eitaa logo
تائب(taeb)🇮🇷
376 دنبال‌کننده
239 عکس
236 ویدیو
0 فایل
می‌گذرانیم جهانِ گذران را .. _ گامهایمان آرام و بی‌صداست ؛ " به راهی که نشانه‌اش دل است " نه دیده‌ها .. _ منم ان پوچی مطلق ک عمری ادعاکرده .. نوکر‌حسین ایم و ترابِ ابوتراب : )) شیعه علی بن ابیطالب . فدائیِ @rahbar_enghelab_ir کپی؟ گوارای وجودت سید :)
مشاهده در ایتا
دانلود
حسن عطاییمادرم با هیچکسی دعوا نداشت.mp3
زمان: حجم: 1.7M
یارالی ننه :))) _ مقتل با حال مناسب استماع شود .
_ دیگه هیچوقت توضیح نمیدم ؛ خودت فهمیدی که فهمیدی ، نفهمیدی هم که هیچی ؛ بیخیال .. _
_ مردک پست که عمری نمک حیدر خورد؛ نعره زد بر سر مادر، به غرورم بر خورد .. _
هدایت شده از تائب(taeb)🇮🇷
به جوانی شان برمیخورد ..
_ نگین چرا امام زمان رو نمی‌بینیم؛ امام زمان بین ماست ؛ منتهی ما پشتمون رو کردیم به امام ؛ بعد توقع داریم ببینیمشون؟! _
هدایت شده از مأوایِ او ؛
پسر خلیفه‌ی دوم، میگوید: زمانی که مرگ پدرم نزدیک شد؛ گاهی بیهوش می‌شد و گاهی به هوش می‌آمد. به هوش که آمد گفت: پسرم! علی بن ابی‌طالب‌علیه‌السلام را به نزد من بیاور. وقتی مولای متقیان رسید. عمر‌بن‌خطاب با پُررویی تمام و بدون توجه به ظلم‌هایش در حق اهل بیتﷺ؛ خطاب به امیرالمومنینﷺ گفت: ای پسر عموی رسول خدا! آیا نمی‌خواهی مرا ببخشی؟! من از شما و از همسرت فاطمه‌علیها السلام حلالیت می‌طلبم و خلافت را تسلیم شما می‌کنم! امیرالمؤمنین‌ﷺ فرمود: بله می‌بخشیم! به شرط اینکه تو مهاجرین و انصار را جمع کنی و هرچه از حق ما که از مالکیت ما خارج کرده‌ای به ما برگردانی و در بین همه اقرار به حق ولایت ما بکنی؛ در این صورت تو را حلال می‌کنم. و ضمانت تو را پیش فاطمه‌علیها السلام می‌نمایم. عمر‌بن‌خطاب وقتی صحبت‌های امیرالمومنین را شنید چهره‌اش در اثر تکبّر دگرگون شد روی خود را به سمت دیوار کرد! میگویند: پرده‌ها کنار رفت و‌مولای متقین جایگاه عمر را در آتش به او نشان داد. عمر گفت: ای علی؛ "النار ولا العار" آتش جهنم را می‌پذیرم اما عار گفتن و اقرار به ولایت تو را نخواهم پذیرفت... | مدينه‌المعاجز،جلد۲، صفحه۹۵
_ آقا مبارک است رَدای امامتت ؛ ای غایب از نظر به فدای امامتت :))) _
_ فرقی ندارد که جهنم یا بهشت است ؛ هرجا که می‌گویم حسین ، آنجا بهشت است .. _
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفسِ گرمِ حضرت آقا ؛ قابل توجه بعضی ها .
_ مولای ما نمونه ی دیگر نداشته ؛ اعجاز خلقت است و برابر نداشته .. _
هدایت شده از مأوایِ او ؛
روزگار مرتبه مرا پایین آورد پایین آورد پایین آورد به حدی که می گفتند «معاویه و على» -امیرالمومنین-
وقتی تناقض میگی :