eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
دانستنی ① مصرف زیتون در ماه رمضان برای چشم و پوست بسیار مفید است ② باعث خوش خلق خوی می شود ③ انرژی روزانه بدن را تامین می کند ④ سلامت قلب و عروقتان را تضمین می کند @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🌱حکایت بهلول شخصی که سابقه دوستی با بهلول داشت روزي مقداري گندم به آسیاب برد. چون آرد نمود بر الاغ خود نمود و چون نزدیک منزل بهلول رسید اتفاقاً خرش لنگ شد و بر زمین افتاد. آن شخص چون با بهلول سابقه دوستی داشت او را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد تا بارش را به منزل برساند و چون بهلول قبلاً قسم خورده بود که الاغش را به کسی ندهد ، به آن مرد گفت: الاغم نیست. اتفاقاً صداي الاغ بلند شد و بناي عر عر کردن گذارد. آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و تو می گویی نیست؟! بهلول گفت: عجب دوست احمقی هستی. تو پنجاه سال با من رفیقی، حرف مرا باور نداري ولی حرف الاغ را باور می نمایی ؟!! 🖋☕️ http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
✍داوری حضرت علی (ع) در باره زنی که سفیده تخم مرغ بر جامه خود ریخت و مردی انصاری را تهمت رسوایی زد در کتاب عجایب احکام امیر المومنین (ع)است که حدیث کرده مرا پدرم محمد بن ابی عمیر از عمربن یزید از ابی المعلیاازحضرت ابی عبدالله صادق (ع)که آن حضرت فرمود:زنی را نزد عمر بن الخطاب آوردند که دامن مردی از انصار گرفته بود و آن زن به آن مرد انصاری مایل و خاطر خواه بود ..و حیله و چاره ای نداشت..پس تخم مرغ گرفت و زرده آن را بیرون آورده سفیده را بر جامعه های خود و بین .....ریخت پس از آن به نزد عمر شد و گفت ای امیر این مرد من را در فلان موضع چنین و چنان گرفت و مرا رسوا کرد ..عمر خواست آن مرد انصاری را عقوبت کند ولی علی (ع)در آنجا نشسته بود... آن مرد انصاری گفت ای امیر (خطاب به خلیفه دوم)در کار من عجله روا مدار تا روشن شود..عمر به امیر المومنین رو کرده و گفت:یا ابلحسن شما چه می بینید در این باره؟ علی (ع)سفیدی در جامعه آن زن مشاهده کرد..فرمود شاید این زن در این مورد حیله کرده باشد سپس فرمود..آب جوشیده بسیار داغ برای من بیاورید..آب داغ و جوشیده برای آن حضرت آماده کردند پس حضرت امر کردند که آب جوشیده و داغ را بر روی آن سفیدی جامعه زن بریزند..پس آب جوش را بر موضع ریختند. آن سفیدی جامه مستوی شد و خود را بگرفت و بسته شد..پس امیر المومنین آن سفیده بسته شده را بر گرفت و در دهان خود انداخت و چون طعم آن را دریافت و چشید از دهان خود بیرون انداخت .. بعد از آن به آن زن رو کرد تا آنکه زن اقرار کرد و اعتراف نمود به این تزویر و حیله.. مطالب مشابہ ↩️ @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
بز خری میکنی یک روز ملانصرالدین تصمیم گرفت گاوش را به بازار ببرد و بفروشد پیش از رفتن به بازار آب و ‏علف خوبی به گاوش داد و آن را به بازار برد . یکی از آدم‌های بد کار وقتی دید ملانصرالدین گاوش را به بازار آورده تا ‏بفروشد فکر شیطانی به ذهنش رسید و نقشه‌ای کشید که سر بیچاره کلاه بگذارد او با عجله به سراغ دوستانش رفت و نقشه‌اش را با آن‌ها در میان گذاشت و طبق نقشه یکی یکی به طرف ملا نصرالدین رفتند .‏ اوّلی گفت: عمو جان این بز را چند می‌فروشی؟ ملانصرالدین گفت: این حیوان گاو است و بز نیست. مرد گفت: گاو است؟ به ‏حق چیزهای نشنیده! مردم بز را به بازار می‌آورند تا به اسم گاو بفروشند. ملاّ داشت عصبانی می‌شد که مرد حیله‌گر راهش ‏را گرفت و رفت .‏ دوّمی آمد و گفت : ملاّ جان بزت را چند می‌فروشی ملّا از کوره در رفت و گفت : مگر کوری و نمی‌بینی که این گاو است نه ‏بز؟ ، مرد حیله‌گر گفت: (چرا عصبانی می‌شوی؟ بزت را برای خودت نگه دار و نفروش)‏ چند لحظه بعد سومّی آمد و گفت: «ببینم آقا این حیوان قیمتش چند است» ملا گفت: «ده سکه» خریدار گفت: ده سکه؟ مگر می‌خواهی گاو بفروشی که ده سکه قیمت گذاشتی این بز دو سکه هم نمی‌ارزد ملا باز هم عصبانی شد و گفت: گاو؟ پس چی که گاو می‌فروشم خریدار گفت : دروغ به این بزرگی! مگر مردم نادان هستند که پول گاو بدهند و بز بخرند.‏ ملاّ نگاهی به گاوش انداخت کمی چشم‌هایش را مالید و با خود گفت : «نکند من دارم اشتباه می‌کنم و این حیوان واقعاً بز است ‏نه گاو» خریدار چهارمی سر رسید و با لبخند آرامش گفت : ببخشید آقا! آیا این بز شما شیر هم می‌دهد؟ مّلا که شک در دلش ‏بود گفت : «نه آقا ، بز است ، به درد این می‌خورد که زمین را شخم بزند» خریدار گفت: «خوب حالا این بزت را چند می‌فروشی تا با آن زمینم را شخم بزنم» ملا با خود گفت: «حتماً من اشتباه می‌کنم مردی به این محترمی هم حرف سه نفر قبلی ‏را تکرار می‌کند» معامله انجام شد . ملا گاوش را که دیگر مطمئن بود ، بز است به دو سکه فروخت و به خانه‌اش برگشت دزدها هم با خیال راحت گاو را به آن طرف بازار بردند و با خیال راحت فروختند از آن به بعد وقتی خریداری بخواهد هر ‏جنسی را به قیمت کمتری بخرد می‌گویند : " بز خری می‌کنی 🆔 @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
🌸 سلام بیستمین روزفروردین بخیر طاعات وعباداتتون قبول درگاه حق به هجدهمین روز از ماه رمضان خوش آمدید امروز تون سرشار از توفیق بندگی خدا استجابت دعا ، برکت و سلامتی، شادکامی و عاقبت بخیری 🌸 امیدوارم در پناه لطف خدا یکشنبه خوبی داشته باشید. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
👌 آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی ؟ بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند . هارون گفت: آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟ بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد . آنگاه بهلول گفت: ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود. آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست و پایش بسوخت و به پایین افتاد . سپس بهلول گفت: ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند. 👌با اشتراک گذاری از ما حمایت کنید ‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌@tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تزریق انرژی مثبت➕ تکرار کنیم🌸 امروز ساحل دلم را به پروردگارم می‌سپارم و می‌دانم زیباترین و امن‌ترین قایق را برایم می‌فرستد. او همواره بر من آگاه و بیناست. خدایا سپاسگزارم❣ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺: 📄فی إِخْلاصِ النِّیَّاتِ نَجاحُ الاْءُمُورِ؛ 📜موفقیت در کارها به خالص کردن نیّت هاست. 📚 غرر الحکم، ص93، رقم 1620 🔹💎🔹💎🔹💎🔹💎🔹 💎 : 🔸 «ما زالَت نِعمَةٌ ولا نَضارَةُ عَيشٍ إلاّ بِذُنوبٍ اِجتَرَحوا ؛ إنَّ اللّهَ لَيسَ بِظَلاّمٍ لِلعَبيدِ .» 🔹«هيچ و از ميان نرفت، مگر به سبب كه [مردم] انجام دادند؛ به راستى كه خداى هرگز به بندگان ستم نمى‌ورزد .» 📚 الخصال: ص ۶۲۴ ح ۱۰ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
