هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
☕️کلامتان راعوض کنید تازندگیتان
تغییر کن...
کلامتان همه چیز شماست..
کلامتان انرژی وجودی وهرآنچه که دارین هست...
پس زیبا سخن بگویی
ومثبت بی اندیشید
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
🌸🍃🌸
🍃🌸
🌸
✍ یکی از دوستان تعریف می کرد:
🔹اولين روزهايی كه در آلمان بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل بر می داشت و به محل کار میبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح ها زود به کارخانه می رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه ی دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می کرد.
🔹در آن زمان، 2000 کارمند کارخانه با ماشين شخصى به سر کار می آمدند.
🔹روز اول من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم...
روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک می کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
🔹او در جواب گفت: براى اين که ما زود می رسيم و وقت براى پياده رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر می رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک تر به در ورودى دارند تا به موقع به سر کارشان برسند. مگه تو اين طور فکر نمی کنی؟!
👌 #فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است...
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
🌸
🍃🌸
🌸🍃🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
┈┈•••❤•••┈┈
همیشه از قانون بالن استفاده کن
هر چی که به درد خور نیست
بریز دور، تا اوج بگیری...!
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
┈┈•••❤•••┈┈
#داستانهای_ڪوتاه
گوشت را آزاد كن
از بزرگان عصر، یكی با غلام خود گفت كه از مال خود، پارهای گوشت بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. غلام شاد شد. بریانی ساخت و پیش او آورد. خواجه خورد و گوشت به غلام سپرد. دیگر روز گفت: بدان گوشت، آبگوشتی زعفرانی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. غلام فرمان برد.خواجه زهر مار كرد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گوشت مضمحل بود و از كار افتاده، گفت: این گوشت بفروش و مقداری روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد كنم. گفت: ای خواجه، تو را بهخدا بگذار من همچنان غلام تو باشم، اگر خیری در خاطر مبارك میگذرد، به نیت خدا این گوشت پاره را آزاد كن!
http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727
#داستان_وضرب_المثل_وسخن_بزرگان👆
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
🔘 #داستان_کوتاه
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .
روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .
اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد
و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... .
به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود .
آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت .
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم
و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم
و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.
✍تئودور داستایوفسکی
عظمت در دیدن نیست
عظمت در چگونگی دیدن است🍀
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
─┅─═इई 🌸🌺🌸ईइ═─┅─
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتی
#کدو_تقویت_حافظه
✅برای تقویت حافظه مصرف کدو سبز را فراموش نکنید،
🥒ترکیبات ضد پیری و آنتی اکسیدانهاي آن موجب تقویت حافظه و کاهش مشکلات وابسته به سن میشود.
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
✨﷽✨
✨ #پندانـــــــهـــ
انسان های خوب،
خوشبختی را
تعقیب نمیکنند
زندگی می کنند..
و خوشبختی،
پاداش مهربانی،
صداقت ، درستکاری
و گذشت آنهاست ...
خوب بودن را تمرین کنیم ...
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سوره_درمانی
✍🏻 از پیرمردی کهن سال روایت است که گفت
🍀 برای پدرم فرزندی زنده نمی ماند تا این که در سنین پیری او ، من به دنیا آمدم و او شادمان شد .
🍃 هفت ساله بودم که پدرم از دنیا رفت و عمویم سرپرستی مرا به عهده گرفت .
🌾 روزی عمویم مرا باخود نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) برد و عرض کرد :
🌻 «ای رسول خدا ، برادرم از دنیا رفته و این پسر از او مانده شما تعویذی (دعای حفظ) بیاموزید که با آن در پناهش دارم .»
💐 پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: چرا به سراغ سوره های «قل» دار نمی روی :
🌹«قُل یا أَیُّها الکافِرون»
🌹قل هُوَاللهُ اَحَد»
🌹«قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَق»
🌹«قُل أَعُوذُ بِرِبِّ النّاس»
🌹 و در روایتی «قُل أُحِیَ اِلَیَّ.....سوره ی جن»
🌸 پیر کهن سال گفت :
«من تابه امروز بدان سوره ها پناه میجویم و تا کنون آسیبی به مال و فرزندم نرسیده است و بیمار و فقیر نگشته ام و به سنی رسیده ام که می بینید.»
📚شفا بخش و مشکل گشا، صفحه ۸۰
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#سه_شنبه_های_جمکرانی
حیدری وار بیا حیدر کرار زمان؛
جمکران منتظر منبر مردانه تست ..
پرده بردار از این مصلحت طولانی؛
که جهان معبد و منزلگه شاهانه تست ..
#یا_مهدی
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
22.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آقام_یاحـــســـیـن_جان
از کودکی به نام حـسین، آشــنا شـدم
تا کم کَمَک به درد غمش، مبتلا شــدم
مادر نــهـــاد بر لــب مــن مُــــهر کربلا
تا وارث مــحــبّــت خــون خــدا شدم
مادر! تو را سپاس! که با دست همّتت
با برترین حماسهی خاک، آشــــنا شدم
#زنده_از_حرم_کـربلا
#السلام_علیک_یااباعبدالله
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرج
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh