eitaa logo
ترفند 👌 خانه داری 🎀
11.2هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
14.4هزار ویدیو
9 فایل
ـ•﷽•🌼🖇࿐ ‌「 #ایـده • #ترفند• #خانه_داری 」 🔻مطالب مفید را گلچین ‌میکنیم مطلب ‌سنجاق ‌شده ‌کانال ‌را ببینید 📌ارتباط😍👇🏼👇🏼 @ad_noor1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥آموزش نو کردن میزهای قدیمی ‌ فراموش نشه 😍 📌📌📌📌📌📌📌📌📌📌 وخلاقیت 🔮👇🏻       هنر  🎀 👇🏻 ✅ هرچی میخوای اینجاست😍👇🏻 💥 @tar_faand 📌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک گلدان زیبای گل جورابی بسازید. فراموش نشه 😍 📌📌📌📌📌📌📌📌📌📌 وخلاقیت 🔮👇🏻       هنر  🎀 👇🏻 ✅ هرچی میخوای اینجاست😍👇🏻 💥 @tar_faand 📌
❣ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ...✋ 🌱سلام بر تو وقتي كه تهليل و تكبير مي گويي سلام بر تو آن هنگام که بر کبریایی پروردگار تکبیر می گویی! و سلام بر شهادت گفتن تو بر وحدانیت او که تمام بُت ها را سرنگون می کند! 📚فرازی از زیارت آل یاسین (عج)♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
18.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تزیین دیوار ┅٧📌📌📌📌📌📌📌📌📌📌 وخلاقیت 🔮👇🏻       هنر  🎀 👇🏻 ✅ هرچی میخوای اینجاست😍👇🏻 💥 @tar_faand 📌
مرحوم دکتر احمد احسان نقل میکند که روزی جنازه ای را دیدم که گروهی از مردم اورا به حرم مطهر حضرت سیدالشهداء ع میبرند ،من هم همراه مردم رفتم، ناگهان دیدم روی تابوت، سگی سیاه و وحشتناک نشسته است، حیران شدم. برای اینکه بدانم آیا دیگران هم آن حیوان را می‌بیند ،از یک نفر پرسیدم پارچه ای که روی جنازه است چیست؟ گفت یک پارچه ی ترمه ی سبز است. گفتم روی پارچه چیز دیگری می‌بینی؟ گفت نه....فهمیدم که جز من کسی آن حیوان را نمی‌بیند، وقتی درب صحن رسیدیم ناگهان آن سگ از جنازه جدا شد تا وقتی که جنازه را از حرم مطهر برگرداندند، باز در خارج صحن آن سگ را با جنازه دیدم .همراه مردم به قبرستان رفتم ،کنجکاو شده بودم ببینم چه می‌شود، در غسالخانه هم سگ را دیدم که به جنازه متصل است تا آنکه اتفاق عجیبی افتاد ،همراه میت تا بالای قبر رفته بودیم که دیدم همان حیوان ....👇❌ https://eitaa.com/joinchat/3078488073C9f200627db سبحان الله😔 ببینید این حیوون چکار میکنه👆
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
وارد حیاط که شدم دیدم یک گوسفند را برای قربانی فردا به نرده بسته اند. شب شد.ناله ی این گوسفند تمام مجتمع رو برداشت .. آمدیم پایین ببینیم چرا این حیوان ناله میکنه ، هرچه آب و غذا گذاشتیم بی توجه ناله میکرد ، بازدید بدنی هم کردیم چیزی نفهمیدیم ، تا صبح ناله کرد... آفتاب نزده صاحبش رفت دنبال قصاب تا اهالی ساختمان کمتر ناراحتی بکشند ، قصاب رسید اول سعی کرد آبی به حیوان بدهد ،نخورد ،بیشتر ناله کرد ناچار گوسفند را زمین زد..ولی تا آمد کارد را روی گلوی گوسفند بگذاره ناگهان چاقو را روی زمین انداخت .با خشم، الله و اکبر گفت و سرش رو به دیوار تکیه داد👇🏻😔❌ https://eitaa.com/joinchat/3078488073C9f200627db 👆🏻😭
