه میشه توضیح داد؛ فقط باید زندگیشون کرد.
ما دهههشتادیها، با همین سن کم، بالا و پایین کم ندیدیم. یاد گرفتیم وسط سختترین روزها، خودمون رو با شرایط وفق بدیم و ادامه بدیم.
از یه سری مشکلات گذشتیم که هنوز خودمونم باورمون نمیشه چطور ایستادیم.
(کنکوریها احتمالاً خوب میفهمن از چی حرف میزنم...🙂)
اما وقتی خبر شهادت رهبر رو شنیدم، از ته دل آرزو کردم کاش هیچوقت نبودم که همچین داغی رو ببینم.
همیشه خیال میکردم اگه یه روز همهچیزمون از بین بره، آخرین پناهمون بیت آقاست؛ جایی که زیر سایهش دوباره جون میگیریم.
خیلیها میگفتن: «ما آقا رو ایستاده دیده بودیم...» و حالا تلخترین تصویر عمرمون، تابوتی بود که روی دستها میرفت.
ما هم تا تشییع اومدیم؛ اما قسمت نشد حتی یه بار تابوت آقا رو از نزدیک زیارت کنیم...
حالا...
دیگه برای اومدن به بیتتون، دعوتنامهای لازم نیست؛
اما ای کاش این در، هیچوقت به روی داغِ نبودنتون باز نمیشد.
این بار، قرارمون نه توی بیت، کنار مزارتونه؛ رواق دارالذکر بغل آقای امام رضا ...
#دلنوشته
هدایت شده از محبین
گناه میکنه،کثیف ترین گناهُ انجام میده
بعد میاد افتخاراتشُ به دوستاش میگه!