eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دیدی‌میپرسن‌چه‌آیه‌ای‌بیشتردوست‌داری؟ 🤷‍♂حالا واست جذاب نیست که بدونی کدوم آیات رو پیامبر(ص) هرشب میخوند؟! حضرت‌علی(ع)فرمودند:هرگاه پیامبراکرم(ص) برای نماز شب بر می‌خاست، نخست مسواک میزد و سپس به آسمان نگاه میکرد و آیات۱۹۰ تا۱۹۴سوره آل‌عمران را زمزمه میکرد 🌃امشب هرجایی که هستی، به آسمانِ خدا نگاه کن و این آیات رو بخون و به ترجمش دقت کن، اگه لذت بردی دوباره تکرار کن🧡 آل عمران، آیه۱۹۰ تا ۱۹۴ ☝️ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🔰 ✍به مختارالسلطنه گفتند که در تهران خیلی شده است. فرمان داد تا کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست. ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید: چه جور ماستی میخواهی؟ ماست خوب یا ! وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید. ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر میگیرند و است و با بهای دلخواه میفروشیم. ماست مختارالسلطنه همین است که در جلوی دکان میبینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته میفروشیم. تو از کدام میخواهی؟! مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد! چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند! وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين. @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی میکرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آرد کردن می‌برد، علاوه بر دستمزد، پیمانه ای از آن را برای خود برمیداشت، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را میدیدند، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چاره‌ای نداشتند و فقط نفرینش میکردند. پس از چند سال آسیابان پیر، مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم... پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم ؛ پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصاف‌تر از پسرانش بود." چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل ما رسید! @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صد بار اگر توبه شکستی باز آ 😔☺️ 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📔 مردی می خواست کاملا خدا را بشناسد . ابتدا به سراغ افراد و کتابهای مذهبی رفت ، اما هر چه جلوتر رفت گیج تر شد . افراد و کتاب های نوع دیگر را نیز امتحان کرد اما به جایی نرسید . خسته و نا امید راه دریا را در پیش گرفت کنار ساحل کودکی را دید که مشغول پر کردن سطل آب کوچکی از آب دریا بود . سطل پر و سر ریز می شد اما کودک همچنان آب می ریخت مرد پرسید : چه می کنی؟ کودک جواب داد : به دوستم قول دادم همه آب دریا را در این سطل بریزم و برایش ببرم تصمیم گرفت پسر را نصیحت کند و اشتباهش را به او بگوید اما ناگهان به اشتباه خود هم پی برد که می خواست با ذهن کوچکش خدا را بشناسد و کل جهان را در آن جا دهد فهمید که با دلش باید به سراغ خدا برود به کودک گفت : من و تو در واقع یک اشتباه را مرتکب شده ایم مولانا می گوید : هر چه اندیشی پذیرای فناست آنچه در اندیشه ناید آن خداست @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh ‌‎‌‌‌‎
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
... 👌 ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﯾﻪ نفر ﻣﯿﺮنجی... ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪیش... ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ میمونه... ﮐﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺖ... ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﺧمه... ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﺑﺸﻪ..! ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ و ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ... ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺳﺖ! ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ..! ﯾﻪ ﭼﯿﺰ سنگين مثل... "ﺣــــﺮﻣـــــﺖ... @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