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای سرو سامان دادن و مرتب کردن آشپزخانه😍🌺🐾 ‌‎ 📌📌📌📌📌📌📌📌📌📌 وخلاقیت 🔮👇🏻       هنر  🎀 👇🏻 ✅ هرچی میخوای اینجاست😍👇🏻 💥 @tar_faand 📌
هدایت شده از گسترده مارال
مادر شوهرم یه جوری فریزرش میچینه دهن ادم باز میمونه😲 ولی من نه بلد بودم یخچال مرتب بچینم و نه فریزر 😩میوه و سبزی رو قاطی میریختم تو یخچال و یا علی درش میبستم🤭 اما اینجا یاد گرفتم با چندتا چه جوری سه سوته یخچالم مثل مادرشوهرم مرتب کنم 😍😋👇 https://eitaa.com/joinchat/3790930001C9258a51a3d https://eitaa.com/joinchat/3790930001C9258a51a3d مادر شوهرمم لو نمیده ولی عضو این کانال شده کلی چیدمان یخچال یاد گرفته 😁☝️
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
قاب گوشیت هنوزخزوقدیمیه؟☹️📱🌵 🍓•https://eitaa.com/joinchat/3790930001C9258a51a3d 🍓 بیـآقاب‌گوشیتوخوشگلو 🥳🥑 آموزش ساخت انـواع قاب گوشی و داره.🙊🤩 https://eitaa.com/joinchat/3790930001C9258a51a3d فقط خزش نکن.😘😍 ┄•••┄┄•••┄┄•••┄┄•••┄┄••
آموزش 😋😘 من عاشق این مانکنام بچه ها عکسارو ورق بزنید کاملا معلومه. پایه ها از یه فیبر گرده ،، شما میتونید از در شیشه استفاده کنید البته یه راه حل دیگه این که میتونید شیشه زیرشم جا دکمه ای کنید. من این مانکنو به عنوان آویز درست کردم خیاطای خوش ذوق میتونن جا سوزنیش کنن فقط سیماشو نزارین. بدن مانکن از ابر درست شده که با ابر ضخیم اول مدل بدن کشیدم فقط بالاتنه چون پایین تنه زیر دامن میمونه. بعد با پارچه ژرسه که برای آستری استفاده میشه کاورش کردم البته با جورابهای پارازینم میتونید کاور کنید و همچنین میتونید برای بدن از نمد استفاده کنید آویزا سیم مفتوله که با نخ پوشوندم 📌📌📌📌📌📌📌📌📌📌 وخلاقیت 🔮👇🏻       هنر  🎀 👇🏻 ✅ هرچی میخوای اینجاست😍👇🏻 💥 @tar_faand 📌
🔴راز گمشدن مهشاد دو ساله در جاده چالوس🔴 قرار بود به شمال بروند. در جاده زیبای چالوس برای ناهار توقف کردند. همه خوشحال بودند که ناگهان سایه هولناکی روی زندگی این خانواده جاخوش کرد. مادر مهشاد گفت: در جاده چالوس بودیم که برای ناهار توقف کردیم. شوهرم مهشاد را به پشت چادر برد و من رفتم تا برایشان لباس بیاورم، هنوز 5 دقیقه هم نگذشته بود که صدای دختر بزرگم را شنیدم که می‌گفت مهشاد نیست. هیچ کس متوجه نشد که مهشاد به چه شکلی گم شده است، همه رودخانه را وجب به وجب گشتیم ولی جنازه ای در آب نبود، ۱۸ روز عذاب آور گذشت تا اینکه ،یک روز صبح زود دیدیم کسی محکم به در میکوبد...❌👇 https://eitaa.com/joinchat/3078488073C9f200627db بمیرم برای دل مادرش😔👆