اصلا گیریم پولم گرفتن‼️.
باشه آقا
ولی خطر راهی رو که انتخاب کرده با هیچ قیمتی نمیشه معیار بندی کرد.🥀
یه پدری میره
یه بچه و مادر اینجا تنها میمونن💔
خانواده این پدر دلشون پر میکشه برای اینکه بتونن یک بار دیگه پدرشونو بغل بگیرنن سیر تو بغلش گریه کنن...
پدر بعد چند وقت شهید میشه🥀
پیکر پدر بی سر و دست میاد😭
همسر شهید کمرش خم میشه💔
اون بچه بیچاره هم تا وقتی که عمر داره باید با خاطرات پدر شهیدش زندگی کنه🖤
حالا بچه و خانواده هم گیریم که پول گرفتن
ولی به چه قیمتی!؟
ولی مطمئن باشید که شهدا ذره ای پول نگرفتن برای رفتن!
به خداوندی خدا بهم بگن بهت nتومن پول میدیم یا مادیات میدیم فقط از خانوادت دست بکش🥀
میگم هرچی که الآنم دارم رو هم بیا بگیر فقط بزار خانوادم پیشم باشن
بخدا اون زن و بچه شهید تا آخر عمرشون
حسرت به سرپناه که بالاسرشون باشه 💔😭
یا یه پدری باشه که روز اول مدرسه دست بچه رو بگیره ببره مدرسه میمونه رو دلشون💔
حسرت بغل کردن کردن پدر و یه دل سیر گریه و درد و دل کردن بخدا میمونه رو دلشون 💔🖤
خواهر منبرادرمن که این حرفو میزنی💔🖤
اولا:میدونی داری روی زخم یه بچهیتیم نمک میپاشی!؟
اونایی کهدختر اربابرو ازغموغصه کشتن💔مردم نبود‼️حرفمردم بودکه راجبامام حسین میگفتن🥀
دوما: اینحرفاحقالناسههااااااا خونشهدا که
روگردن ماهستش سنگینترین حقالناسه‼️
حقالله روخدامیبخشهولی حقالناسرو نه!! 🥀
پس جان من! جان اربابجان! عزیزترینت! هیچوقت راجبشهدا اینجورحرفنزن✋🏻
بخدا آهبچه یتیم وهمسرشهید خیلیبد دامن
گیرمون میشه💔🖤
هرگلوله کهیک مرد روتوی جبهه ازپا در میاره💔
در واقع دونفر رو ازپا درمیاره🖤🍂
یکی:خود شهید😔🍂
دومی:عشقی که توی سینه شهید دارهمیتپه💔
شهداشرمندهایم💔✋🏻
شرمندهایم کهنتوانستیم دِینتان که برگردن
ما است را اداکنیم💔🖤😭
یک روز پسری بودکه.دردانه خانواده بود
ایندردانه پسر را از طفولیت باغمواشکوعزایحسین(ع) شیرش داده بودند🍂🖤
مادریاین پسرش رانذر اربابوخواهر اربابکرد💔
تنهاپسر دردانه و عزیز خانواده رفت شهید شد🖤🍂
حال تنها یادگار آن پسر برای مادر🥀همسر و فرزندش است و یادگار برای همسر غم و اندوه و کودکش و تنها یادگارش برای فرزند چند نامه و عکس و فیلم💔🥀🍂
خانواده شهیدی بودن که وقتی همسر و فرزند این شهید میرفتن بیرون از خونه مردم بانگاها و حرفاشون زجرشون میدادن!
همسر شهید وقتی میدید زنای محله باتیکه و درگوشی بادیگران راجبش حرف میزنند و میگن شوهرش بخاطر پول زنو بچشو ول کرده و رفته
جگر این زن کباب میشد🙂💔
شهدا
خانواده شهیدی بودن که وقتی همسر و فرزند این شهید میرفتن بیرون از خونه مردم بانگاها و حرفاشون زجرشون
همسر شهیدی با اینکه باردار بودن تو آشپزخونه کارمیکردن و ظرف میشستن ویک نفر دلش نمیسوخت برای این زن پابه ماه و ذره ای کمکش نمیکردن که هیچ)))!
زخم زبان میزدند چجور✋🏻
وقتی دختر ۷سالش میرفت بابچه هابازی کنه
بچه های محل از بزرگاشون یادگرفته بودن و شنیده بودن که بابای این دختر ولشون کرده و رفته پی عشق و حال خودش!
و این دختربچه هروقت این حرفارو راجب پدرش میشنید اشک از چشاش سرازیرمیشد...
به خون شهداقسم که اون دنیا کسانی که پشت خانواده شهداحرف زدن نمیتونند توچشمای اون شهید نگاه کنن✋🏻
بچه شهیدی هستش که شبا از قصه نبود پدرش جونش به لبش میاد تا صب بشه((((
این حال چقدر می ارزه!؟💔