⚪️ #کتاب_نجات_بخش
⬅️ مَعاذِ بنِ جَبل می گوید:
کُنّا مَعَ رسول اللّه
(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)
فى سَفَرٍ، فَقُلتُ یا رَسولَ اللّه:
حَدّثنا بما لَنا فیهِ نَفعٌ.
فَقالَ: «إنْ أردْتُم
عَیشَ السُّعداء
وَ مَوتَ الشُهداء
وَ النّجاةَ یَوم الحَشر
وَ الظّلَ یَوم الحَرور
وَ الهُدی یَومَ الضَّلالة
فَادْرَسوا القُرآنَ
فَإنّه کَلامُ الرَّحمن
وَ حِرزٌ مِنَ الشَّیطان
وَ رُجحانٌ فِى المیزان»
⚪️ در سفری مُلازم #پیامبر
(صلّی الله علیه و آله و سلم ) بودیم.
به آن حضرت عرض کردم برای ما سخن سودمندی بگویید.
آن حضرت فرمودند:
اگر زندگی سعادتمندانه
مرگ شهیدانه
نجات روز حشر
سایهی روز سوزندگی
و هدایت روز گمراهی می طلبید
به #درس_قرآن بپردازید که آن، سخن خدای رحمان و سپری در برابر شیطان و مایهی سنگینی کفّهی عمل در میزان عدل است.
📖 #تفسیر_تسنیم_ج_۱_ص۲۴۳
@tafakkorgorani
۴آذرحج اقابحرینی.aac
حجم:
50.2M
#جلسه گفتگو و نقد و بررسی
سلسله مباحث #تفکّر_قرآنی
با حضور استاد #بحرینیان
برای قرار گرفتن در اصل بحث
لازمه عزیزان دو صوت
#استاد_نجات_بخش را در کانال جستجو و گوش بدن
تا در سیر بحث واقع بشن.
@tafakkorgorani
⚪️ #خداوند برای نبیّ خودش اسم زیبایی به نام «موسی» انتخاب کرده است که به زبان عِبری معنایش «از آب گرفته شده» است.#قرآن درس #توکّل میدهد و میفرماید: ما بهترین بنده خودمان را در آب انداختیم! و به بدترین بنده خود گفتیم: او را بگیر! حقوقی معیّن کن تا مادرش به او شیر بدهد! و بزرگش کند تا این کودک پس از رشد، بیاید آنها را از بین ببرد!!
⚪️ خداوند مسلّط بر دلهاست؛ اوست که پیوندی بین این بچّه و دل آن اَشقی الاشقیاء ایجاد کرد! در حالی که #فرعون بخاطر به دنیا نیامدن این بچّه، مردم را میکُشت!
⚪️ #استاد_شیخ_جعفر_ناصری
@tafakkorgorani
💌 امام صادق علیه السّلام:
یَنْبَغي لِلْمُؤمِنِ اَنْ لا یَمُوتَ حَتّی یَتَعَلَّمَ القُرآنَ اَوْ یَکونَ في تَعْلیمِهِ. برای مومن شایسته است که نمیرد! مگر #قرآن را یاد گیرد یا در حالِ یادگرفتن #قرآن باشد!
اصول کافی، باب فضل قرآن
@tafakkorgorani
❤️ اَلحقُّ و الانصاف
كسی كه دلش زنده نباشد!
و از كانالِ #دل وارد #قرآن نشود! چه بسا فوق العادگی زيادی به حَسَب ظاهر در قرآن احساس نكند!!
