living kills
لیستکتاب های ۱۴۰۵: ۱ - بیوتن ۲ - نبرد من ۳ - ابوالمشاغل ۴ - سانتا ماریا ۵ - یادداشت های زیرزمینی ۶
چهل و نهمی، مصابا و رویای گاجرات
دیشب داشتم به زهرا میگفتم که آدما عجیبن، میل زیادی به مرگ دارن اما بازهم تا لحظهی آخر برای خودشون و برگردوندن احساساتشون به حالت قبل میجنگن
معتقدن چیزی خوشحالشون نمیکنه ولی همچنان شب و روز از خودشون میپرسن من چه مرگمه؟ چیشد که به اینجا رسیدم؟
و حتی توی تاریکی مطلق هم برای نور دست و پا میزنن
حتی آدمهایی رو میبینیم که دیگران توی وصف حالشون میگن طرف از همه چی دست کشیده، درحالی که ممکنه اون فرد شب و روز داره میجنگه با خودش تا یکمی بتونه حال و روزش رو اوکی کنه و بتونه یکمی هم که شده ادامه بده
آدم ادامه میده چون، ادامه نده چیکارکنه؟
دردناک اینجاست که یک جامعه یا یک دولت اینقدر به یک ملت فرصت اعتراض نداده و یا به اعتراضشون اعتنا نکرده که اگر دستهای از افراد هم میخوان کاملا مسالمت آمیز اعتراض کنند به راحتی از اعتراضشون سوءاستفاده میشه و خیلی راحت با استفاده از این سوءاستفاده یه کشتار راه میوفته
عجب.
هدایت شده از Peculiar (خجالت بکش ریپورتر)
همیشه میگفتم کاش موقع خداحافظی، از این مطمئن باشم که حداقل خاطراتمون برای اون آدم خوب باشه. نه اینکه بگه اه چه دوران شتی بود. اگه هم نبود حداقل یه تلاشی برای موندن کنم که آخراش خوب بشه. ولی روزگارِ سگی مهلت اضافی نداد. خاک تو سرش