Masoumeh is speaking
و جالبه که فقط به چهره مربوط نمیشه
راجع به همههههههچیز، تاکید میکنم همههه چیز آدم ها حس میکنن باید نظر بدن، و حتی ممکنه سواد کافی هم نداشته باشن داخل اون بحث
ولی وقتی یه چیزی خیلی وایرال میشه بقیه هم این حق رو به خودشون میدن که راجع به مسائلی که حتی تا دیروز بهشون فکر هم نمیکردن و حالا یدفعهای یه چیزی با یه ویوی زیاد، کامنتای زیاد، لایکهای زیاد و.. دیدن اظهار نظر کنن. کاش دهنمونو خیلی وقتا ببندیم
و درنهایت بهنظرم این اتفاق آدم رو خیلی توی جامعه منفعل و منزوی میکنه، چون می بینه همه یه ظاهر دارن، همه یه راه رو میرن و یکمی میترسه از تجربه کردن راهی که بقیه هزارتا برچسب خز و قدیمی و بلابلبلابلبلا روش می چسبونن. یا حتی میترسه از حس حقیقیش نسبت به اون چیز معروف نظر بده چون بخوایم روراست باشیم واقعا بد برخورد میشه با نظریههای مخالف(نه همیشه ولی غالبا)
هدایت شده از 𝑍
خیلی خراب بود بخت جاناسنو. خیلی. و نکته جالب اینجاست که من هم همینطور. من دیروز جاناسنو بودم، امروز جاناسنو هستم و مطمئنم که فردا هم جاناسنو خواهم بود. ریدم در زندگی جاناسنویی. و دلم نیز برای خودم و جاناسنو میسوزد. گناه ما جاناسنو ها چیه مگه؟