eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃 امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند: اگر نیرومندی در طاعت خداوند سبحان نیرومند باش، و اگر ناتوانی در نافرمانی از خدا ناتوان باش.... غررالحکم ۴۰۷۵ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 مراسم چهل برای اموات مبنای شرعی ندارد بلکه آمیزه‌ای از دین و عرف است. می‌دانیم هر انسان مدت ۲۸۰ روز از نطفه تا تولد در رحم مادر است. که برابر با « ۷ چهل روز » است که در هر ۴۰ روز جنین تغییر حالت می‌دهد. مثال در چهل روز اول بسته خون در ۸۰ روز گوشت در آن می‌روید در ۱۲۰ روزگی استخوان بر گوشت می‌روید و.... به نیت این تغییر در جنین که هر ۴۰ روز یک‌بار است، یک‌بار پس از تولد که نوزاد ۴۰ روز سپری کرد بر او با ۴۰ تاس شستشو و حمام می‌شود. و یک‌بار بهتر است انسان در ۴۰ سالگی رسید ❀ آیه ۱۵ سوره الاحقاف تکامل در ۴۰ سالگی را اشاره می‌کند❀ غسل تکامل و ورود بر ۴۰ سالگی کند. و پس از مرگ، زندگان نیز پس از گذشت ۴۰ روز از سپری کردن در زیر خاک به نیت این ۴۰ های تکامل بشر، مراسم ختم بر او می‌گیرند. که جنبه شرعی و دینی خاصی ندارد و بر پایه برداشتی از دین و عرف است. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 نقل شده است : امام حسین و به نقلی امام حسن (علیه السلام ) کنیزی داشت، روزی آن کنیز شاخه ريحانی به خدمت آن حضرت به عنوان هدیه آورد. امام آن را گرفت و به کنیز فرمود: تو در راه خدا آزادی. به آن بزرگوار عرض کردند: یابن رسول الله! آیا کنیز را به واسطه شاخه گلی که به هدیه نمود آزاد کردی ؟ فرمود : خداوند ما را چنین ادب کرده و در قرآن چنین فرموده است: هرگاه کسی شما را به نوعی ستایش کرد یا خوش آمد گفت یا چیزی به شما تعارف نمود، شما در عوض بهتر، بیشتر و با ارزشتر از آن یا حداقل مانند آن را به او برگردانید؛ زیرا خداوند هر چیزی را به حساب می آورد. بعد فرمود: در عوض این شاخه گلی که کنیز به من اهداء کرد، بهترین چیز برای او آزادی از بندگی بود. ٥ص٣٥ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 نقل است که اویس قرنی، یک بار سه شبانه روز چیزی نخورد. روز چهارم در راه یک دینار دید و برنداشت و گفت: از کسی افتاده باشد! برفت تا گیاه برچیند و بخورد. گوسفندی دید که نان گرم در دهان گرفته، بیامد و پیش او نهاد. گفت: مگر از کسی ربوده باشد؛ روی بگردانید. گوسفند به سخن درآمد و گفت: من بنده ی آن کسم که تو بنده ي اویی، بگیر روزی خدای از بنده ي خدای چون دست دراز کرد تا نان را بگیرد دید نان در دستش و گوسفند (موکل الهی) ناپدید شده است ٢٧ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 عایشه گفت دیدم ابوبکر خیلی به امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب نگاه می‌کنه. پرسیدم پدر! چرا این‌قدر به علی خیره می‌شی؟ ابابکر گفت چون خودم از پیامبر شنیدم که فرمود نگاه به چهره‌ی امیرالمؤمنین علی عبادته! ۱. البداية و النهاية، ۷، ۳۵۸ ۲. تاريخ الخلفاء، ۱۷۲ هر دو از منابع اهل‌سنت است 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشته اند اثر انگشت تو، امضای خداوند است... که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی... وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی٬ دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 «روزی پیامبر اکرم(صلی‌الله) روی حصیری خوابید و آثار زبری حصیر بر بدن مبارکش ماند. عایشه از روی دلسوزی به حضرت عرض کرد یا رسول اللّه! «کسری» و «قیصر» (پادشاهان ایران و روم) کشورهای وسیعی را تحت سلطه خود دارند و از همه گونه نعمت دنیوی برخوردارند؛ ولی شما که پیامبر الهی هستید، از متاع دنیوی چیزی در اختیار ندارید؛ روی حصیر می‏خوابید و لباس ارزان قیمت می‏پوشید! پیامبر(صلی‌الله) فرمود: عایشه! چه خیال می‏کنی! هر گاه من بخواهم، کوهها طلا می‏شوند و در اختیار من قرار می‏گیرند! روزی جبرئیل(علیه‌السلام) بر من نازل شد و کلید گنجینه ‏های جهان را در اختیار من گذاشت؛ امّا من نپذیرفتم! آن‏گاه حضرت فرمود: ای عایشه! حصیر را بلند کن! او نیز سخن پیامبر(صلی‌الله) را اطاعت کرد و با کمال شگفتی مشاهده