هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتے
✅معجون چربی سوزی قبل صبحانه
👈موادلازم
👌عسل 1 ق🍯
👌آب ولرم 1 لیوان💧
👌پودر دارچین 1 ق🍂
✍همه را باهم ترکیب وهر روزقبل ازصبحانه با معده خالی بنوشید
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
💫آخر هفته تون عالی
🖤به حرمت امــروز
💚اربعین حسینی از خـــدا
💫برایت من چنین خواهم
🖤دلت آرام
💚تنت سالم
💫دعاهایت مستجاب
🖤عاقبتت بخیر
💚آفتاب عـمرت
💫هميشــه برقرار
🖤و زندگیت
💚سرشار از
💫عشق و آرامش خدا
💚روزتون سرشاراز نیکی
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
7.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگم کربلا
میگن راه هابسته اس
میگم امام رضا
میگن رواق ها بسته اس
این تقاص کدوم گناهه😭
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
─═ঊ ❥❥ ◼ ❥❥ঊ═─
❤ #زینب_س_یعنی:
#زینب_س یعنی تبلور صبر #امام_علی_ع
و تجسم عصمت #حضرت_فاطمه_س
#زینب_س یعنی زینت شب های
بی کسی و تنهایی و بی زهرایی پدر.
#زینب_س یعنی مرحم زخمهای سینه مادر.
#زینب_س یعنی سنگ صبور
غربت و مظلومیت #امام_حسن_ع
#زینب_س یعنی خطبه گویای
رشادت و حقانیت امام_حسین_ع
#زینب_س یعنی زهرایی که
سقیفه خون بارش، کربلا آفرین شد.
#زینب_س یعنی پرستار زخمهای عاشورایی.
#زینب_س یعنی آغوش پناه
کبوتران پر و بال سوخته کربلایی.
#زینب_س یعنی زن، اسوه، وقار،
شکیبایی، عصمت، نجابت و شجاعت.
❤ #زینب_س یعنی وصف تمام
خوبی ها تا بی نهایت....
▪اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا زینب کبری
▪عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
─═ঊ ❥❥ ◼ ❥❥ঊ═─
فرا رسیدن اربعین حسینے تسلیت باد
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○
#رمان " #رویای_من "بر اساس داستان واقعی
#قسمت_چهلم✍ بخش دوم
🌺رفتم تو آشپز خونه تا شام درست کنم … شب عید بود و باید تدارک درست و حسابی می دیدیم عمه داشت گوشت خورد می کرد به من گفت : اومدی ؟ بیا کمک هم تورج میاد هم مینا علیرضا هم امروز زود میاد نهار هم نخورده …. بدو که خیلی کار داریم ……
یک کم بعد حمیرا هم اومد و به ما کمک کرد و تا افطار با هم حرف زدیم و کار کردیم….
با اینکه ایرج ساعت یک رفته بود خیلی طول کشید تا اومدن موقعی رسیدن که صدای اذان بلند بود…….
مینا رو که دیدم خیلی عوض شده بود اول متوجه نشدم ولی عمه زود گفت : به به خوب کاری کردی خوشگل شدی …
تورج که خیلی تیز بود پرسید منم دیدم که خوشگل شده برای چی بوده ؟…عمه گفت زنونه اس به تو مربوط نیست…تو الان بیا بغل من بشین که خیلی دلم برات تنگ شده فدات بشم ….
🌺حمیرا گفت زود تر این کارو می کردی خیلی فرق کردی ….. چی بود اون همه مو تو صورتت . تورج با شوخی گفت : آهان اصلاح کردین ….
عمه بهش تشر زد تورج خجالت بکش ….
گفت : ای بابا شما ها نمی تونین خودتونو نگه دارین به من میگین خجالت بکشم ؟ …..
طفلک مینا قرمز شده بود با اینکه اصلا آدم خجالتی نبود ….
اونشب همه با هم افطار کردیم و چیزی که برام خیلی جالب بود ، روزه بودن تورج تو این مدت بود خوشحال بودم که اونسال همه به خاطر اینکه من روزه می گرفتم با من روزه دار شدن و این برای من خیلی ارزش داشت به خصوص ایرج ……………
🌺ما داشتیم افطار می کردیم که علیرضاخان هم اومد ، پیپش روی لبش بود و یک کلاه لبه دار روی سرش همون طور با سیبل های رو به با لا …. یک نگاهی به سر تا سر میز کرد و با خنده گفت : پس شما ها برای همچین سفره ای روزه می گرفتین …. خوب اگر منم می دونستم
می گرفتم البته گرفتم ها ولی لیز بود در رفت …..
و خودش قاه قاه خندید …. و همون جا دستشو شست و نشست سر میز و با اشتها شروع به خوردن کرد ……
و به مینا گفت : خوش اومدی چه عجب من که دلم برای صدای شما تنگ شده …..