⚪️ #حاج_شیخ_جعفر_ناصری
@tafakkorgorani
⚪️ #خادم_کانال:
❤️ با عرض سلام
💌 جزوه ای قرآنی اثر استاد #طاهرزاده خدمت شما عزیزان هدیه خواهد شد که در آن نوعی نگاه #اصیل برای مواجهه ی درست و سالم با محضر مبارک #قرآن_کریم بیان شده است. امیدواریم با نقد و بررسی و گفتگوهایی که ذیل فرمایشات استاد در سلسله مباحث #تفکّرقرآنی خواهد شد، به نور هدایتگر قرآن کریم، راه روشن و مبارکی برای بهره مندی صحیح و بیشتری از قرآن کریم نصیب عاشقان این حقیقت آسمانی بشه،
ان شاءالله
@tafakkorgorani
💌 #زبان_قرآن
💌 #اصیلترین_زبان
مسلّم است هر اندازه بهتر متوجهی جایگاه و خاستگاه زبان قرآن باشیم، به همان اندازه رویکرد ما به قرآن بهتر خواهد بود و متوجهی نحوهی «بودنی» میشویم که آیات الهی به آن اشاره دارد و آن را در مقابل ما میگشاید. اهمیت این امر بنده را بر آن داشت تا عزیزان قبل از ورود به بحث قرآنی به موارد زیر توجه فرمایند تا اولاً: آمادهی حضور میشوند که قرآن بنا است در ما ایجاد کند. ثانیاً: از همان ابتدا بدانیم گمشدهی ما در نسبت با قرآن چیست و قرآن به عنوان کلام الهی چه انتظاری از ما دارد در نوع برخوردی که باید با آن داشته باشیم. عرایض خود را در نکات زیر تقدیم میکنم.
1- زبان قرآن، زبانی است که انسان میتواند به کمک آن زبان با حضور خدا در عالم نسبت برقرار کند و این، وقتی صورت میگیرد که با تدبّر در قرآن، به لایههای زیرینِ زبان قرآن نزدیک شویم که آن نزدیکی به بنیاد روحی است که این زبان از آن برآمدهاست و از آن گزارش میدهد.
2- زبان قرآن از آن جهت که زبان فطرت است، جایگاه وجود ما است و میتوانیم بودنِ خود را در آن جستجو کنیم و در رجوع به قرآن به کمتر از آن قانع نباشیم و بتوانیم همواره بین خود و آنچه قرآن در مقابل ما میگشاید، در رفت و آمد باشیم که این نحوهای از انس و نزدیکی با خود و با حقیقت است، از آن جهت که زبان قرآن موجب بسط وجودِ انسان میگردد تا خود را نسبت به همه چیز گشوده نگه دارد و این چیزی است که امکان تحقق آن با اُنس با قرآن فراهم میشود و در آن صورت نحوهی زیست ما را شکل میدهد.
3- زبان قرآن، زبان قوامدهنده به «بودنی» است که هرکس برای اُنسِ با حقیقت باید در آن ورود کند تا وجودش بسط یابد و درکرانهی «وجود» حاضر شود و بتواند همه چیز را به هم پیوند دهد.
خداوند پیامبر خود را برانگیزاند تا محلّ ظهور زبان قرآن شود و تفکر، همان احساس حضور میباشد که انسان در وجودِ گسترده و گشودهی خود مییابد. این همان پیداشدنِ نسبت انسان با «وجود» است. پیداشدنِ نسبت با وجودِ خود و وجود دیگر موجودات و دیگر انسانها. در این راستا است که عالَمِ انسان گسترده میشود.
آری! زبانِ قرآن عالَمساز است و بدبخت انسانی که عالَم ندارد تا در پیام «وجود»، سکنا گزیند و در تاریخِ خود که آینهی ظهور ارادهی خاص الهی است، حاضر شود.
4- زبان قرآن، از آن جهت که زبان آشکارکردن «حقیقت» و «وجود» است و جایگاه عالَم را منعکس میکند، به ما امکان رابطه برقرارکردن با عالَم و آدم را میدهد، به شرطی که با همان روحیهی آهنگین و لطیفانه و به صورتی هارمونیکِ قرآنی با همهچیز رابطه برقرار کنیم و در زبان قرآن سُکنی گزینیم.
5- زبان قرآن، زبانِ به ظهورآوردنِ عالَمی است که ما را فرا گرفته و با آن زبان میتوان در همهی عالم حاضر شد، بدون احساسِ دوگانگی بین خود و عالَم. درست به همان اندازه که آن زبان، آشکار میکند، رازگونه و ناآشکار است. تابلویی است که حقیقت در آن آشکار میشود، در حالیکه حقیقت هیچوقت آشکار نیست. از سنن عالم سخن میگوید، سنتهایی که ظاهری دارند و باطنی و به کمک آن زبان میتوان نحوهی زندگیکردنِ اصیل را که زندگیکردن در سنن الهی است، بهدست آورد.
