eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
12.5هزار دنبال‌کننده
24.2هزار عکس
16.8هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍂عدالت و لطف خدا 🍃🍂 🙍زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل❓ 🗣داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند. 🗣سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟ 🙍زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم . 🚪هنوز سخن زن تمام نشده بود که ... در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى. 🙍🗣حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است @tafakornab @shamimrezvan
4نصیحت لقمان به فرزندش : 1⃣درحال نمازمراقب دلت باش 2⃣سرسفره مراقب شکمت باش 3⃣درخانه ی مردم مراقب چشمت باش 4⃣درميان مردم مراقب زبانت باش @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
شب بخیر یعنی سپردن خود به خدا وآرامش درنگاه خدا یعنی سیراب شدن در دستان وآغوش خدا شب بخیر یعنی شکوفایی روزت سرشار ازعشـق به خـدا شبتــ🌙ــون الــهی @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم🌹 🍃 الهی به امیدتو🍃 يادخدااااااا آرام بخش دلهاست... روزت رامتبرك كن با نام و يادخدا خداصداى بنده هايش رادوست دارد @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
676.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیاطین دوگروهند ازاجنه که باذکر: لاحول ولاقوةالابالله دور میشوندوشياطين درلباس انسان که باذکر صلوات رانده میشوند. ازذکرصلوات دریغ نفرمایید. 📙بحارالانوار,ج۹۲،ص۱۳۶ @tafakornab @shamimrezvan
👆 جزء6 اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَة القُرآن @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh 👇صوت صفحه105
👆 ✍هرڪس این نمازرادر روز1شنبه بخواندازآتش جهنم وعذاب ایمن شود↻2رڪعت ؛ رکعت اول⇦حمدو3ڪـوثر رکعت دوم⇦حمدو3توحید 📚جمال الاسبوع۵۴ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
192.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام‌به 🌷یکشنبه 22مهرماه خوش‌آمدید🌷 🌸آرزو میکنم ☘دقایق امروز برایتان 🌸سرشار از عشق ☘برڪت و تندرستی باشد 🌸و به هـر آنچه ☘آرزویش را دارید برسید @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
👆دعای هر روز ماه صفر !🌔۱۰مرتبه صدقه فراموش نشود، ان شاءالله با خواندن این دعا در هرروز ماه صفر ازبلا دور باشید. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🍃⇨﷽ 🌷مرحوم شیخ نخودکی می‌فرمایند: ❄️⇐در آن زمان که در صحن عتیق رضوی به تزکیه مشغول بودم، روزی پیری ناشناس بر من وارد شد و گفت: یا شیخ دوست دارم که یک اربعین، خدمتت را کمر بندم. گفتم: مرا حاجتی نیست تا به انجام آن پردازی. ❄️⇐گفت: اجازه ده که هر روز کوزه آب را پر کنم. به اصرار پیر تسلیم شدم! هر روز علی الصباح به در اطاق می آمد و می‌ایستاد و با کمال ادب می‌خواست تا او را به کاری فرمان دهم و در این مدت هرگز ننشست. ❄️⇐چون چهل روز پایان یافت، گفت: یا شیخ من چهل روز ترا خدمت کردم، حال از تو توقع دارم تا یک روز مرا خدمت کنی. در ابتدا اندیشیدم که شاید مرد عوامی باشد و مرا به تکالیف سخت مبتلا کند، ولی چون یک اربعین با اخلاص به من خدمت کرده بود، با کراهت خاطر پذیرفتم. ❄️⇐ پیر فرمان داد تا من در آستانه اتاق بایستم و خود در بالای حجره روی سجّاده من نشست و فرمان داد تا کوره و دم و اسباب زرگری برایش آماده سازم. این کار با آنکه بر من به جهاتی شاق و دشوار بود، به خاطر پیر انجام دادم و لوازمی که خواسته بود فراهم ساختم. ❄️⇐ دستور داد تا کوره را آتش کنم و بوته بر روی آتش نهم و چند سکّه پول مس در بوته افکنم و آنگاه فرمود آنقدر بدمم تا مس ها ذوب شود. از ذوب آن مس ها آگاهش کردم. ❄️⇐ گفت: خداوندا، بحق استادانی که خدمتشان را کرده‌ام، این مس ها را به طلا تبدیل فرما! و پس از آن به من دستور داد بوتــــه را در«رجه» خالی کن و سپس پرسید در رجه چه می بینی؟ دیدم طلا و مس مخلوط است. او را خبر دادم. گفت: مگر وضو نداشتی؟ گفتم: نه. ❄️⇐ فرمود تا همانجا وضو گرفتم . و دوباره فلز را در بوته ریختم و در کوره دمیدم تا ذوب شد و به دستور وی و پس از ذکر قسم پیشین، بوته را در «رجه» ریختم. ناگهان دیدم که طلای ناب است. آنرا برداشتیم و به‌اتفاق، نزد چند زرگر رفتیم. پس از آزمایش، تصدیق کردند که زر خالص است. آنگاه طلا را به قیمت روز بفروخت. ❄️⇐ و گفت: این پول را تو به مستحقان می‌دهی یا من بدهم؟ گفتم: تو به این کار اولی (صاحب اختیار) هستی. سپس با هم به در چند خانه رفتیم و پیر پول را تا آخرین ریال به مستحقان داد. نه خود برداشت و نه به من چیزی بخشید. و بعد از آن ماجرا از یکدیگر جدا شدیم و دیگر او را ندیدم. 📗 افلاکیان خاک نشین 💟← بہ ما بپیونید →💟 @tafakornab @shamimrezvan
190.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تزریق انرژی مثبت➕ تکرار کنیم🌈 من شایستگی لذت بردن از این زندگی را دارم هرچه می‌خواهم می‌طلبم و بعد با خوشی و شادی آن را می‌پذیرم. خداوندا سپاسگزارم❣ @tafakornab 👆