تورج گفت : منم ….من امشب یک لیست آهنگ در خواستی دارم ….
🌺بعد از شام اومدیم تو حال…. دور هم نشستیم تلویزیون شو رنگارنگ رو گذاشته بود منم خیلی گوگوش رو دوست داشتم و آهنگ کجاس مادر کجاس گهواره ی من رو می خوند ….
همه ساکت شدن و من به گریه افتادم …… ایرج نمی تونست نگاهشو از صورت من بر داره و من متوجه شدم تورج هم اینو فهمیده …..ولی تورج بازم مثل سابق شوخی می کرد گفت : …من اعتراف می کنم که امشب خودمو رسوندم تا آخرین سفره ی افطار اینجا باشم خیلی اون دو سه روز بهم خوش گذشت …مینا نمی دونی …رویا یک دوست داره نه یک دشمن داره …فقط برای دست انداختن خوبه اون شب مردیم از خنده گیر داده به ایرج و افتاده دنبالش ، اونشب نمی رفت که ، می گفت باید ایرج منو برسونه ….
علیرضا خان گفت : دیگه راش ندین بیاد اینجا رویا جان ببخشید ولی این جور آدما باعث درد سر میشن
#ادامه_دارد
○°●○°•°♡◇♡°○°●°○
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حدیث_روز
💚امام حسین علیه السلام میفرمایند:
🎗هرکس گره ای از مشکلات مؤمنی باز کند
و مشکلش را برطرف نماید،
خداوند متعال مشکلات
دنیا و آخرت او را اصلاح می نماید
🎗مَنْ نَفَّسَ کرْبَةَ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ
🎗کرْبَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ.
📒 بحارالأنوار ج۷۵ ص۱۲۱
📔مستدرك الوسائل ج۱۲ ص۴۱۶
➖〰➖〰➖〰➖〰➖〰➖
✍امام حسین (علیهالسلام) :
اگر کسی در گوش راستم مرا دشنام دهد و در گوش چپم عذرخواهی کند ، گذشت میکنم ؛ به این دلیل که پدرم علی (ع) از جدم رسول خدا (ص) روایت کرده که : کسی که عذرخواهی دیگران را نپذیرد ، چه عذرش موجّه باشد چه ناموجّه ، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد ، و به شفاعت من نمیرسد .
📚 احقاق الحق ، ج ۱۱ ، ص ۴۳۱ .
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#احکام_شرعی
‼️نماز در محل تحصیل
🔷س 5367: آیا #محل_تحصیل دانشجویی که در #خوابگاه می باشد، به صورتی که پنج روز در هفته در محل تحصیل زندگی میکند، حکم #وطن را دارد؟
✅ج: محل تحصیل یا زندگی موقت، وطن نیست، البته اگر بنا دارد حداقل یک سال به طوری #اقامت داشته باشد که عرفا #مسافر محسوب نشود، بدون نیاز به قصد اقامت ده روزه، #نماز تمام است.
#احکام_وطن #وطن_حکمی
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#هرروزیک_آیه
✨وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ
✨إِلَّا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ
✨فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱۷﴾
✨و اگر خدا به تو زيانى برساند
✨كسى جز او برطرف كننده آن نيست
✨و اگر خيرى به تو برساند پس او
✨بر هر چيزى تواناست (۱۷)
📚سوره مبارکه الأنعام
✍آیه ۱۷
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نوش جانش بشود هر ڪہ حرم رفت حسین💚
من بہ جا ماندن از این قافلہ
عادت ڪردم ...😭😭
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
20.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیشنهاددانلود☝️
تو راه نجف امسال موکبی نموند باقی
خستگی ها در میرفت با چایی عراقی 😞
فرا رسیدن اربعین حسینی را
تسلیت عرض می کنیم 🖤
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک نگاه خداوند کافی است
برای گشوده شدن
تمام درهای بسته ی زندگیمون
در این عصر اربعین
آن نگاه و نظر ِ بلند را
برای شما آرزومندم...
تقدیم به شما دوستان
و عاشقان ابا عبدالله
عزاداری هاتون قبول
حاجت روا باشید ان شاءالله
#عصربخیرونیکی☕️🍩
✨﷽✨
#آموزنده
✍ﭘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮ 26 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ اينستاگرام ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺖ :" ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﺪﺭﻫﺎ "... !
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ 5 ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ. ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﺵ لنگ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ : ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﻣﺎﺩﺭ ...! ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪ، ﺩﺧﺘﺮك ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﯿﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ، ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟؟ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﭘﺴﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻠﯽ ﻻﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩ. ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﺧﺎﺗﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﺼﺐ ﮐﺮﺩ. ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ..اما ! ﺭﻭﯼ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :«ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻗﺪﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ»!
💥آيا تا بحال ! ﻫﯿﭻ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ، ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؟؟
↶【به ما بپیوندید 】↷