نمود که در هر گوشه آن مقدار زیادی طلا است که یک مرد به تنهایی قدرت حمل آن را ندارد. سپس به عایشه فرمود: نگاه کن! و طلاها را از نزدیک مشاهده نما، امّا بدان که دنیا و تمام زیباییهای فریبنده و ظاهری آن از نظر خدای تعالی به اندازه بال پشه‏ ای ارزش و اعتبار ندارد.» ٨ص١٣٨ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 قضاي خداوند با دعا تغيير مي‌‌كند۱ يعني مي‌توان با دعا بلاي مقدري را به تاخير انداخت ، يا نيكي و خيري را پيش كشيد ، به علاوه ، خداوند ، عطا و بخشش خود را منوط به درخواست ما فرموده است. هر چه سوال ما و عرض حاجت ما و ذلت ما در برابر خدا بيشتر باشد،بركت او بر ما نازلتر خواهد بود وگرنه لب فرو بستن از سوال نتيجه‌اي جز محروم ماندن از عطاي خدا ندارد . امام صادق « عليه السلام » فرمودند : ...و اگر بنده‌اي دهان خود را ببندد و درخواست نكند ، چيزي به او داده نمي‌شود پس درخواست كن تا به تو داده شود ! اي ميسر ! هيچ دري نيست كه كوبيده شود ، جز آنكه اميد آن مي‌رود كه به روي كوبنده باز گردد.۲ : ۰۱اصول كافي ، ج 2 ، ص 469 . ۰۲اصول كافي ، ج 4 ، ص 211. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 امام صادق عليه السلام: سه دعاست كه از درگاه خداوند متعال رد نمى شود: دعاى پدر براى فرزندش، هر گاه كه به او نيكى كند، و نفرينش در حقّ او، آن گاه كه از او نافرمانى نمايد. نفرين ستم ديده در حقّ كسى كه به او ستم كرده است، و دعايش براى كسى كه انتقام او را از ستمگرى گرفته است. و دعاى مرد مؤمن براى برادر مؤمنش كه به خاطر ما به او كمك [مالى] كرده است و نفرينش درباره وى، هر گاه بتواند به او كمك [مالى ]كند و برادرش به آن كمك نياز شديد داشته باشد و وى كمكش نكند ٧٤ص٣٩٦ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 کم آوردن ممنوع باید مسیر را با قدرت طی کنید... باید کاری که شروع کرده‌اید را تمام کنید. باید آنقدر سمج باشید که سختی‌ها در مقابل تلاش و ممارست شما کم بیاورند. شک نکنید که هر لحظه که کم بیاورید شکست خورده‌اید. فراموش نکنید که برای رسیدن به موفقیت باید با سختی‌ها و دشواری‌ها مبارزه‌ کنید و سد‌ها را از مقابل راهتان بردارید. باید مسیر را طی کنید و باید موفق شوید. این شما نیستید که کم می‌آورید، سختی‌ها باید خسته شوند. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 حضرت آیت الله بهاء الدینی فرمودند: من سیزده ساله بودم، سیدی در کوه خضر می نشست که به او می گفتند: سید سکوت. بیست سال بود که حرف نمی زد. من با بعضی بچه ها رفته بودیم کوه خضر و او را دیدیم. شخصی از روستائی آمد گفت:مریض داریم او را دعا کنید!سید با حرکات دست و اشاره به او تفهیم کرد که مریض خوب شد، بعد معلوم شد که مریض خوب شده است! همچنین مثل اینکه فهمیده بود ما بچه ها گرسنه هستیم با اشاره دست به ما بچه ها فهماند که در فلان منطقه پائین کوه دارند اطعام می کنند، بروید بخورید، ما رفتیم پائین به همان مکانی که آدرس داده بود، دیدیم در یک باغی آش پخته اند و به مردم می دهند. پس از بیان این مطلب آیت الله بهاالدینی فرمودند: بزرگان هم به او سر می زدند. عرض شد : آقا این سید سکوت را که فرمودید بزرگان هم پیش او می رفتند، چه سری داشت؟! استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دستشان را بردند به طرف لبشان و فرمودند: درِ آتش را بسته بود. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 گویند انوشیروان روز نوروز مجلس عام داشت. دید که یکی از حاضران پنهانی جامی زرین در بغل نهاد. چشم پوشید و چیزی نگفت. چون مجلس تمام شد شراب دار گفت: هیچ کس بیرون نرود تا تجسس کنم که یک جام زر ناب گم شده... انوشیروان گفت: بگذار ،که آن کس که گرفت باز نخواهد داد و آنکس که دید سخن چینی نکند. بعد از چند روز آن شخص پیش انوشیروان آمد. جامه های نو پوشیده بود و کفشی نو در پای داشت. انوشیروان اشاره به جامه های وی کرد که اینها از آن است؟ مرد دامن از روی کفش برداشت و گفت این نیز از آن میباشد. انوشیروان بخندید و دانست که او به ضرورت گرفته است و پس بفرمود تا هزار مثقال زر به وی دادند.... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