eitaa logo
طریق عرفان
4.1هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
830 ویدیو
30 فایل
💐مراحل ومطالب عرفانی به صورت موضوع بندی💐 📚ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی📚 ✅ فهرست مطالب eitaa.com/tareagheerfan/10679 📲 طریق عرفان در دیگر پیام‌رسان ها zil.ink/tareagheerfan2 🟧 مسئول کانال @Sayyed_mahdi1214 🟧 ادمین تبادل @MahdiZolfaghary1371
مشاهده در ایتا
دانلود
⭐️علامه طهرانی ره در کتاب نور ملکوت قرآن داستانی را بیان میکنند که اجمال آن چنین است: من در اینجا فقط یک برخورد خود را با کسی که در أثر خدمت مادر، به مقام عالی رسیده بود، و کشف حجاب های ملکوتی برای او شده بود، برای شما بیان میکنم. یکروز درطهران، برای خرید کتاب، به کتاب فروشی إسلامیّه که در خیابان بوذر جمهری بود رفتم،مردی در آن کتابفروشی برای خرید کتاب آمده، و کمر بند چرمی خود را روی زمین پهن کرده بود؛ ومقداری از کتابهای ابتیاعی خود را بر روی کمربند چیده بود؛ از قبیل قرآن، و مفاتیح"الجنان"، و کلیله و دمنه، و بعضی از کتب دیگر مشغول بود تا بقیّه کتابهای لازم را جمع کند؛ و بالاخره پس از إتمام کار، مجموع کتاب‌ها را که در حدود پنجاه عدد شد، در میان کمربند بست؛ و آماده برای خروج بود که: ناگهان گفت: حبیبم الله. طبیبم الله یارم. یارم. جونم. جونم. چون نگاه به چهره‌اش کردم، دیدم. خیلی قرمز شده، و قطراتی از عرق بر پیشانیش نشسته؛ و چنان غرق در وَجْد و سرور است که حدّ ندارد. گفتم: آقاجان! درویش جان! تنها تنها مخور، رسم أدب نیست! شروع کرد یک دور، دور خود چرخ زدن؛ آنگاه با صدای بلند و سوزناک این أبیات از باباطاهر عریان را بسیار شیوا و دلنشین خواند: اگر دِلْ دلبرِ دلبرْ کدام است؟ وگر دلبر دلِ دل را چه نام است؟.... در اینحال ساکت شد، و گریه بسیاری کرد؛ و سپس شاد و شاداب شد، و خندید. گفتم: أحسَنت! آفرین! من حقیر فقیر وامانده هستم. انتظار دعای شما را دارم! شروع کرد به خواندن این أبیات: مو از قالوا بلی تشویش دیرُم گنه از برگ و بارُون بیش دیرُم... گفت: الحمدالله راهت خوب است. سیّد! سر به سرما مگذار! من بیچاره وامانده ام؛ تو هم باری روی کول ما میگذاری؟! آنگاه گفت:من شما را می‌ شناسم؛ در مسجد قائم نماز میخوانید؛ به آن مسجد آمده ام؛ بازهم می‌آیم. من جای معینی ندارم. شب‌ها خواب ندارم؛ در طهران پارس، طهران نو، طَرَشت. و این طرف و آن طرف میروم، به قهوه خانه‌ها میروم؛ و سرمیزنم. منزل سابق ما نزدیک دروازه شمیران بوده است. ولی از وقتیکه مادرم فوت کرده است، کمتر به آن منزل میروم. گفتم: عنایات از جانب خداوند است. ولی آیا به حسب ظاهر برای این عنایاتی که به شما شده است؛ سبب خاصّی را در نظر داری؟! گفت: بلی! من مادر پیری داشتم، مریض و ناتوان، و چندین سال زمین گیر بود؛ خودم خدمتش را می‌نمودم؛ و حوائج او را برمیآوردم؛ و غذا برایش میپختم؛ و آب وضو برایش حاضر میکردم؛ و خلاصه بهرگونه درتحمّل خواسته‌های او در حضورش بودم. و او بسیار تند و بدأخلاق بود. بَعْضاً فحش میداد؛ و من تحمّل میکردم، و بر روی او تبسّم میکردم. و بهمین جهت عیال اختیار نکردم، با آنکه از سنّ من چهل سال میگذشت. زیرا نگهداری عیال با این خلقِ مادر مقدور نبود. و من میدانستم اگر زوجه‌ای انتخاب کنم، یا زندگانی ما را بهم خواهد زد؛ و یا من مجبور می‌شدم مادرم را ترک گویم. و ترک مادر در وجدانم و عاطفه ام قابل قبول نبود؛ فلهذا به نداشتن زوجه تحمّل کرده، و با آن خود را ساخته و وفق داده بودم. گهگاهی در أثر تحمّل ناگواری هائی که از وی به من می‌رسید؛ ناگهان گوئی برقی بر دلم میزد، و جرقّه‌ای روشن می‌شد؛ و حال خوش دست میداد، ولی البته دوام نداشت وزود گذر بود. تا یک شب که زمستان و هوا سرد بود – و من رختخواب خود را پهلوی او و در اطاق او میگستردم، تا تنها نباشد، و برای حوائج، نیاز به صدا زدن نداشته باشد – در آن شب که من کوزه را آب کرده – و همیشه در اطاق پهلوی خودم میگذاردم که اگر آب بخواهد، فوراً به او بدهم – او در میان شب تاریک آب خواست. فوراً برخاستم و آب کوزه را در ظرفی ریخته، و باو دادم و گفتم: بگیر، مادر جان! او که خواب آلود بود؛ و از فوریّت عمل من خبر نداشت؛ چنین تصوّر کرد که: من آب را دیر داده ام؛ فحش غریبی به من داد، و کاسه آب را بر سرم زد. فوراً کاسه را دوباره آب نموده و گفتم: بگیر مادر جان، مرا ببخش، معذرت میخواهم! که ناگهان نفهمیدم چه شد؟ إجمالاً آنکه به آرزوی خود رسیدم؛ و آن برق‌ها و جرقه‌ها تبدیل به یک عالمی نورانی همچون خورشید درخشان شد؛ و حبیب من، یار من، خدای من، طبیب من، با من سخن گفت. و این حال دیگر قطع نشد؛ و چند سال است که ادامه دارد. در اینحال گیوه خود را وَر کشید؛‌و کتاب‌ها را به دوش گرفت، و خداحافظی کرده و گفت: إنشاء الله پیش شما میآیم؛ و به سمت دَرِ أنبار برای خروج رفت. در اینحال روی خود را به طرف ما کرده؛ و این غزل را با همان آهنگ خواند: منم که گوشه میخانه خانقاه منست دعای پیر مغان وردِ صبحگاه منست گرم ترانه چنگ و صبوح نیست چه باک نوای من به سحر آهِ عذرخواه منست..‌... @tareagheerfan
✴️حضرت استاد علاقه و شیفتگی خاصی نسبت به ائمه طاهرین صلوات الله و سلام علیهم اجمعین داشتند وقتی نام یکی از آنها برده می‌شد اظهار تواضع و ادب در سیمایشان مشهود می‌شد و نسبت به امام زمان ارواحنا فداه تجلیل خاصی داشتند و مقام و منزلت آنها و حضرت رسول الله و حضرت صدیقه کبری را فوق تصور می‌دانستند 🔺در تابستان‌ها از قدیم الایام رسمشان این بود که به زیارت حضرت ثامن الائمه علیه السلام مشرف می‌شدند و دوران تابستان را در آنجا می‌ماندند ارض اقدس را بر سایر جاها مقدم می‌داشتند مگر در صورت محذور. در ارض اقدس هر شب به حرم مطهر مشرف می‌شدند حالت التماس و تضرع داشتند و هرچه از ایشان تقاضا می‌شد که در خارج از مشهد_ چون طرقبه سکونت خود را به علت مناسب بودن آب و هوا_ قرار دهد و گهگاهی برای زیارت مشرف گردند ابداً قبول نمی‌کردند و می‌فرمودند ما از پناه امام هشتم جای دیگر نمی‌رویم 📕مهر تابان صفحه ۹۵ علیه السلام @tareagheerfan
هدایت شده از طریق عرفان
در روز جمعہ صد نفحہ یا صد رحمت نازل مے شود. نود و نہ تاے آن براے کسے است کہ سوره قدر را در عصر جمعہ یکصد باربخواند و براے او همچنین نصیبے درآن یک رحمت دیگر هم هست. 📚 @tareagheerfan
5.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◼️شهادت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام محضرمبارک امام زمان علیه السلام وجمیع شیعیان ومحبین آن حضرت تسلیت باد. 📽 آیت الله بهجت (رحمه الله): زیارت امام رضا(علیه السلام) افضل از حج علیه السلام @tareagheerfan👈
‍ 🔻 شب اول ماه ربیع به نام «لیلةالمبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیرمؤمنان على(علیه‌السلام) جان خود را فدای جان شریف او نمود و فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید، از شمشیرهای قبایل مشرکین پروا نکرد و فضل خود و مُواسات و برادری خود را با حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر جمیع عالَم ظاهر گردانید و آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ» در حقّ آن حضرت نازل شد. 🔸برای روز اول ربیع‌الاول دو عمل وارد شده است: 1⃣روزه گرفتن به شکرانه حفظ جان پیامبر و امیرالمؤمنین(صلوات‌الله‌علیهماوآلهما) در شب لیلةالمبیت 2⃣زیارت پیامبر و امیرالمؤمنین(صلی‌الله‌علیهماوآلهما) @tareagheerfan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹نماز و صدقہ اول ماه فراموش نشود. ☝️☝️☝️ @tareagheerfan
✴️قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیر» (نهج‌البلاغه) 🔺امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید» @tareagheerfan
بسم الله الرحمن الرحیم 🔺مقدم بر همه مباحث تهذیب نفس یقظه هست یعنی بیدار شدن از خواب غفلت و وارد شدن در وادی مراقبه و انسان باید بدی هایی را که دارد بنویسد یا در دلش حفظ کند و در ریشه کن کردن آنها تلاش کند.و فضایل و خوبی هایی را که دارد در دلش ایجاد کند. مطلب مهم این است که ما, در نیت مراقبه هم اخلاص داشته باشیم و در نیت مراقبه هم مراقبه کنیم. خیلی ها میخواهند تهذیب نفس کنند برای چه? برای اینکه به کمالات برسند برای اینکه به بهشت برسند برای اینکه از جهنم نجات پیدا کنند ولی کسی که اهل مراقبه هست نیتش را در مراقبه خالص می کند. محضاًلله باشد . و اگر عمل خالص نشد خسر الدنیا و الآخره میشود. گناهکار در دنیا لذتش را میبرد و در اخرت به جهنم میرود ولی آن عابد بی اخلاص آن زاهد بی اخلاص نه در دنیا لذت میبرد نه در آخرت. به قول قرآن هر کس در این دنیا کور باشد در آخرت هم کور و گمراه تر است. در این دنیا ۷۰سال ریاضت کشید که شد برصیصای عابد. مستجاب الدعوه بود. یک پادشاهی در شهر بود که دختر کوری داشت و دکتر ها جوابش کرده بودند. گفتند که دخترت را ببر پیش برصیصا دعا کند که خداوند چشمانش رابرگرداند. حاکم دخترش را به همراه برادرانش فرستاد پیش برصیصای عابد. برصیصا گفت بگذارید من نیمه شب دعا میکنم ان شاءالله خدا شفا می دهد. گفتند ما چه کنیم? گفت میخواهید بمانید میخواهید بروید. گفتند ما میرویم ناموس ما پیش برصیصای عابد چه کسی فکرش را میکرد برصیصا گناه کند?هم پیر مرد هم عابد هم مستجاب الدعوه. نیمه شب برصیصا به سجده رفت و دعا کرد تا چشمان دختر بینا شود.دختر هم بینا شد. برصیصا به دختر گفت که برو. همینکه خواست برود چشم برصیصا به صورت دختر افتاد.(مقدس اردبیلی کسی بود وقتی میخوابید پاهایش را جمع میکرد میگفت من خدا را همه جا ملاحظه میکنم. به او گفتند اگر تو را با یک زن نامحرم تنها بگذارند چه میکنی?فرمود به خدا پناه میبرم اگر مقدس اردبیلی هم باشی حق نداری بگی من محکمم. به بعضی از جوانها میگوییم چرا این فیلم ها را میبینید میگوید من به خودم مطمئن هستم. برصیصای عابد مستجاب الدعوه بود تو به کی مطمئن هستی?) خلاصه دختر رفت و شیطان بر برصیصا مسلط شد و او رفت وسط کوچه و دختر را برگرداند. بعد گف که چه کنم? دختر را کشت زیر خاک کرد و پوستی هم داشت انداخت و نشست. فردا برادرها آمدند که دختر را ببرند گفتند خواهر ما کجاست? گفت من دعا کردم خدا او را شفا داد و رفت. اینها خواستند برگردند شیطان به صورت انسانی در آمد و به آنها گفت چه نشسته اید که عابد گناه کرد و خواهرتان را کشت. سیلی به شیطان زدند و گفتند چه حرفی بود زدی? به برصیصا تهمت نزن.گفت که من سند دارم. رفت و برصیصا را از روی پوست بلند کرد گفت زمین را بکنید دیدند که جنازه خواهرشان آنجاست. ریسمان به گردن برصیصا انداختندو او را وسط کوچه ها میکشیدند و میگفتند که مردم بیایید عابد زناکار را ببینید. کسی که مردم در خانه اش را میبوسیدند گناه کرد حالا اینها به کنار یا خدا میبخشد یا نمی بخشد. او را به دار آویزان کردند. دار هم جوری بود که فرد را می بستند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد. وقتی آویزان شد تشنگی به او غلبه کرد. شیطان جلو چشمش مجسم شد برصیصا گفت که من خیلی تشنه ام شیطان هم ظرف آبی آورد و گفت اگر آب میخواهی شرط دارد. گفت چه شرطی?گفت که به من سجده کن. گفت من آویزانم چطور سجده کنم? گفت با همان چشمت سجده کن. وقتی سجده کرد از تشنگی جان داد و مشکل آخر این بود که کافر از دنیا رفت. پس میشود کسی مستجاب الدعوه هم بشود ولی معرفت آنچنانی به خدا نداشته باشد. مقصود از مراقبه این است که نیتش را درست کند که برای چه میخواهد مراقبه کند. شیطان از اجنه بود ولی آنچنان عظمت داشت خدا او را در کنار ملائکه نام میبرد. چندین هزار سال عبادت کرد ولی در این چند هزار سال یک روز ننشست فکر کند که ای شیطانی که در وجودت تکبر است در وجودت حسادت است نگاه کن ببین خدا را راستی راستی قبول داری?اگر نشسته بود و فکر میکرد و این درد ناعلاجش را دوا میکرد چندین هزار سال عبادتش را با یک خطا از بین نمیبرد. ما وقتی میخواهیم مراقبه کنیم نمیگوییم که بیا عبادت کورکورانه بکن چون این عبادت به درد نمیخورد. رسول اکرم صلی الله علیه واله فرمود قلبت را خالص کن عمل کم کفایت میکند. اگر انسان صبح تا شب هزار رکعت نماز بخواند ولی اخلاص در عملش نباشد به درد نمیخورد. به قول شاعر رو برون آر این جُبّه ی ناپاک را/دور انداز این عصا و شانه و مسواک را/ظاهرت طعنه زند بر بایزید/وز درونت شرم میدارد یزید. ۷۰سال عبادت میکند ولی یک روز فکر نمیکند که چرا عبادت میکند? برای همین در تمام عباداتی که انجام میدهیم باید بگوییم قربه الی الله و در دلمان هم میگوییم. ادامه👇
امام صادق علیه السلام در کتاب مصباح الشریعه میفرماید. چاره ای نیست برای بنده خدا که در تمام حرکات و سکناتش نیتش را خالص کند. روایت داریم که هر کس ۴۰روز خودش را برای خدا خالص کند خداود چشمه های حکمت را از قلبش به زبانش جاری میکند. یکی ازعلما گفته بود من ۴۰روز خودم را برای خدا خالص میکنم ببینم خدا چشمه های حکمت را از قلبم به زبانم جاری میکند یا نه? بعد از چهل روز نشست فکر کرد که حدیث درست است. خدا و پیغمبر هم که دروغ نمیگویند. پس چرا اتفاقی نیفتاد. فهمید که در نیتش ایراد داشته. نیتش این بود که خودش را خالص کند اولا برای امتحان دوما برای اینکه ببیند چشمه های حکمت جاری میشود یا نه? حالا ما نماز بخوانیم برای بهشت و جهنم. ممکن است خدا قبول کند ولی این نمازی نیست که انسان را به مقام قرب برساند. بعد امام صادق علیه السلام فرمود که اگر کسی در همه حالات و سکناتش اخلاص نداشته باشد غافل است. بله. آقا دارد نماز شب میخواند ولی غافل است . اولِ نماز همه میگوییم الله اکبر خدا بزرگتر از آن است که وصفش کنیم ولی وقتی به دلهایمان نگاه کنیم میبینیم که خیلی چیزها را بزرگتر از خدا میدانیم. بعد امام صادق علیه السلام فرمود اینهایی که غافل هستند خداوند در قرآن اینها را وصف کرده و فرموده آنها مانند چهارپایان هستند.پس در حرکات و سکنات باید اخلاص باشد در نیت اخلاص باشد و اگر نباشد غافلیم و اگر غافل شدیم از چهارپایان گمراه تریم. نماز شب و تهذیب نفس اخلاص میخواهد گریه کردن برای امام حسین علیه السلام اخلاص میخواهد. یک حرفی برای امام حسین علیه السلام زده اند که کسی که گریه کند یا بگریاند برای حسین یا حالت گریه به خود بگیرد بهشت بر او واجب میشود.بعضی آقایان میگویند اگر برای امام حسین ریا هم بکنی میروی بهشت. آیا میشود کسی برای امام حسین گریه کند و ریا هم بکند یعنی من گریه میکنم فلانی خوشش بیاید بعد برای امام حسین هم باشد چنین چیزی امکان ندارد. یا برای امام حسین است یا برای فلانی. در روایت فرموده تباکی للحسین یعنی برای امام حسین باشد. معنی دقیق تباکی این هست که قدیم ها انجام میدادند. مرحوم امام و آیت الله مرعشی را میفرمود ما شب های عاشورا با آقای مرعشی در داخل حجره تا صبح برای امام حسین علیه السلام گریه میکردیم. تباکی از باب تفاعل یعنی همکاری کردن. یعنی من بگویم شما گریه کنید یا شما بگویید من گریه کنم. کسی که با ریا برای امام حسین علیه السلام گریه کند کم کم نمازش را هم با ریا میخواند. امام صادق علیه السلام فرمود که عبد باید در تمام حرکات و سکناتش اخلاص داشته باشد و نفرمود به جز گریه بر امام حسین علیه السلام. و اگر اینطور نباشد این فرد از غافلین است و غافلین را خداوند میفرماید مانند چهارپایان بلکه پست تر هستند. همه علما گفته اند که ریا شرک خفی است. پس در اعمالمان خالص باشیم و در نیت مراقبه. خلاصه مطلب اینکه باید بدانیم برای چه میخواهیم مراقبه کنیم(نیت) باید قطعا برای رضای خدا باشد