منتظر چیزی هستم پر از امید. پر از آرزو. مثل زلزله است، زیر و رو میکند... بهتر میشود همه چیز. روشنتر میشود. مثل «حول حالنا»ی سر سفرهی هفتسین.
رهش - رضا امیرخانی.
بابام واقعا پتناسیل فمینیست شدن داره، براش یهچیزی از یه پسره گفتم گفت پسرن دیگه، همشون بیشعورن.
پسره اومده میگه از ازدواج علی و عایشه میشه ده جلد کتاب ضد اسلام نوشت.
میگم مگه امام علی با عایشه ازدواج کرده بودند؟
میگه اره دیگه، وقتی عایشه نه ساله بود علی باهاش ازدواج کرد
گفتمپیامبر منظورته؟
میگه مگه محمد باهاش ازدواجکرد؟
میگم اگر صلاح بدونی
میگه تو سر تو چپوندن، علی با عایشه ازدواج کرده
گفتم آهان.