[ تائب ]
هرچی هم که میشه ، با گذشتن از همهی اتفاقات ، بازم دنبال یه کورسویِ امید میگردم ؛ دنبالِ یه اتف
ای کاش توانش رو داشتم که دائما در حالِ نوشتن باشم .
به وقت دلتنگی انقدر کلمۀ «دلتنگی» رو روی صفحۀ خالی و سفید دیکته کنم و بنویسم که تموم بشن و به تندی از دل فرار کنن .
ایامِ بیجون و غمگینِ ناشی از خواستنها و نداشتنها ، «غم» رو توصیف کنم و از آزار و اذیتهای شبونهش مکتوب کنم که خودش چمدون رو جمع کنه و از چهاردیواریِ بیسر و صدام کوچ کنه ؛ اما صد حیف که داستانِ .
[ ای کاشها تموم شدنی نیست . ]
17257گفت-مادرم-قصه-ات-رو-از-بچگی.mp3
13.57M
ما خونوادگی میمیریم برات ♥️ ؛
#حسینجانم
روز تولد رسمه برا اونی که تولدشه کادو ببرن .
ولی تو روز تولدت به بقیه کادو میدی ؛
امشب جای گله نیست فقط
حواست به ما جوونا باشه ، نزار حیف بشیم ،
[ آقای امام حسین ]
حسین(ع) جان ؛
گر خون دلی بیهوده خوردم، خُردم ،
چندان که شب و روز شمردم، مُردم ؛
آری همه باخت بود، سرتاسر عمر ،
دستی که به گیسوی تو بردم، بُردم .
- هوشنگ ابتهاج
ولی آقا جان ، امیرالمومنین ؛ تبسم ِشما
هنگامی که حسینت رو واسه اولین بار در آغوش گرفتی دیدنی بوده .
#یومالتبسم .