6- اگر زبان اصیل، گزارشگر حقیقت است و دورانِ ما دوران تکنیک و به حجاب رفتن حقیقت میباشد، در این زمانه بهترین راهی که ما در مقابل خود داریم، زبان قرآن است و هوشیاری و تفکر، اقتضا میکند که مواظب باشیم زبانِ قرآن را گم نکنیم؛ زیرا گر زبانی اصیل نباشد، گزارشگر آن حقیقتی که راه نجات را نشان دهد، نخواهد بود.
7- وظیفهی ما با آگاهی از جایگاه زبانِ قرآن، نسبت به روح زبان قرآن، پاسبانی و نگهبانی ازآن است تاکلام الهی نسبت به رسالتی که داردمحفوظ بماندوگرفتار زبان روزمرّهی ما نگردد.
8- قرآن، آینهی گشودهای است که با هنرنماییِ تمام تلاش میکند نگاه ما را به عالم تسهیل کند، تا بتوانیم رابطهای بین آنچه در روبهروی خود داریم، با عالم مثال برقرار کنیم و این، با نگاهی درست به عالم و آدم انجام میگیرد و اینکه بدون واسطهی محفوظات ذهنی با عالَم زندگی کنیم و نه با آن نوع آگاهیها که درآن، انسان با مفهومی از واقعیتِ عالم بهسر میبرد.
9- در آیات قرآن حقیقت به صورت کلماتی آهنگین و لطیفانه و به صورتی هارمونیک به ظهور آمده است تا روح انسان را در بر بگیرد و انسانها نسبت به آنچه آن کلمات متذکر آن هستند، احساس دوگانگیِ سوبژه و اُبژه نکنند و بیعالم شوند.
10- آیات قرآن آنچنان است که عالَمی را در مقابل انسان میگشاید تا انسان نسبتِ خود را با خدا و اسماء حسنای او به صورت یگانه احساس کند و از این جهت قرآن، آینهی رخداد حقیقت است، حقیقتی که در همهی موجودات بهخصوص در تاریخ، قابل احساس است و انسانها را در برگرفته.
11: قرآن کلام وجود است که در هر جایی و بهخصوص در تاریخ با آن روبهرو هستیم و در عین حال نسبت به آن غفلت داریم، زیرا عموماً از گشودگیِ خود و اینکه هستی دارای ظهور است، غفلت میکنیم و متوجهی مجاورت و قرب حقیقت با خود نیستیم، آنطور که فرمود: «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»، ما از رگ گردن به آن فرد نزدیکتر هستیم.
12- زبان قرآن، ظهور واژههایی است که حامل قداستاند و وجوه پنهانی آن زبان متذکر حقایق بزرگی است که ما را فرا میخوانند و میتوان با آنها روبهرو شد و با آنها زندگی کرد. معرفتی است برای زندگیکردن و نه صِرف دانایی؛ بلکه نوعی بصیرت عملی است، زیرا انسان با عملاش انسان است و تا ایمانِ خود را به عمل نکشاند، حقیقت از طریق او به ظهور نمیآید تا او را در بر بگیرد و آن حقیقت از آنِ انسان شود و انسان سرمستِ حقیقتی گردد که عالم را فراگرفتهاست.
آنچه بنده سعی کردهام در مباحث قرآنی دنبال نمایم، حاضرکردنِ خود و مخاطبان در عالمی است که قرآن در مقابل بشر گشوده است و بشرِ امروز بیش از پیش به آن نیاز دارد تا به بودنِ گشوده و گسترده و متعالیِ خود دست یابد.
