eitaa logo
تقدیمی+چای
6 دنبال‌کننده
13 عکس
0 ویدیو
0 فایل
تقدیمی های چایخانه هملین @a_tea_lover
مشاهده در ایتا
دانلود
خب به این پیام یکم دقت کنید-- ۱-من در تلاش بودم که زیاد توضیحات فلسفی و تخصصی ننویسم برای آثار ۲-طبق مورد علاقه هام آثار رو تقدیم کردم و نیاز نیست تفسیر و توضیحات آثار رو به خودتون بگیرید و این چیزا با تشکر
تابلوی کنراد ویتز -کنیسه- از: آیلار ( @a_tea_lover به: آیلین ( @dany_daily نقاشی های کنراد از نظر استفاده ماهرانه از عناصر تجسمی دو اصل مهم دارن، اصل اول اینه که کنراد بیان قاطعش رو با استفاده از رنگ هاش نشون میده(رنگ ها صادقانن و تاکید زیادی دارن) و اصل دوم هم اینه که در آثارش اغلب پرسپکتیو نقش مهمی داره و در جهات مختلفی استفاده میشه. جامه زرد تن زن میتونه به معنیه اموزه های دینی ای باشه که باید منتقلشون کنه به دیگران، لوح های قوانینی داخل دست داره و یک پرچم شکسته که میتونه نماد شکست اون باشه. درواقع این تابلو تصویری از دیدگاه مسیحی هاست که یهودیت رو دینی شکست خورده نشون میدن.
تابلوی کلود مونه -خانه ی مجلس در مه- از: آیلار ( @a_tea_lover به: میسا ( @MisaCodes وقتی مونه به منظره سازی روی اورد، کار در کارگاه را کنار گذاشت و در هوای آزاد مشغول نقاشی شد. او در باره حالت مختلف جوی ، فصل ها ، اوقات روز و... مطالعات دقیقی انجام داد. او به این نتیجه رسید که انعکاس رنگ های رنگین کمان از همه سو، رنگ واقعیه اشیا را، بیشتر به تنوعات سرد و گرم تبدیل میکند تا تیرگی و روشنی. در منظره های او ، کنتراست تیره روشنی جای خود را به کنتراست سردی و گرمی داد. امپرسیونیست ها متوجه شدند آبی شفاف و سرد آسمان ، به صورت رنگ در همه فضا ها حضور دارد و در مقابل رنگ های نور آفتاب قرار میگیرند.
تابلوی رامبراند -مردی با کلاه خود طلایی- از: آیلار ( @a_tea_lover به: بلوط در تابلوی حاضر ، کلاه خود با رنگ روشن و گرم نقاسی شده است. سایه برجستگی ها با سبز خاکستری اجرا شده. بخش روشن کلاه خوپ نمودی از باف را دارد. درجه تیرگی چهره مرد به طور کلی به اندازه درجه ی متوسط تیرگی کلاه خود است و تنها برق های روی ان تن روشن تری دارد. چهره مرد ، ترکیب عجیبی است از نور و تاریکی، گرمیو سردی، خالص و ناخالصی که در نیمه ی تاریکی های سایه وار میدرخشد، گویی پوست چهره تپشی عمیق از زندگی دارد. یکی از عوامل بسیار مهن در عمق قرار گرفتن سر، وجود برق کوچک روی شانه است.
تابلوی ونسان ون گوگ -تراس کافه در شب- از: آیلار ( @a_tea_lover به: میلی ون گوگ در این اثر نقاط رنگی را بزرگ تر کرده است تا بتوان از آن ها برای بافت دادن به سطوح رنگی استفاده کرد. بافت ها وسیله ای بودند برای ریتم دادن و شدت بخشیدن به رنگ ها. رنگ های استفاده شده در اثار ون گوگ معمولا طبق معیار ها نیست. در این اثر کافه غرق در نوری گرم ، با رنگ های نارنجی و زرد یکدست رنگ آمیزی شده است. این بخش از کار با اسمان ابی و بنفش در تضاد است. آبی اسمان را میتوان بر روی دری که در گوشه سمت چپ است مشاهد کرد، همچنین میتوان رنگ زرد را در قسمت های مختلف آبی اسمان ها نیز مشاهد کرد. ون گوگ به خوبی توانسته است که نور مصنوعی و نارنجی کافه را با ستاره ها و نور طبیعی مقایسه کند.
تابلوی ژرژ سورا -بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات- از: آیلار ( @a_tea_lover به: تانیا سورا تلاش میکرد تا بتواند با ضربات تصادفی قلم ، یک کل عینی و سازمان یافته به وجود اورد. او لکه های رنگی ایجاد میکرد و اون ها رو بر اساس قوانین فیزیکی به گروه های منظمی از نقطه ها تبدیل میکرد. این نقاط و ترکیب رنگ ها باعث میشد که چشم بیننده آن هارا ترکیب کند و به رنگ دلخواه برسد. این اثر دارای نقاط اوج زیادیست، درختان با شاخ و برگ تیره در بالا که به کار پایان میدهد، اشخاصی با لباس هایی از نقاط رنگی مانند زنی که در سمت راست تصویر ایستاده است و لباسش دارای نقاط سبز و بنفش است که چشم انسان به یکباره آن را یه سطح نرم و یک دست میبیند.
