من میخواهم بازهم مسئلهی هنر برای هنر و این حرفها را پیش بکشم.
شاید چیزی دستگیرم بشود.
من میگویم: اول این مسئلهرا روشن کنید که هنر برای هنر یا هنر برای اجتماع، چون به طور قطع نمیشود هنر در خدمت هنر و اجتماع درآید.
گمانم خیلی حرف پرتی زده باشم.
یکی فریاد میکشد: چرا نمیشود دکتر؟ چرا نمیشود؟ معنی هردوی اینها یکیست، هنر از زندگی جدا نیست و زندگی چیزی جز حرکت اجتماع نیست. هنر در جستجوی کمال است و زندگی هم چیزی جز همین جستجو نیست.
هنر، نه اینکه باید، بلکه فینفسه در خدمت مردم است. در خدمت اجتماع و برای اجتماع.
هنر اگر نتواند جای خالیِ چیزی را در زندگی ما پر کند به چه درد میخورد؟ اگر نتواند کمبودهای مارا جبران کند به چه کار میآید؟
- هزارپای سیاه و قصههای صحرا.
بچها یه بندهخداییه تو کتاب جلد دوم قصههای کوتاه نادر و کتاب نامه های سیمین به جلال زیر چیزای خاکبرسریش خط کشیده
Masoumeh is speaking
بچها یه بندهخداییه تو کتاب جلد دوم قصههای کوتاه نادر و کتاب نامه های سیمین به جلال زیر چیزای خاکبر
تو کتاب نامه های سیمین یه جاش سیمین درمیاد برای جلال مینویسه امروز عادت شدم و توضیحات باز و بنده خدا زیرش خط کشیده بود
Masoumeh is speaking
برای فروپاشیم همین اسپویل کافی بود
میشه بگی کدوم کتابش که نخونمش