هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
عید قربان مبارک راستی، امیدوارم یه روزی بیاد که چه توی ایران چه جهان کسی شرمندهی خانوادهاش نشه.
هدایت شده از دارم دیوانه میشوم
بچها این عکسهرو ببینید
اینجا مال کربلاس سال ۴۰۳، وقتی تازه عید شده بود، بعد سال تحویل ینی
داشتیممیرفتیم حرم حضرتعباس
بعدش ظهری من تنها رفتم حرم حضرتعباس، مامانمو مادرم(مامانبزرگم)رفتن حرم امامحسین
بعدم من در طی یک عملیات رندوم شماره کفشداریم که شمارهاش ۴۶ بود و با یه کاغذ تو دستم انداختم توضریح💐
هدایت شده از دارم دیوانه میشوم
بعدم وقتی متوجه عمق فاجعه شدم میرفتم عین اسکلا خم میشدم بین زائرایی که سمت ضریح بودن ببینم نکنه افتاده زیر پای عزیزان، بعد خادمه قیافش اینطوری بود که بیا برو دخترجان چی میخوای، خدا شفات بده الهی.
بعدم وقتی نشسته بودم روبهروی ضریح و نمیدونستم باید چه غلطی بکنم زن عربه هی میومد به عربی باهام حرف میزد هی دستشو میذاشت رو سرم و من اینطوری بودم که ولمکنحاجخانوم
هدایت شده از دارم دیوانه میشوم
با آلستار ساق بلند آبی آسمونی رفتم با دمپایی پلاستیکی برگشتم، شما یه پسرفت عین این برام بیارید اسممو عوض میگنم
Masoumeh is speaking
فکرشو میکردی اینقدر بزرگ بشی؟ چون من، نه. فکرشو میکردی اینقدر خاطره بسازیم برای هم؟ چون من، نه.
اینم تابستون ۴۰۳(؟)
این آلستارامو گلدون کردم.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اینترنتهایتان که وصل شد، با احتیاط وارد فضایمجازی شوید. در روزهایی که نبودید عدهای از شادی کشتهشدن کودکان ما در میناب رقصیدند و کمرشان را تکاندند. وقتی میناب را دوباره زدند، آرزو کردند که کاش مدرسهها باز بود و دوباره کودکانی تکهتکه میشدند. و خندیدند. اینترنتتان که وصل شد، خواهید دید که مردی از کشتهشدن سه سرباز آمریکایی تأسفخورد و به پرزیدنتشان تسلیتگفت ولی از قتل هزاران ایرانی ککش هم نگزید. وقتی اینترنت وصل شد خواهید دید که ترامپ نوشت ناو دنا در وضعیت جنگی نبود؛ ولی زدنش جنگ را بامزهتر میکرد. و دختر آن مرد برایش کامنت تنکیو گذاشت. اینترنشنالی که دنبال میکردید، از آمریکا میخواست که روی سرتان بمب بریزد. قطعهقطعهتان کند و عزیزانتان را بکشد. خواهید دید که دلشان برای اعراب حاشیه خلیجفارس سوخت و برای شما نه. ویدیوهایی خواهید دید که وقتی شهر و خیابان شما بمباران میشد و زنان و دخترانتان جیغمیکشیدند و پیکر همسایههایتان به خیابان میافتاد، عدهای خلبان را تشویق میکردند و برایش بوس میفرستادند. وقتی زمزمه ورود زمینی دشمن به خاک ما شد، عدهای برای شانههای پهن سربازان دشمن غشوضعف کردند و آرزو کردند که سربازهای آمریکایی انتخابشان کنند. حالا که اینترنتهایتان وصل شده، جنگ را برایتان وارونه روایت نکنند. ناگهان دلسوز شما نشوند. اینها آرزوی مرگ شما، جنگزدگی و آوارگی خانوادههایتان و ویرانی کشورتان را میکردند!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
مکالمهی عجیب امروز با آبجیم:
- من سال پیش هشت سالم بود اومدیم اینجا؟
+ نه، نُه سالت بود.
- یعنی الان ده سالمه؟ چرا اینقدر زود دارم بزرگ میشم؟ آره داشتم میگفتم...