برای موقعیتهایی که هنوز نیومدن به سمتم بیشتر از موقعیتهایی که اومدن سمتم استرس دارم
آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند
گاهگاهی گوشهای بنشیند و هقهق کند
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش، از خلق و از خالق کند
من شدم این روزها خورشید سرگردان که روز و شب فقط
در پیات باید مکرر مغرب و مشرق کند
آن قدر با چشمهایت دلبری کردی که شیخ
جرأت این را ندارد صحبت از منطق کند
حد بیانصاف بودن را رعایت کن، برو
ماندن تو میتواند شهر را عاشق کند
کاش میشد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند
- شایان مصلح.
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد
+با کدوم دوستات خیلی حرف میزنی و باهاش راحتی؟
_مجازی؟ مجازی معمولا با همهشون راحتم
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد
ولی خب درکل بخوام بگم با نرگس، ریانا، آگاتا و معصومه خیلی بیشتر حرف میزنم و متقابلا درک میشم