صبحانه از منظر طب سنتی! معده های سرد ⇦ مربای بالنگ، مربای به، مربای هویج و مربای پوست پسته معده های گرم ⇦ عسل، شیربرنج با دارچین، مربای آلبالو وشیره انگور @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💙سلام صبحتون بخیر عزاداریهاتون قبول حق اجرتون با سید الشهدا ان شاء الله که حاجت روا باشید ملتمس دعای شما دوستان و عزیزان هستم 💙 دوشنبه تون پر از استجابت دعا @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh ‌‌‌‌‌‌‌♡••♡••♡••♡••♡
💞"ملانصرالدین" برای خرید "پاپوش نو" راهی شهر شد. در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد "انتخاب" کند. "فروشنده" حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا "آزادی" بیشتری برای تهیه کفش "دلخواهش" داشته باشد. ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد، اما هیچ کدام را "باب میلش" نیافت. هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد. بیش از "ده جفت کفش" دور و بر ملا چیده شده بود و فروشنده با "صبر و حوصله ی" هر چه تمام به کار خود ادامه می داد. ملا دیگر داشت از خریدن کفش ناامید می شد که ناگهان متوجه ی یک جفت "کفش زیبا" شد! "آنها را پوشید." دید کفش ها درست "اندازه ی" پایش هستند. چند قدمی در مغازه راه رفت و احساس "رضایت" کرد. بالاخره "تصمیم" خود را گرفت. می دانست که باید این کفشها را بخرد. از فروشنده پرسید: "قیمت" این یک جفت کفش چقدر است؟ فروشنده جواب داد: این کفش ها، "قیمتی ندارند!" ملا گفت: چه طور چنین چیزی ممکن است، مرا "مسخره می کنی؟" فروشنده گفت: ابدا، این کفش ها واقعا قیمتی ندارند، چون "کفش های خودت" است که هنگام وارد شدن به مغازه به پا داشتی! این داستان زندگی اکثر ما انسان هاست، همیشه نگاه مان به "دنیای بیرون" است. "ایده آل ها و زیبایی ها" را در دنیای بیرون جست و جو می کنیم. *خوشبختی و آرامش را از دیگران می خواهیم و فکر می کنیم مرغ همسایه غاز است.* http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
🌸🍃🌸 🍃🌸 🌸 👌 🔸روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش فرو رفت از شدت درد فریادی زد و سوزن را چند متر دور تر پرت کرد . 🔸مردی حکیم که از آن مسیر عبور می کرد ماجرا را دید، سوزن را آورد به کفاش تحویل داد و شعری را زمزمه کرد 🔸درختی که پیوسته بارش خوری 🔸 تحمل کن آنگه که خارش خوری . 🔸این سوزن منبع درآمد توست این همه فایده حاصل کردی، یک روز که از آن دردی برایت آمد آن را دور می اندازی؟! 👌 درس اخلاقی اینکه اگر از کسی یا وسیله ای رنجشی آمد به یاد آوریم خوبی های که از جانب آن شخص یا فوایدی که از آن حیوان وسیله یا درخت در طول ایام به ما رسیده ,آن وقت تحمل آن رنجش آسان تر می شود ... @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان 🌸 🍃🌸 🌸🍃🌸
۰🏴 ۱-یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر، از بنی سعد در شب ششم، جناب حبیب بن مظاهر اسدی، با اذن امام حسین "صلوات الله و سلامه علیه"، برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند، و او عده ای را فرستاد، تا مانع آن ها شوند. لذا درگیری رخ داد که، در این میان جمعی از بنی اسد، شهید و زخمی، و بقیه ناگزیر به فرار شدند، و حبیب به خدمت حضرت آمد، و جریان را عرض کرد.[۱]💔   ۲- اولین محاصره‌ی فرات در کربلا، به نقلی، عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را، هم راه سه هزار مرد سفاک، با کوبیدن طبل و دهل، کنار فرات فرستاد که اطراف آن را، به محاصره در آوردند.[۲]😭   ۳- تراکم لشکر یزید در کربلا، در این روز، لشکر زیادی برای جنگ، با حضرت اباعبدالله "صلوات الله و سلامه علیه"، جمع شدند.[۳]😭 ۱.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۴۹٫از مدینه تا مدینه:ص۳۶۸-۳۷۰٫ ۲.از مدینه تا مدینه:ص۳۶۰٫ ۳.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۵۳٫ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
☝️ ⁉️چه قطره اشکی بر امام حسین(ع) یک دنیا ارزش دارد؟ ▪️اگر اشکی که ما برای او می ریزیم درمسیر هماهنگی روح ما باشد،روح ما پرواز کوچکی با روح حسینی بکند، ذره ای از همت او ،ذره ای از غیرت او ،ذره ای از حریت او ،ذره ای از ایمان او، ذره ای از تقوای او ، ذره ای از توحید او در ما بتابد و چنین اشکی از چشمان ما جاری شود ،آن اشک هر چه دلتان بخواهد قیمت دارد. اگر گفتند به اندازه یک بال مگس هم یک دنیا ارزش دارد ، باور کنید. 📚استاد مطهری،حماسه ی حسینی،ج۱،ص۱۰۰ ▪اشکهایتان حسینی ▪التماس دعای فرج 💚 الْسَلٰامُ عَلَیْکَ یٰاابٰاعَبْدالّله الْحُسَین @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh