هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆#حفظآبرویمردم
هیچوقت در فضای مجازی با آبروی کسی بازی نکنید❌
گناه سنگین پخش کردن خبرهای دروغین...📛
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
5.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#story | #استوری🦋
ای که به هر که دوستش
دارد نزدیک است..💙
#خداگرافی
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
تلنـــــــــ❗️ــــــــگر
👌برحـــــذر باش ازاینڪہ :
✔نـــــمازبخوانے
✔روزه بـــــگیرے
✔قـــــرآن بخوانے
✔نـــــماز شب بخوانے
✔صـــــدقہ وانفاق ڪنے
✔ڪارهاے مردم را راه بیندازے
❗️اما یڪے دیگہ بیاد با خیال راحٺ
نیڪے ها و حسناٺ تو را بردارد ⁉️
#غــــــــــیبٺ_نــــــــــڪن 📛
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
#بر_چهره_دلگشای_مهدی_صلوات
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
یه آرزو برای اعضای کانالمون کن😍
.
🌺گویند برای
⭐️کلبه کوچک همسایهات
🌺چراغی آرزو کن
⭐️قطعأ حوالی خانه تو نیز
🌺روشن خواهد شد
⭐️من خورشید را برای
🌺خانه دلتان آرزو میکنم
⭐️تا هم گرم باشد و
🌺هم سرشار از روشنایی
🌙شبتون نورانی و سرشار از آرامش
🌺الـــهــی آمین🤲
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدایا با توکل به توشروع دوشنبه
وآبـ🌼ـان ماه را آغاز میکنیم
1ماه خیر وبرکت
1ماه سلامتی و سعادت
1ماه آرامش و پیشرفت
1ماه زندگی پر از موفقیت
به همه ما عطا بفرما❣
🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷
🍃الهی به امیدتو🍃
🌷اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ
🍃وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼#سلام_امام_زمان
♦️مولاجان کاش برگردی...
🔹یه پدر تن بچشو تو یدونه کیسه جمع کرده😭
#اللهمعجـللولیڪالفـرج
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مادرم ڪرده سـفارش ڪه بگـــو
اولِ هـــــر ↶↶↶ مـــــ🌙ـــاه
#بأبۍأنت_و_امۍیااباعبدالله💚
اول ماه سپردم گره ها را بہ حسین
بأبـے انـت و أمــے یـا حســیــــن❤️
#السلام_علی_الحسین
#وعلى_على_بن_الحسين
#وعلى_اولاد_الحسين
#وعلى_الاصحاب_الحسين
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
12.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚#تدبردرقران
🏞 #قرآن_در_طبیعت
🏞 #آرامش_با_قــرآن
پیامبراکرم(ص):اگر سوره حمد را در یک کفهٔ ترازو و باقی سورههای قرآن را در کفهٔ دیگر قرار دهند، سورهحمد هفتبرابر سنگینتر است.
#هر_روز_قرآن_بخوانیم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸 تکرار حضورت
💝گلبرگ هاى شقایق رابه سجده وامیدارد
🌸ومن سرمست از آمدنت
💝ترانه بودنت رامى سرایم
🌸دوست پاییزی متولد آبان ماه
💝تولدت مبارک 🎂🎁🎈
تولدهمه دوستان عزیزآبان ماه مبارک🎉🎊
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
داستان این شهید رو بخونین
ببینین بعضی وقتا گذشتن از یک گناه آدم رو به چه جاهایی که نمیرسونه...
یکی از همرزمانش می گفت:در لحظه ی شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد.وقتی به زمین افتاد از ما خواست که او را بلند کنیم.
وقتی روی پایش ایستاد رو به کربلا دستش را به سینه نهاد وآخرین کلام را بر زبان جاری کرد :
((السلام علیک یا ابا عبدالله)) بعد هم به همان حالت به دیدارارباب بی کفن خود رفت.
آيت الله حق شناس در عظمت شهید فرمود: در این تهران بگردید و ببینید کسی مانند این احمد اقا پیدا می کنید!؟
این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم از احمد پرسیدم چه خبر؟
به من فرمود :
تمامی مطالبی که (از برزخ و...)می گویند حق است . از شب اول قبر وسوال و ...اما من را بی حساب و کتاب بردند.
