eitaa logo
تنها مسیریهای استان هرمزگان
551 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
5.1هزار ویدیو
54 فایل
جهت ارائه انتقاد، پیشنهاد و ارتباط با ادمین کانال👇 @Tejareh4437 تنها مسیر جاییست که می تواند هرفردی را باهر تفکر وسلیقه ای را به آرامشی عالمانه برساند. ارائه مباحث کاربردی و تربیتی تشکیلات تنهامسیر در کانال زیر⬇️ https://eitaa.com/tanhamasirhormozgan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴سردار حاجی‌زاده: اگر ⁧ جنگ⁩ تحمیلی امسال رخ می‌داد، کمتر از هشت روز طول می‌کشید. 🔹فرمانده نیروی هوا فضای ⁧سپاه⁩: اگر جنگ هشت ساله استکبار جهانی علیه ایران در سال ۱۴۰۰ رخ می‌داد، در کمتر از هشت روز به پایان می‌رسید.
تنها مسیریهای استان هرمزگان
📔 از چیزی نمی‌ترسیدم 💌 برش‌هایی از زندگی‌نامه خودنوشت #حاج‌_قاسم_سلیمانی 2️⃣ نوجوان پرتلاش 💶 پدرم
📔 از چیزی نمی‌ترسیدم 💌 برش‌هایی از زندگی‌نامه خودنوشت 3️⃣ خودساخته 🌙 شب، در خانه عبدالله، تخم مرغ گوجه درست کردیم و خوردیم. عبدالله معتقد بود من نمی‌توانم این کار را ادامه بدهم. باید به دنبال کار دیگری باشم. یک بار پول هایم را شمردم. تا نهصد تومان هنوز خیلی فاصله داشت. یاد مادرم افتادم و خواهران و برادرانم. سرم را زیر لحاف کردم و گریه کردم. در حالت گریه به خواب رفتم. 📿 صدای اذان بلند شد. از دوران کودکی نماز می خواندم؛ اگرچه خیلی از قواعد آن را درست نمی‌دانستم. صدای نماز پدرم یادم است، همراه با دعای پس از سجده که پیوسته زمزمه می کرد: الهی به عزتت و جلالت، خوارم مکن به جرم گُنَـه شرمسارم مکن مرا شرمساری به روی تو هست مکن شرمسارم مرا پیشِ کس 🤲 نماز خواندم. به ياد زیارت «سید خوشنام، پیر خوشنام» دهمان افتادم. از او طلب کردم و نذر کردم: اگر کار خوبی گیرم آمد، یک کله قند داخل زیارت بگذارم. ☀️ صبح به اتفاق تاجعلی و عبدالله راه افتادیم. به هر مغازه، کافه، کبابی و هر در بازی می‌رسیدیم سرک می کشیدیم: «آقا، کارگر نمی‌خوای؟» همه یک نگاهی به ما دو تا می‌کردند: مثل دو تا کره شیرنخورده، ضعیف و بدون ریخت! می‌گفتند: «نه!» یک کبابی گفت: «یک نفرتان را می‌خواهم، با روزی چهار تومان.» تاجعلی رفت و من ماندم. جدا شدنم از او در این شهر سخت بود، هر دویمان مثل طفلان مسلم به هم نگاه کردیم. گریه‌ام گرفته بود. عبدالله دستم را کشید. راه افتادم. تا آخر خیابان به عقب سرم نگاه می‌کردم. نمی‌خواستم آدرس او را گم کنم. تاجعلی گریه می‌کرد. صدا زد: «قاسم، رفيق...» ادامه حرفش را نشنیدم. ❓ مجدد، پرس و جو شروع شد. حالا سه روز بود از صبح تا شب به هر در بازی سر می‌زدم. بعضی درها که یادم می‌رفت، چند بار سؤال می‌کردم. ┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan
تنها مسیریهای استان هرمزگان
📔 از چیزی نمی‌ترسیدم 💌 برش‌هایی از زندگی‌نامه خودنوشت #حاج‌_قاسم_سلیمانی 3️⃣ خودساخته 🌙 شب، در خا
🛎️ رسیدم داخل یک خیابان که تعدادی هتل و مسافرخانه در آن بود. یکی یکی سؤال کردم. اول قبول می‌کردند. بعد از یک ساعت رد می‌کردند! به آخر خیابان رسیدم. از پله‌های یک ساختمان بالا رفتم. صدای همهمه زیادی می‌آمد. بوی غذا آن‌چنان پیچیده بود که عن‌قريب(نزدیک) بود بیفتم. سینی‌های غذا روی دست یک مرد میان‌سال، تندتند جابه‌جا می‌شد، مرد چاقی پشت میز نشسته بود و پول می‌شمرد: یک دسته پول! محو تماشای پول‌ها بودم و شامه‌ام مست از بوی غذا. 🔺 مرد چاق نگاهی کرد. با قدری تندی سؤال کرد: «چه کار داری؟» با صدای زار گفتم: «آقا، کارگر نمی‌خوای؟» آن قدر زار بودم که خودم هم گریه‌ام گرفت. چهره مرد عوض شد. گفت: «بیا بالا.» از چند پله کوتاه آن بالا رفتم. با مهربانی نگاهم کرد. گفت: «اسمت چیه؟» گفتم: «قاسم.» - فامیلی‌ت؟ - سلیمانی - مگه درس نمی‌خونی؟ - چرا آقا؛ ولی می‌خوام کار هم بکنم. 🔊 مرد صدا زد: «محمد، محمد، آمحمد.» مرد میان‌سالی آمد. گفت: بله، حاجی.» گفت: «یک پرس غذا بیار.» چند دقیقه بعد یک دیس برنج با خورشت آورد. اولین بار بود می‌دیدم. بعداً فهمیدم به آن چلو خورشت سبزی می‌گویند. گفت: «بگذار جلوی این بچه.» 🍽️ طبع عشایری‌ام و مناعت‌طبع(عزت نفس) پدر و مادرم اجازه نمی‌داد این جوری غذا بخورم. گفتم: «نه، ببخشید. من سیرم.» درحالی که از گرسنگی و خستگی، نای حرکت نداشتم. حاجی که بعداً فهمیدم حاج محمد است، با محبت خاصی گفت: «پسرم، بخور.» ظرف غذا را که تا ته خوردم و یک نوشابه پِپسی که در شهر دیده بودم راسر کشیدم. 🌺 حاج محمد گفت: «می‌تونی کار کنی و همین جا هم بخوابی و غذا بخوری. روزی پنج تومان به تو می‌دهم. اگر خوب کار کردی، حقوقت را اضافه می‌کنم.» برق از چشمانم پرید. از زیارت «سید خوشنام، پیر خوشنام» تشکر کردم که مشکلم را حل کرد. ❤️ ┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
○•🌱 🌱 ▫️بلا می بارد از آسمان و زمین. فتنه ها چون گرگ افتاده اند به جان یتیمانت... " ای دوست بیا، رحم به تنهایی ما کن! " @tanhamasirhormozgan
┄┄┅┅✿❀🌿🌸🌿❀✿┅┅┄┄ 📜 📣 (در آستانه جنگ بصره، گروهی از اعراب،《 کلیب جرمی》 شخصی را جهت آگاهی از حقيقت و دانستن علل مبارزه امام (علیه السلام ) با ناكثين به نمايندگی نزد حضرت علی (علیه السلام ) فرستادند، امام به گونه ای با آن شخص صحبت فرمود كه حقيقت را دريافت، آنگاه به او فرمود: بيعت كن! كليب جرمی گفت: من نماينده گروهی هستم و قبل از مراجعه به آنان به هيچ كاری اقدام نمی كنم امام علیه السلام فرمود:) 🔹روش هدايت كردن ♦️اگر آنها تو را می فرستادند که محلِّ ريزش باران را بيابی، سپس به سوی آنان باز می گشتی و از گياه و سبزه و آب خبر می دادی، اگر مخالفت می کردند و به سرزمين های خشک و بی آب روی می آوردند، تو چه می کردی؟ گفت: آنها را رها می کردم و به سوی آب و گياه می رفتم، امام فرمود: پس دستت را برای بيعت کردن بگشای. مرد گفت: سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق، توانايی مخالفت نداشتم و با امام(علیه السلام) بيعت کردم. ┄┄┅┅✿❀🌿🌸🌿❀✿┅┅┄┄ 📜 : (این سخنرانی را در سال ٣٦ هجری، هنگام حرکت اصحاب به سوی بصره ایراد فرمود. ) 1️⃣ ضرورت اطاعت از رهبری ♦️همانا خداوند پيامبری راهنما را با کتابی گويا و دستوری استوار برانگيخت. هلاک نشود جز کسی که تبهکار است و بدانيد که بدعت ها به رنگ حق در آمده و هلاک کننده اند، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرمايد و همانا حکومت الهی حافظ امور شماست، بنابراين زمام امور خود را بی آن که نفاق ورزيد يا کراهتی داشته باشيد، به دست امام خود سپاريد. به خدا سوگند! اگر در پيروی از حکومت و امام، اخلاص نداشته باشيد، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت که هرگز به شما باز نخواهد گردانيد و در دست ديگران قرار خواهد داد. 2️⃣ افشا توطئه ناكثين ♦️همانا ناکثين عهدشکن، به جهت نارضايتی از حکومت من به يکديگر پيوستند و من تا آنجا که برای وحدت اجتماعی شما احساس خطر نکنم، صبر خواهم کرد، زيرا آنان اگر برای اجرای مقاصدشان فرصت پيدا کنند، نظام جامعه اسلامی متزلزل می شود. آنها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشيده است، به طلب دنيا برخاسته اند. می خواهند کار را به گذشته باز گردانند. حقّی که شما به گردن ما داريد، عمل کردن به کتاب خدا (قرآن) و سنّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قيام به حق و بر پاداشتن سنّت اوست. ┄┄┅┅✿❀🌿🌸🌿❀✿┅┅┄┄ @tanhamasirhormozgan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
•┄❁بِـسْـم‌‌ِاللّٰه‌ِالࢪَّحمن‌ِالࢪَّحیمْ❁┄• سلام رفیق خوب خدا..☺️ صبح زیبای آدینه‌تون بخیر و خوشی باد🌺 امیدوارم حال دلتون خوبِ خوبِ خوب باشه ان شاءالله... 🌓شب و روز جمعه بهار صلوات است ،🌺 ✍امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند ؛ 🔚در قيامت "روز جمعه" مانند عروسي صاحب كمال و جمال جلوي بهشت مي ايستد و ساير روزها پشت سر او قرار ميگيرند آنها شهادت مي دهند و روز جمعه فقط كساني را شفاعت ميكند كه بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله و سلم بسيار فرستاده اند♥️ [◇امروز است صلوات زیاد یادت نره مومن :)🌿¡•••] ❄️صبح سرد زمستانی مان را گرم میکنیم با صلوات بر محمد و آل محمد ❄️و خاندان پاک و مطهرش ❄️اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan
14.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 بی‌طرف نداریم! 🔻شرط مهمی که قبل از ظهور تحقق پیدا می‌کند! 🔻مژده امام صادق(ع) در مورد امتحانات آخرالزمان ➕عاقبت عجیب مردمی که نه طرفدار یزید بودند و نه طرفدار سیدالشهدا(ع) ┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan
🔸یه نکته بسیار مهم رو عرض میکنیم امیدوارم شما سرورانم کاملا توجه داشته باشید. چرا امام زمان در آخرین سخنانشون به اسحاق بن یعقوب فرمودند: 🔶 اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوُا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا، فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَیْهِمْ... در رویدادهای زمانه، به "راویان حدیث ما" رجوع کنید. آنان،حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم. ❇️ چرا فرمود به راویان احادیث ما مراجعه کنید؟ 🔹چرا نفرمود ای مردم بعد از من به خود روایات ما مراجعه کنید؟
تنها مسیریهای استان هرمزگان
🔸یه نکته بسیار مهم رو عرض میکنیم امیدوارم شما سرورانم کاملا توجه داشته باشید. چرا امام زمان در آخری
🔶 دلیل این موضوع اینه که یک حرف خوب اگه درست و بجا و با تمام جوانبش گفته نشه خیلی وقتا اثر معکوس داره. حرف خوبی هست ولی موجب خراب شدن خیلی از زندگی ها میشه. 🔺 شما اگه مستقیما حتی سراغ روایت بری و سراغ راویان حدیث نری ممکنه به خاطر اینکه روایت رو درست متوجه نشده باشی دچار انحراف هم بشی. اینکه میبینید خیلی از فرقه های گمراه درست میشن ریشه در همین موضوع داره. 💢 یه دونه روایت رو دستش میگیره و میخواد تمام حرفا رو با همون روایت بسنجه و آخرش هم به نتیجه غلط میرسه. ┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan
تنها مسیریهای استان هرمزگان
🔶 دلیل این موضوع اینه که یک حرف خوب اگه درست و بجا و با تمام جوانبش گفته نشه خیلی وقتا اثر معکوس دار
🔸 تا بهش میگی آقا فلان کارت غلط هست زود میاد میگه ببین اینجا روایت گفته باید این کار رو بکنید! 💢 بزرگوار درسته این روایت اینو گفته ولی منظور روایت مال یه زمان خاصی بوده نه اینکه همیشه و همه جا فلان کار باید انجام بشه! هر روایتی جا و مکان خودش رو داره. خیلی از روایات عام هست و خیلی ها هم خاص. برخی روایات میان و برخی دیگه از روایات رو تخصیص میزنند و... 🔹خلاصه علم حدیث و علم رجال برای خودشون کلی مطلب و نکته دارن. ┅═ঊঈ🌸🎀🌸ঊঈ═┅ @tanhamasirhormozgan