13- زبان قرآن، زبان اشاره به «وجود» یا حقیقت است و با تذکرات آن میتوان با حقیقت، نسبتِ وجودی برقرار کرد و در این مسیر که ظهور حقیقت به حضور ما است، همواره با حضور مجددی از خود روبهرو هستیم و اگر نوعی گشودگی در میان نباشد چگونه میتوان پیام قرآن را یافت؟ آن نوع گشودگی که گشودگی متقابلِ انسان نسبت به آیات الهی و گشودگی آیات الهی نسبت به ما است. این یعنی به روی هم گشودهبودن و در آینده و در امکاناتِ روبهرو نیز حاضرشدن و همواره امور والا را در هر چیز مدّ نظرقراردادن.[2]
14- با نظر به لایههای زیرینِ زبان قرآن که زبان حقیقت است، از طرف آن زبان چیزی به انسان داده می شود که تمامِ وجود انسان را در بر میگیرد و بدین لحاظ انسان سرمست میگردد و آن کلمات را قصهی وجود خود احساس میکند. در واقع در این حالت زبان قرآن، دارد قصهی جان انسان را تکلّم میکند و به انسان قوام میدهد تا در «موجود» هم به سراغ «وجود» برود و در همه چیز پیام وجود را بشنود.
15- وقتی انسان متوجه میشود که قرآن تکرار ناپذیر است و همواره در جلوهای تازه با ما سخن میگوید که متوجه باشد در آن کلمات حقیقت است که رخ دادهاست و به عنوان رخداد، هبهای است به بشرِ آخرالزمان برای آغاز آن نوع جریانِ توحیدی که مناسب این زمانه است و به کمک آن کلماتِ آسمانی است که این زمانه بنیاد پیدا میکند و از نیهیلیسم که صورت بیبنیادی بشرِ آخرالزمان است، رهایی یابد.
16- رجوع به قرآن برای حلّ بحرانی است که امروزه بشریت گرفتار آن شدهاست و آن، احساس پوچی و تنهایی یعنی نیهیلیسم است. درک پوچی دوران موجب میشود تا در قرآن به دنبال کشفِ نسبت خود با خداوند برآییم و از آن طریق نسبت به همه چیز گشودگی خاصی برقرار کنیم که آن، پیدا کردن وجهی از انسانیت گمشدهی ما است و برگشت به نسبتی است که از دست دادهایم؛ نسبتی واقعی با خود و با وجود، یعنی با حقیقت. همهی همّت بنده با نظر به آنچه گفته شد برگشت به خدایی است که در قرآن به ظهور آمده و عالم را فرا گرفته است. امید است در راستای رجوع به قرآن از این نگاه غفلت نشود.
@tafakkorgorani
⚪️ علی' رغم كارهایی كه
#آیت_الله_کشمیری داشتند می گفتند: هر روز ده جزء #قرآن ميخوانم و اين يكی از كارهايشان بود! كه در حدود هفتاد سالگی اين كار را انجام ميدادند! اين توفيق ميخواهد!
⚪️ ما هر چقدر بيكار باشیم، مگر در روز چقدر ميتوانيم #قرآن بخوانيم؟! انس با قرآن و لذّت از قرآن زياد داشتند و سفارش می كردند.
⚪️ #استاد_شیخ_جعفر_ناصری
@tafakkorgorani
#قرآن اين جوری است که وقتی يک ارتباطی پيدا بشود، چه بسا وقتی كه انسان يک مسأله ای را از قرآن میپرسد، جوابِ خيلی شفّاف و روشن می آيد! منتها شرطش اين است كه انسان #مراعات_حضور و #محضر_قرآن را بكند! مهمّ اينست كه انسان خودش را در محضر بزرگی ببيند!
⚪️ #استاد_شیخ_جعفر_ناصری
@tafakkorgorani
⚪️ یکی از راههای ورود به قرآن، قرائت کثیر و اُنس با #قرآن همراه با تعظیم و احترام است. گاهی انسان ساکت است؛ ولی دلش قرآن میخواند! یک آیه در خواب برایش میخوانند و معانی بسیاری به او اِلقا میکنند که او را مشغول به آن معانی میکند...
⚪️ #استاد_شیخ_جعفر_ناصری
@tafakkorgorani