بعد استاد مکثی کرد و فرمود :رفقا آیت الله العظمی بروجردی حساب و کتاب داشت اما نمی دانم این جوان چه کرده بود.چه کرد تا به این جا رسید.
داستان تحول از زبان خود شهيد:
یه روز با رفقای محل رفته بودیم دماوند.یکی از بزرگترها گفت احمد آقا برو کتری روآب کن بیار… منم راه افتادم راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید.از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم.تا چشمم به رودخانه افتاد یه دفعه سرم را انداختم پایین و همان جا نشستم بدنم شروع کرد به لرزیدن نمیدانستم چه کار کنم . همان جا پشت درخت مخفی شدم …می توانستم به راحتی گناه بزرگی انجام دهم. پشت آن درخت وکنار رودخانه چندین دخترجوان مشغول شنا بودن .همان جا خدا را صدا زدم و گفتم خدایا کمک کن. خدایا الان شیطان به شدت من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمی شوداما خدایا من به خاطر تو ازین گناه می گذرم
از جایی دیگر آب تهیه کردم ورفتم پیش بچه ها ومشغول درست کردن آتش شدم. خیلی دود توی چشمم رفت و اشکم جاری بودیادم افتاد حاج آقا حق شناس گفته بود هرکس برای خداگریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت . گفتم ازین به بعد برای خدا گریه میکنم حالم منقلب بود و از آن امتحان سخت کنار رودخانه هنوز دگرگون بودم واشک میریختم ومناجات می کردم خیلی باتوجه گفتم یا الله یا الله… به محض تکرار این عبارات صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده میشد به اطرافم نگاه کردم صدا از همه سنگریزه های بیابان و درختها و کوه می آمد!!! همه می گفتند سبوح القدوس و رب الملائکه والروح…
از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد…”
در سال ۱۳۹۱ ،دفترچه ای که ۲۷ سال پس از شهادت احمد اقا داخل کیفی قدیمی که متعلق به ایشان بود ،بدست آمد .در آخرین صفحه نوشته بود که در دوکوهه مشغول وضو گرفتن بودم که مولای خوبان عالم حضرت مهدی(عج) را زیارت کردم..
""کتاب عارفانه
شهیداحمد علی نیری""
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
🔔زنگ تفریح🔔
یه آقایی رفت خونه دید زنش نشسته داره گریه میکنه. گفت چته چرا گریه میکنی؟! مادرش گفت چه انتظاری داری از زنی که طلاقش دادی؟! مرد گفت کی طلاقش دادم؟! مادرش گفت امروز ظهر براش پیام فرستادی که طلاقت دادم!
مرد گفت من از صبح گوشیمو گم کردم، شاید اونی که گوشیمو پیدا کرده پیام فرستاده! گوشیتو بده بهش زنگ بزنم. زنگ زد به گوشیش، یه آقایی جواب داد. مرد گفت تو پیام فرستادی به زنم که طلاقت دادم؟! دزده گفت آره... از صبح تا حالا مخمو خورده! مدام گوجه بگیر، خیار بگیر، سبزی بگیر، اينو ببر، اونو بيار، خواهرت اینو گفت، مادرت این کارو کرد...
منم کلافه شدم بجای تو طلاقش دادم راحتت😂😁
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فقیری از کنار دکان کبابی میگذشت
دید کبابی گوشت ها را در سیخ کرده و به روی آتش نهاده باد میزد و بوی کباب در بازار پیچیده بود.
فقیری گرسنه بود و سکه ای نداشت پس تکه نانی از توبره اش در آورد و در مسیر دود کباب گرفته به دهان گذاشت.
به همین ترتیب چند تکه نان خورد و براه افتاد .
کباب فروش که او را دیده بود به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت : کجا؟
پول دود کبابی را که خورده ای بده !
بزرگی آنجا حاضر بود و دید که فقیر التماس میکند دلش سوخت و جلو رفته به کبابی گفت : این مرد را رها کن
من پول دود کبابی را که او خورده میدهم. کباب فروش قبول کرد .
مرد کیسه پولش را در آورد و زیر گوش کبابی شروع به تکان دادن کرد و صدای جرینک جرینگ سکه ها به گوش کبابی خورد و بعد به او گفت : بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده
بشمار و تحویل بگیر.
کباب فروش گفت : این چه پول دادن است؟
مرد گفت : کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد!
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh