eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
. ✅از كجا دانستند؟ 🔸 يكى از كوهنوردان مى گويد: در تمام مدت سال از منزلم تا بالاترين نقطه تپه اى كه در محيط زندگيم بود، راهپيمايى مى كردم. زمستان بسيار سردى بود، برف سنگينى زمين را پوشانده بود، از محلى كه رفته بودم بر مى گشتم، در مسير راهم در بالاى تپه حوضچه اى پر آب بود. گنجشك هاى زيادى هر روز پس از خوردن دانه به كنار آن حوضچه براى آب خوردن مى آمدند؛ آن روز سطح حوضچه را يخ ضخيمى پوشانده بود، گنجشك ها به عادت هر روز كنار حوضچه آمدند نوك زدند، سطح محل را يخ زده يافتند، ايستادم تا ببينم كه اين حيوانات كوچك ولى با حوصله چه مى كنند. ناگهان يكى از آن ها روى يخ آمد و به پشت بر سطح يخ خوابيد، پس از چند ثانيه به كنارى رفت، ديگرى به جاى او خوابيد و پس از چند لحظه دومى برخاست، سومى به جاى او قرار گرفت، همين طور مسئله تكرار شد تا با حرارت بدن خود آن قسمت را آب كردند؛ وقتى نازك شد با نوك خود شكستند آب بيرون زد، همه خود را سيراب كردند و رفتند؛ براستى اين عمل اعجاب انگيز چيست؟ از كجا فهميدند كه يخ با حرارت آب مى شود سپس از كجا فهميدند كه بدن خود آن ها حرارت مناسب را دارد و از كجا دانستند كه بايد اين حرارت با خوابيدن روى يخ به يخ برسد و از كجا فهميدند كه با خوابيدن يك نفر مشكل حل نمى شود، بلكه بايد به نوبت اين برنامه را دنبال كرد؟ آيا جز هدايت حضرت حق اسم ديگرى بر اين داستان مى توان گذاشت؟! 📚برگرفته از کتاب عرفان اسلامی جلد 13 اثر استاد حسین انصاریان 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
📚 👈 خوبی یا بدی 🌴چوپانی ماری را ازمیان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد. چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمد و گفت: به گردنت بزنم یابه لبت؟ 🌴چوپان گفت: آیا سزای خوبی این است؟ مار گفت: سزای خوبی بدی است...!!! و قرارشد تا از کسی سوال کنند، به روباهی رسیدند و از او پرسیدند چاره ی کار را. 🌴روباه گفت: من تا صورت واقعه را نبینم نمی توانم حکم کنم. برگشته ومار را درون بوته های آتش انداختند، مار به استمداد برآمد. روباه گفت: بمان تارسم خوبی از جهان بر افکنده نشود.... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
📚 دهقان پیر با ناله می‌‌گفت: ارباب! آخر درد من که یکی دوتا نیست؛ با وجود این همه بدبختی، نمی‌‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشمان تنها دخترم را چپ آفریده است؟! دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند! ارباب پرخاش کرد که: بدبخت! چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی! مگر کوری و نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟! دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را “دو تا” می‌بیند و دختر من، این همه بدبختی ها را! 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
چند پیشنهاد برای داشتن حال بهتر |💚 ۱. برای خودت بنویس. نوشتن و به کاغذ آوردن حرف‌هایی که در ذهنمون می‌چرخه، نوشتن احساساتی که تجربه می‌کنیم، بهمون کمک می‌کنه تا بهتر درکشون کنیم و شفاف‌تر ببینیمشون. ۲. گوشیتو کنار بذار. زندگی مدرن باعث شده حتی تفریحاتمون هم در گوشی هوشمندمون باشه! اما با استفاده‌ی کمتر از گوشی، و گذروندن وقت بیشتر در دنیای واقعی، بهت کمک می‌کنه حال بهتری داشته باشی. مثلا برو پیاده‌روی، کتاب بخون، یا با دوستات برو بیرون. ۳. موسیقی خوب گوش کن. همه‌ی آدم‌ها موسیقی گوش می‌کنن، اما مهم اینه که کنار موسیقی‌های مورد علاقت، موسیقی‌هایی که با استفاده از سازهایی که متریالشون از طبیعت ساخته شده، هم گوش کنی. چون به ذائقه انسانی نزدیک‌تره، و حال بهتری بهت می‌رسونه. ‌ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
💫 در روزگار قدیم یک روستایی ظرف عسلی را برای فروش به شهر می برد در هنگام ورود به شهر ماموران دروازه ی شهر به منظور بازرسی سر ظرف عسل را باز کرده و او را معطل کرده و باعث می شوند، چند مگس داخل ظرف عسل بیفتد. روستایی عسل را به نزد مشتری همیشگی اش می برد اما به علت وجود مگس در داخل عسل مشتری از خرید عسل سرباز می زند. روستایی با دیدن این وضع ظرف عسل خود را به محکمه ی شهر می برد و در آنجا شکایت خود از ماموران دروازه را به قاضی ‌شهر می کند، قاضی که می خواهد روستایی را از سرش باز کند می گوید :ای برادر، ماموران دروازه وظیفه ی خویش را انجام داده اند تقصیر از مگس ها است که داخل عسل تو افتاده اند. تو می توانی هر کجا مگسی دیدی آنها را به این جرم بکشی! روستایی بیچاره کمی از این حکم عجیب جا خورده و می گوید: جناب قاضی حکم شما را می پذیرم به شرط آنکه شما این حکم را روی کاغذی برای من بنویسید تا اگر زمانی دیگران مانع اجرای حکم شدند از جانب شما سند معتبری داشته باشم. قاضي پیش خودش می گوید عجب ساده لوحی هست پس حکمی برای روستایی می نویسد و آنرا به دستش می دهد در همین حال که روستایی با حکمش در حال خروج از محکمه است مگسی روی صورت قاضی می نشیند و روستایی درنگ نکرده و ضربه ی محکمی به صورت قاضی می زند ماموران دادگاه با دیدن این رفتار سراسیمه شده و به‌سوی مرد هجوم می برند اما روستایی با خونسردی حکم قاضی را نشان می دهد و می گوید :" خود قاضی در این حکم فرمان داده اند که من هر جایی مگس مزاحمی دیدم آنرا به سزایش برسانم!" 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چه خوبه که : کلید باشیم ، نه قفل... باهم بخندیم نه به هم... راه باشیم نه سدّ ... درک کنیم نه ترک... کنار هم باشیم ، نه مقابل هم... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
☯️ملانصرالدین و دود کباب فقیری از کنار دکان کباب فروشی می گذشت. مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخ ها کرده و به روی آتش نهاده باد می زد و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت. او به همین ترتیب چند تکه نان خشک خورد و سپس براه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست وی را گرفت و گفت:کجا می روی پول دود کباب را که خورده ای بده. از قضا ملانصرالدین از آنجا می گذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری می کند و تقاضا می نماید او را رها کنند. ولی مرد کباب فروش می خواست پول دودی را که وی خورده است بگیرد. ملا دلش برای مرد فقیر سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابی را که او خورده است می دهم. کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. ملا پس از رقتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به روی زمین می انداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر. مرد کباب فروش با حیرت به ملا نگریست و گفت: این چه طرز پول دادن است مرد خدا؟ ملا همان طور که پول ها را بر زمین می انداخت تا صدایی از آنها بلند شود گفت: خوب جان من کسی که دود کباب و بوی آنرا بفروشد و بخواهد برای آن پول بگیرد باید به جای پول صدای آنرا بگیرد. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
روزي بهلول بر هارون وارد شد هارون گفت ای بهلول مرا پندی ده بهلول گفـت ای هـارون اگر در بیابانی که هیچ آبی در آن نیست و تشنگی بر تو غلبه نماید و نزدیک مرگ شوی ، آیا چه میدهی که تو را جرعه ای آب دهند که عطش خود را فرو نشانی؟ هارون گفت : صد دینار طلا بهلول گفـت : اگـر صـاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی ؟ گفت : نصف پادشاهی خود را می دهم بهلول گفت پس از آنکه آب را آشامیدي ، اگربه مرض حبس الیوم مبتلا گردي و رفع آن نتوانی باز چه میدهی که کسی علاج آن درد را بنماید ؟ هارون گفت نصف دیگر پادشاهی خود را بهلول جواب داد : پس مغـرور بـه ایـن پادشـاهی مبـاش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
5.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول مولانا: هر چیزی در خیال بگنجد واقع است... پس تصورش کن! و البته تلاش کن ... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 تو یک انسانی زیبا باش! لباس خوب بپوش ! ورزش کن ! مواظب هیکل و اندامت باش ! هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد! همیشه بوی عطر بده! مطالعه کن و آگاهيتو بالا ببر. خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج ميهمان کن ! براي خودت گاهی هديه ای بخر ! وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری احساس سربلندی می کنى؛ آنوقت ديگر از تنهايي به ديگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی. يادت باشد : «برای انسان عزت نفس غوغا مي کند.» 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝ ‎
🌸🍃🌸🍃 راجع به خصوصیات عرب‌ها قبل از اسلام، زیاد شنیدیم: «زمان جاهلیّت». امّا آیا تا حالا با خودمون فکر کردیم که: ⁉ چی شد که مردمِ اون زمان، با اون خصوصیات، عاشق پیامبر شدند؟؟ ⁉ چه جوری اون مردم، جذب پیامبر شدند؟؟ ⁉ اصلاً، پیامبر چه جوری تونست اسلام رو تو اون فضا توسعه بده، که امروز یه دین جهانی باشه؟؟ جواب یک کلمه است: اخلاقِ خوبِ پیامبر. اصلاً یکی از معجزاتِ بزرگِ پیامبر، و اون حضرت بوده. تو این زمینه، یه آیه تو قرآن داریم، که دانستنش برای هر مسلمانی لازمه. قرآن خطاب به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ، وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْب،ِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ (آل عمران/۱۵۹) ای پیامبر! این فضل و رحمت خدا بود که تو در برابر مردم نرم و مهربان شدی. و اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی، مردم از اطراف تو پراکنده می‌شدند. خیلی دقّت کنیم. خدا با پیغمبر خودش هم تعارف نداره. می‌فرماید: ای پیامبر اگر تو هم می‌خواستی با مردم، با تندی و خشونت برخورد کنی، هیچ کسی دور و برت جمع نمی‌شد. این برخوردِ خوب،و اخلاق خوشِ تو بود که مردم رو جذب کرد. یعنی برخوردِ با مردم انقدر مهمه که، اگر پیامبر خدا (ص) هم میخواست با تندی با مردم برخورد کنه، کسی جذبش نمی‌شد. ما که دیگه جای خود داریم. ... دونستن این آیه، برای ما که میخواهیم مردم رو به دین خدا دعوت کنیم فوق‌العاده لازمه. خصوصاً کسانی که فعالیتهای تبلیغی می‌کنند. بدونیم که مردم با برخوردِ خوبِ ما به دینِ خدا علاقه‌مند میشن، نه با حرف‌های ما. با عملِ ما جذب میشن، نه با قولِ ما. تو محل زندگیمون، محل کارمون، محل تحصیلمون و... هرجایی که هستیم، یه طوری برخورد کنیم، و یه طوری با مردم معاشرت کنیم، که همه رو عاشق اسلام کنیم. هم خودمون رو قبول داشته باشند،هم دینمون رو. نه اینکه اخلاقمون یه طوری باشه که، همسر و بچه‌هامون هم قبولمون نداشته باشند، چه برسه به مردم. ‎ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 پیر مرد دانایی به نوه اش گفت : فرزندم تا حالا دانسته ای که بهشت مجانی است و دوزخ را باید با پول خرید نوه اش گفت : پدربزرگ چگونه بهشت مجانی است اما دوزخ رو باید با پول خرید ؟؟؟؟ پیرمرد گفت؟؟؟ پسرم نماز و روزه و کارهای نیک ، بابتشان هیچ پولی پرداخت نمیکنی و بهشت مجانی به دست می آید ؛ اما شراب و زنا و قمار و ربا بابتشان پول پرداخت میکنی پس جهنم را باید با پول خرید قضاوت با شما؛: کدام بهتر است؛ بهشت ؟؟ ((مجانی )) جهنم ؟؟ ((پولی)) 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝ ‎