هدایت شده از نیاز؛
و البته، شما به طور مخصوص در حرمِ حضرتِ رضا یاد شدید: 🤍
ــ حرفدل، اعترافاتیکتبعیدی، ²⁴⁵درجه، زندهشدم، تسنیم، آمازون، من، خانومِریحان، OTG، زینبهستم، فراریمسلحبهقلم، Masoumeh's room، ازهار، جانقلم، Muslim jinn، اقراء، نص، هبوط/سیب، اشکهور، گالریکوثر، سجدهیآخر، واگویه، منفیالحال، cinnamon، شارعالقمر، هزارویکشب، یاسهاسبزخواهندشد، منوچهر، محیا، أ وفیت، معترک، خانهیانتهایخیابان۲۴۵، راکا، تامیلا، کافهشعر، دفترماه، حماسه، حـورا، ریح، شخصیاتیکعاشق، مرصاد³¹⁵، دنیایکوچکمن، نجوایدل، خونهدرختیربکا، lt's lie، حب، علیه، دلنوشته، Backstage، آبینه، خانمنویسنده، خلیلالله، 313، مکملمن، دلنویس، خودشیفته، صدایدل، ملجا۱۳۳، آنروزیکهدیگرنیستم، گالرینبات، سکوت، عطربارون، بندآخر، روجا، duckling، دچار، صعید، مائدهگرافی، ۱۸ نقطه، ویهان، الغیاث، samieh، قورپری، عیاذ، زهور، روحُریحان، تنهایی، دخترچایخور، زندگیدردستبررسی، دریایامواج، چاپچیاعلامیههایآقاروحالله، آوان، آنچهمینویسد، شیفته، نویسندهینقلی، رحیل، شاگردآسیدروحالله.
نوروز رنگی به طرز عجیبی منو یاد مجموعه آبنباتای مهردادصدقی میندازه، نمیدونم برای چی
بچها بهنظرم هیچکس به اندازهی آدما به بشریت ظلم نمیکنه
جامعه، رسانه یا هرچیز دیگه کاری با آدم میکنه که گاها به علاقههای واقعی آدم بیتوجهی میشه
یعنی چی؟ یعنی من به واسطهی کنش های اطرافم(جامعه)چیزایی رو میپذیرم و چیزایی رو وارد زندگیم میکنم که وقتی از بالا بهش نگاه میکنم میبینم واقعا ارزشش رو نداره، و یاحتی فاجعه اونجائیه که نمیدونم برای چی پذیرفتمش
Masoumeh is speaking
بچها بهنظرم هیچکس به اندازهی آدما به بشریت ظلم نمیکنه جامعه، رسانه یا هرچیز دیگه کاری با آدم می
شاید خیلی سطحی باشه از زاویه دید یه عده، اما جدی من خیلی بهش فکر میکنم و خیلی بابتش اذیتم
اینکه جامعه به سمتی داره مارو میکشونه که حتی گاهی اوقات انتخاب رو از ما میگیره و حتی اجازه نمیده خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم، اینکه حق انتخاب داشته باشم چیرو بپذیرم و چیرو نه ازم سلب میشه با اینکه هر آدمی این حقو داره بتونه راهشو خودش انتخاب کنه
Masoumeh is speaking
و جالبه که فقط به چهره مربوط نمیشه
راجع به همههههههچیز، تاکید میکنم همههه چیز آدم ها حس میکنن باید نظر بدن، و حتی ممکنه سواد کافی هم نداشته باشن داخل اون بحث
ولی وقتی یه چیزی خیلی وایرال میشه بقیه هم این حق رو به خودشون میدن که راجع به مسائلی که حتی تا دیروز بهشون فکر هم نمیکردن و حالا یدفعهای یه چیزی با یه ویوی زیاد، کامنتای زیاد، لایکهای زیاد و.. دیدن اظهار نظر کنن. کاش دهنمونو خیلی وقتا ببندیم
و درنهایت بهنظرم این اتفاق آدم رو خیلی توی جامعه منفعل و منزوی میکنه، چون می بینه همه یه ظاهر دارن، همه یه راه رو میرن و یکمی میترسه از تجربه کردن راهی که بقیه هزارتا برچسب خز و قدیمی و بلابلبلابلبلا روش می چسبونن. یا حتی میترسه از حس حقیقیش نسبت به اون چیز معروف نظر بده چون بخوایم روراست باشیم واقعا بد برخورد میشه با نظریههای مخالف(نه همیشه ولی غالبا)