eitaa logo
تک رنگ
10.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
86 فایل
یه وقتایی می‌شه به درو دیوار می‌زنی که یه آدم☺️ باشه تا حرفاتو براش بگی من رفیقتم، رفیق🥰 به تک‌رنگ خوش اومدی😉 #حال_خوب_من #کانال_نوجوونی ادمین: @yaranesamimi
مشاهده در ایتا
دانلود
دلاااااااااااااااار💸 بورسیه دانشگاه های اتریش و ایتالیا و کانادا🎓 موهای بلوند 💄 و اندام لاغر 👠 و ناخن های مصنوعی.. خیابون های رنگی ونیز هوای بارونی آلمان برج ایفل فرانسه لباس های روی مد جهان 👔 به روزِ به روز...👖 همه و همه... فرض بکن همه ی اینا رو داری... 😀 همه شونو... تهش چی؟ ته ته ته همش چی؟ نگاه کن به تهش، به اینکه: یک سوم جمعیت لندن افسرده ان...😞 چرا؟! مگه لذت باید بزنه بعدش حال آدمو خراب کنه؟!😱 #لذت پ.ن: این پست هشتک #تفکر نداشت، ولی می بینین که حالا داره! پس...😂😂😂 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
رفقای عزیز! حواستون باشه یه وخ نظری چیزی برامون نفرستین!😜 خدای نکرده از نظراتتون استفاده می کنیم و کانال بهتر میشه!😜 درباره هوای منم که اصلا حرفشون نزنین و به هیچ عنوان حس و حالتون رو نفرستین...!!!😜 ارادتمند شما🙏، ما ( از اونجایی که ما و شما نداره، میشه اینجوریام خوندش: ارادتمند شما، شما ارادتمند ما، شما ارادتنمد ما، ما ) 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 مدیر: 🌸@yaranesamimi🌸
عطر حرمت قشنگ ترین رایحه زندگیه...🌹 پره از لذت♥️ پره از مهــــربونی🌈 پره از محــبت و توجــــه😋 پره از حس دوست داشته شدن💖 نوجوونی و رفاقت با شما، یه عالم دیگه ای داره...💗 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
8.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چیه؟!😮 . جوابای مردم رو ببینید... . واقعا؟!😳 🎬 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
💗مهربونی هات برای من تموم شدنی نیست!!💗 یه پرده هایی جلوی چشممه!👀 مطمئنم وقتی کنار بره، می بینم که: هر وقت ناراحت شدم، تو هم ناراحت شدی...😟 هر وقت شاد شدم، تو هم شاد شدی...😊 هر وقت رنج کشیدم، تو هم... همیشه کنارم بودی آقای من!!😋 ولی نمی دیدمت!!! قطعا برای تو سخت تر بوده این سختی های من، آخه... ♥️اونقدی که تو منو دوست داری، حتی خودمم خودمو دوست ندارم...♥️ کاش یه کاری بکنم تا بیای...🌸🌸🌸🌸🌼🌼🌼🌼 تا مهربونی هات تمام دنیا رو قشنگ کنه... 🌸🌸🌸🌸 #مهربان_من #میخواهم_یار_تو_باشم 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
نادر شاه فتوسنتز کرد، مجذورش بخار شد، نستعلیقش خورد به اورانوس!!!😂 پ.ن: به مناسبت ایام امتحانات... موفق باشید!!!😋 #شوخی #درس_خور 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
تو گول جهانی سر تاثیر سینما، مصرف گرایی و مدگرایی، غذا، معماری، فرزند آوری و... صحبت کردیم، یادتونه؟! و البته یه اشاره هم کردیم که پ.پ.ز میان به جای اینکه بیان به ما منطقی اثبات کنن که روش زندگی مد نظر اونا بهتره،‌ به ما القا✨ می کنن!!! یعنی کاری می کنن که «حس» کنی این مدل غذا🍕 بهتره، این مدل لباس پوشیدن👔 از بقیه مدلا قشنگ تره، فلان سبک معماری🗽 جدید تر و جذاب تره، و... اما اونا هرگز نمی تونن عقلی ثابت کنن که همبرگر🍔برای بدن بهتره، یا اینکه اگه دستشویی بغل دست آشپزخونه باشه خونه 🏠 قشگ تره، پس میان سراغ «حس» آدم!!! 🌀تلاش می کنن تو اونجوری که دلشون می خواد «احساس» کنی...🌀 یعنی حرف غیر منطقی شون رو می ریزن تو قالب حس❄️... و جالبه تو این شرایط آدم حاضره میشه اون حرف رو بپذیره...😌 این جاست که به یه القا کننده ی حس نیاز پیدا می کنن! اونم نه فقط یدونه، از انواعش استفاده می کنن... از هنر💐 گرفته تا تبلیغات💥... 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
آدمی که تشنه باشه، انقد می ره تا برسه به آب💦... آدمی که تشنه نباشه، اگه آبم💧 بغل دستش باشه، نمیخوره... 🌀 بهش حتما حتما فکر کن... تشنگی یعنی چی؟! آب چیه؟! #تفکر 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
#ارسالی_از_بر_و_بچ 💞سلام رفیق!💞 فعلا که ایام امتحاناته و شما دارین شبانه روزی به صورت بیست و پنج ساعته درس می خونین!!!😂😂😂 ولی سعی می کنیم حتما بازهم تو کانال رمان بذاریم، البته بعد از ایام امتحانات...😜😜😜 درباره #هوای_من هم باهات موافقم، یه جور خاصی انگار اثر ✨ داشت... #ما_صمیمی_هستیم 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
#ارسالی_از_بر_و_بچ 💞سلام یار صمیمی!💞 خواهش😊 بازم خواهش!!😊 نگاه قشنگیه، رمان های ایشون خیلی تفکر لازمه!! و خب تفکر هم چیزیه که این روزا کمه و کم گیر میاد!! و البته تو #هوای_من، به جز تفکر چیز های دیگه هم هست که به نظر میاد اونو 🌟 خاص ترش کرده... #ما_صمیمی_هستیم 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
ما معمولا همش ظاهر💥 اتفاقایی که می افته رو می بینیم، گاهی یه ماجرا هایی هم وجود داره که پشت پرده است، خیلی ها، خیلی از ما، خیلی از مردم، از اون ها خبر ندارن...😶 #تاب_طناب_دار یه داستان هیجان انگیــــــــــــــــــز و جذابه، از یکی از همون اتفاقای⚡️ پشت پرده... 😜اگه از دستش بدید، حسابی از دستتون رفته...😜 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺
#بریده_کتاب #تاب_طناب_دار یک بار توی اتاق،‌ روی موکت نشسته بودم که مهتاب درِ اتاق را باز کرد و آمد روبرویم نشست. صورتش گل انداخته بود. توی پوستش نمی گنجید. فهمیدم باید راهی پیدا کرده باشد. وقتی ازم خواست تا کاری برایش بکنم که مربوط به فرار کردنش می شد، به چشمانش نگاه تیزی کردم و گفتم:«نمی ترسی؟» نیشخندی گوشه ی لبش نشست و بی خیال گفت:«ترس؟! از چی باید بترسم؟!» گفتم:«از اینکه لوت بدم، مهتاب.» از خنده دندان هایش معلوم شد، درست مثل عکسی که باهم انداختیم. موهایش را کرد توی روسری اش و گفت:«اگر می ترسیدم،‌ هیچ وقت باهات رفیق نمی شدم.» 🌺@yaran_samimii samimane.blog.ir🌺