💠 💟◁ ➊👈اگر روزه‌دار عمداً و آگاهانه چیزی بخورد یا بیاشامد روزه‌ی او باطل می‌شود خواه آن چیز از خوراکیها و آشامیدنیهای معمول باشد و خواه از چیزهای غیرخوراکی مانند کاغذ یا پارچه و امثال آن باشد و خواه زیاد یا کم باشد مانند قطره‌ی بسیار کوچک آب یا خرده‌ی کوچکی از نان. ➋👈اگر روزه‌دار، چیزی را که لای دندان مانده است عمداً فرو ببرد، روزه‌اش باطل می‌شود. ➌👈فرو بردن آب دهان روزه را باطل نمی‌کند. ➍👈احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از استعمال آمپولهای مقوی یا مغذّی، یا آمپولهائی که به رگ تزریق می‌شود و نیز انواع سِرمهای خودداری کند. ولی تزریق آمپول برای بی‌حس کردن و نیز دارو گذاشتن در زخمها و جراحتها اشکال ندارد. ❺👈احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود خودداری کند. ❻👈انسان نمی‌تواند بخاطر ضعف، روزه را بخورد ولی هر وقت دچار حرج و مشقّت شدند، می‌‌توانند افطار نموده و بعدا باید روزه آن روز را قضا نمایند. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
✨مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾ ✨كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته ✨و مورد خشم قرار نداده است (۳) 📚سوره مبارکه الضحى✍آیه ۳ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🌺 🔸شب‌های احیا را پیش رو داریم، این دهه را خیلی اهمیّت بدهید. لحظه‌به‌لحظه داریم به شب‌های حسّاس سال نزدیک می‌شویم. یک سال را می‌خواهند برای ما تقدیر کنند. ان‌شاءاللّه همه می‌خواهیم قدم برداریم و ظهور و فرج امام زمانمان را بگیریم. 🔸با این نیت از همین امشب شروع کنید. اگر تا حالا می‌خوابیدید، دیگر نخوابید. آنهایی که همّت دارند از همین امشب شروع کنند. برای خودت احیا بگیر. حتماً نباید همان سه شب احیا باشد. هر شب این قرآن را روی سرت بگذار و بگو: خدایا به این قرآن پناه آوردم، به این قرآن مرا ببخش. 🔸 هر شب خودت را پشت پای امام زمانت بینداز، بگو: آقا جان، مرا ببخش. در این سال بر اثر غفلت و گناه و بی‌توجّهی، شما را رنجاندم ولی شما خوب امامی بودید، دست از من نکشیدید. 🔸 با امام زمانت مناجات کن. این راه استفاده از این مغفرت الهی است، تا خودت را آماده کنی و شستشو بدهی و برای این شب‌ها برسانی. 🔸 «ذکر یونسیّه» را بگویید، استغفار کنید. انسان از هر کجا می‌ماند و درمانده می‌شود، به مادرش پناه می‌برد. حضرت زهرا سلام‌اللّه‌علیها مادرمان است. این چند شب باقی مانده تا شب‌های احیا، به پناه همهٔ عالم پناه ببرید. 🔸برای شب احیا با آمادگی این شب‌ها حضور پیدا کنید. دلتان را صاف کنید، استغفار کنید، غفلت را از خودتان دور کنید، گرد گناه را پاک کنید و شستشو بدهید تا با روح‌‌هایی حاضر و آماده و مهیّا، بنشینیم ببینیم باید چکار کنیم. 🔸پس این دهه را حتی الامکان اگر می‌توانید، شب‌ها نخوابید. بلند شوید به ذکر و مناجات بپردازید. 👌شمایی که می‌خواهی دل مادرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌اللّه‌علیها را به‌دست بیاوری، بگذار مادرت شب‌ها ناله‌های یا صاحب الزمانت را بشنود. و علی الخصوص برای زیاد دعا کنید. (اللهم عجل لولیک الفرج) 👤 استاد حاج آقا زعفری زاده 🌹 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّـدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh