eitaa logo
گردش توحیدی در تار و پود زندگی
267 دنبال‌کننده
182 عکس
367 ویدیو
73 فایل
جایی برای گردش توحیدی در تار و پود زندگی و پاسخ به سوالات اعتقادی و اخلاقی و مسائل زندگی و مشاوره مذهبی. لطفا سوالات مربوط به مسائل شرعی از گروه مربوط به احکام پیگیری شود. ارتباط با ادمین ( انتقاد و پیشنهاد، تبادل ) @Admenn313
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام وقت همگی بخیر در جواب سوال که می‌گویند اگر خدا روزی رسان هست چرا فرزندان کار و زباله گرد داریم جواب درست چیست سلام منظور از این‌که خدا روزی رسان است؛ یعنی تمام نعمت‌ها و روزی‌ها از سوی او سرچشمه می‌گیرد، و او برای تمام انسان‌ها و موجودات رزق و روزی معین می‌کند. اما این بدان معنا نیست که روزی مادی انسان چون از قبل مشخص و معین شده؛ لذا اعمال وی نقشی در آن ندارد؛ چیزی آن‌را کم و زیاد نمی‌کند؛ یا افراد با گرسنگی مورد آزمایش خدا قرار نمی‌گیرند، و یا آن‌که در طول تاریخ، هیچ فردی از گرسنگی نخواهد مرد! بهره‌مندی از رزق خدا شرایطی دارد که با وجود آن شرایط روزی مقدر شده به فعلیت می‌رسد. کسانی ‌که سعی و تلاشی در به دست آوردن روزی نمی‌کنند، قطعاً شرط تحقق آن‌را اجرایی نکرده‌اند. یا کسانی که در برابر شکر نعمت‌هایی که خداوند به آنها داده کفران نعمت می‌کنند، خود درهای گشایش روزی را به روی خود می‌بندند. از طرفی ممکن است مصلحت خدا در تنگ‌گرفتن روزی برخی افراد و جوامع باشد. گنه‌کاران به دلیل مجازات و نیکوکاران جهت آزمایش! جهت توضیح تفصیلی به لینک مراجعه کنید https://www.hawzahnews.com/news/464003
1.18M
اقای ضیائی فر: F🍃Hamidi, [۱۸.۱۲.۲۲ ۱۰:۰۹] سلام ببخشید یکی از سوالاتی که ذهنم رو درگیر و اذیت می کنه اینه که اصلا خداوند که به ما نیاز نداشته ،ما رو آفریده (حالا به خاطر به کمال رسیدن خودمون و قرب الهی و...)، بعد ما انسان ها می دونیم در برابر خدا هیچی نیستیم و اصلا ارزشی نداریم، اما باااید زندگی کنیم و به این دستور و اون دستور گوش بدیم. اگه ما انسان ها آفریده نمی شدیم چی بود تو دنیا؟ ما خودمون انتخاب نکردیم که آفریده بشیم ولی حالا خدا بهمون اختیار داده که یه سری مراحل زندگی رو هی طی کنیم. اصلا واقعیت ما انسان ها چیه ؟ گاهی احساس می کنم خودم (یعنی انسان ) رو نمی شناسم و باور نمی کنم در حالی که واقعیت داریم... ممنون می شم یه توضیح و راهکاری بدید https://eitaa.com/tar_va_pod
شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدند عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت. سال شصت به شش زبان زنده‌یِ دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟ عباسعلی گفت: امام گفتِ. مادرش گفت: اگه امام گفتِ برو عزیزم…عباس اومد جبهه. خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیوفته. اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست. گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه ، بزرگترین اشتباهِ … بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند. یه روز شهید حسین خرازی گفت: چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دویرج رو منفجر کنند. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی بود. قبل از رفتن حاج حسین خرازی خواستشون و گفت: به هیچوجه با عراقی ها درگیر نمی شید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقی ها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره تخریبچی ها رفتند ، یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده ، یکی شونم برنگشتِ… اونایی که برگشتِ بودند گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد ، زمزمه لغو عملیات مطرح شد. گفتند: ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده! پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین ! عباسعلی سنش کمِ اما خیلی مردِ ، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلی یِ! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفت ِ، اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند 😭 جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند. گفتند به مادرش نگید سر نداره. وقت تشییع مادر گفت: صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده ، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین! گفتن مادر بیخیال نمیشه مادر گفت : بخدا قسم نمیذارم گفتند: باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین. یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟ گفتند: مادر! عراقی‌ها سر عباست رو بریدند. مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم، مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید. و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد (یاد شهدا و این شهید جوانمرد را حفظ کنیم ولو با ارسال این روایت زیبا به یک نفر حتی شده با یک صلوات) شادی روح پاک شهدا صلوات: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹 🌟😔فقط بدونیم کیا رفتن وجان دادن غریبانه تا با آرامش ما نفس بکشیم وامنیت داشته باشیم🌟😔 https://eitaa.com/tar_va_pod
🔹سالروز آغاز ولایت و امامت آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها، حضرت مهـدی مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک باد. 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 https://eitaa.com/tar_va_pod
3.05M
💌 🎙پادکست ✍نحوه ی وضع قانون ✍ویژگی های قانون ✍طریقه اجرای قوانین 🌹
در این روز زیبا بهترین ها را برایتان آرزومندم سلام ،صبحتون بخیر و دلنشین 😍
1.32M
سلام ببخشید خانومی باردار بوده ولی در اوایل ماه های بارداریش بچشا از دست داد قبل اینکه بدنیا بیاد الان اون خانوم افسردگی گرفته و همش گریه می‌کنه و میگه چرا خدا با چنین اتفاقی منا امتحان کرده و باید از دیگران طعنه وکنایه بشنوم چه جوابی بهش بدیم تا آرامش قبلی را بدست بیاره ؟ https://eitaa.com/tar_va_pod
مهار نشدنی.pdf
489.5K
مهار نشدنی 🍀رمانی درباره درمان و همجنسگرایی🍀 🔸️این داستان واقعی است.... 🔸️این اتفاق در کلاس درس در زمستان سال ۱۴۰۰ رخ داد. 🔸️یکی از دانش آموزان با طبع طنازی صوت جلسه را تحریر کرد. https://eitaa.com/tar_va_pod