تابلو پیتر بروگل -منظره سقوط ایکاروس- از: آیلار ( @a_tea_lover به:اسکای اثار پیتر با دیگر اثار ان زمان متفاوت بود. در اثار او رنسانس و آرمانگرایی جای خود را به تصاویری واقع گرا از محیط روستا دادند، پیتر هیچ گاه تصویری از یک فرد را نمیکشید و ترجیحش گروهی کوچک و بزرگ از افراد بود. توده ی مرد را با جنایات، زحمات و جشن هایشان ترسیم میکرد. برای پیتر همانقدر مناظر و جزئیات مهم هستند که تصور شخصیت ها. در این اثر پیتر منظره ای وسیع را با جزییات کشیده است، مردی در حال شخم زدن ، چوپانی در حال چراندن گله و ماهی گیری در کنار آب. رنگ ها واقعی و مناسب صحنه هستند، پیتر در کنار کنتراست سطوح داخل تصویری نوع دیگری از کنتراست را به تصویر میکشد. کنتراست کوچکی و بزرگی. جقه دهقان، بزرگ. جثه چوپان کوچک و جثه ماهی گیر کوچک تر.
تابلوی پل دولیمبورگ -عصر طلایی دوک دوبری- از: آیلار ( @a_tea_lover به: آنی ( @AnnyJoon دوک دوبری ، در1409 در هفتاد سالگی به ماهرترین نقاش زمان خود، پل دولیمبورگ، گاهنامه ای سفارش داد. دوکعلاقمند بود از بهترنی و سفید تربن پوست ها ، خالصترین طلاها و گران بهاترین لاجورد ها برای این کتاب استفاده شود.زیروهای زرین ، پارچه های گران بها و زربفت او، بیانگر تجمل زمان اوست. نقاشی های این گاهنامه ، مراسماتو دهقانان و قلعه و... اورا نشان میداد. در هر حال، دوک پیش از به پایان رسیدن کتاب در فقر میمیرد ، کمال خواهی او هزانه اش را خالی کرده بود.
تابلوی پل سزان -کوه سنت ویکتوریا- از: آیلار ( @a_tea_lover به: نامیا ( @Namiya سزان میگفت که میخواهد امپرسیونیسم را به هنری پایدار تبدیل کند. به همین جهت منطق کار های او کمی از دیگر آثار دوران کلاسیک نداشتند. سزان در این اثر پرسپکتیو جو رو به تصویر کشیده است. کوهها دور به نظر میرسند و درختان پایین تصویر نزدیم و نزدیک تر. آسمان و کوه ها در زمینه عقب با رنگ های سرد آبی و سفید نشان داده شده اند و خانه ها در میانه تصویر از رنگ های زرد و نارنجی تشکیل شده اند و در پایین کادر رنگ های قهوه ای و... سزان در ای تابلو از عمل تداخل استفاده کرده است ، اوردنرنگ ها و ترکیبشان با دیگر رنگ ها. آبیبه داخل سطوح سبز-نارنجی و بنفش نفوذ کرده است. واین نفوذ موجب شده است که کل تابلو حسی از وحدت را القا کند.
تابلوی پیرو دلا فرانچسکا -ملکه ی سبا در پیشگاه سلیمان- از: آیلار ( @a_tea_lover به: رابین ( @robin_505 پیرو در این اثر تصویری از ملاقات ملکه سبا و حضرت سلیمان را نشان داده است. حضرت سلیمان در حال استقبال از ملکه سبا است و قبای او حالتی از یکنواختی دارد و موجب آشکاری آبی ردای او شده است، آبیای سرد با خطوطی خشک و مستقیم.لباس ملکه در حال تعظیم به حضرت سلیمان ، چروک نامنظمی پیدا کرده است. زردی ناخالص و خفه متمایل به خاکستری در قبای سلیمان ، مکمل با رنگ سوسنی لباس ملکه است. زرد متمایل به خاکستری حالت مختاط سلیمان را میرساند و این حالت در چهره او نیز اشکار است. چیزیجز نوار های عمودی آبی ردایش نمیتوانست حالت سرد و خاموش اورا بیان کند.
تابلوی پل سزان -سیب ها و نارنج ها- از: آیلار ( @a_tea_lover به: فاطیما سزان سطح تابلو را به سطوحی متناسب تقسیم میکرد، رنگ های متعددی را در سطوح مشخص آن قرار میداد ، جهات فضایی را با جهات مخالف آن متعادل میساخت و شکل های طبیعی را به شک های مشخص هندسی در میاورد. در تابلوی سیب ها و نارنج ها ، ازتمام رنک های چرخه رنگ استفاده شه است، با این وجود رنگ های مکملی در ان بسیار خودنمایی میکنند، قرمز و سبز، نارنجی و آبی. قرمز و سبز در بخش های تیره و روشن پارچه مشخص است و نارنجی ها با لکه های آبی زیر بشقاب ها هم آوایی میکند و با رنک آبی چروک های پارچه هماهنگ میشود.
تابلو فرانسیسکو زورباران -لیمو ها ، نارنج ها و گل- از: آیلار ( @a_tea_lover به:اندی ( @myocean از ویژگی های تمام ترکیب بندی هایی که بر اساس کنتراست تیرگی و روشنی هستند، کم بودن رنگ های به کار رفته است. روشنی نارنج ها، لیمو ها، بخش روشن سبد ، سطوح روشن گل و فنجان ، همه دارای درجه تیره روشنی یکسانی هستند. سایه های سبد و لیمو ها و فنجان همه با تیرگی میز پیوند میخورند. برق گل ها دارای درجه روشن است، درحالی که قسمت سایه آن جز سطوح تیره است. آثار زور باران همیشه نشان دهنده این است که او همیشه به دنبال جست و جو در کنتراست تیره روشنی بوده است.