تابلوی پل سزان -سیب ها و نارنج ها-
از: آیلار ( @a_tea_lover
به: فاطیما
سزان سطح تابلو را به سطوحی متناسب تقسیم میکرد، رنگ های متعددی را در سطوح مشخص آن قرار میداد ، جهات فضایی را با جهات مخالف آن متعادل میساخت و شکل های طبیعی را به شک های مشخص هندسی در میاورد.
در تابلوی سیب ها و نارنج ها ، ازتمام رنک های چرخه رنگ استفاده شه است، با این وجود رنگ های مکملی در ان بسیار خودنمایی میکنند، قرمز و سبز، نارنجی و آبی.
قرمز و سبز در بخش های تیره و روشن پارچه مشخص است و نارنجی ها با لکه های آبی زیر بشقاب ها هم آوایی میکند و با رنک آبی چروک های پارچه هماهنگ میشود.
تابلو فرانسیسکو زورباران -لیمو ها ، نارنج ها و گل-
از: آیلار ( @a_tea_lover
به:اندی ( @myocean
از ویژگی های تمام ترکیب بندی هایی که بر اساس کنتراست تیرگی و روشنی هستند، کم بودن رنگ های به کار رفته است.
روشنی نارنج ها، لیمو ها، بخش روشن سبد ، سطوح روشن گل و فنجان ، همه دارای درجه تیره روشنی یکسانی هستند. سایه های سبد و لیمو ها و فنجان همه با تیرگی میز پیوند میخورند. برق گل ها دارای درجه روشن است، درحالی که قسمت سایه آن جز سطوح تیره است.
آثار زور باران همیشه نشان دهنده این است که او همیشه به دنبال جست و جو در کنتراست تیره روشنی بوده است.
تابلوی انگوراند کارانتون -تاجگذاری مریم-
از: آیلار ( @a_tea_lover
به: هستی
این تابلو با یک رشته ابر سفید به دو بخش عمده دنیای زمینی و دنیای آسمانی تقسیم میشود.
بخش زمینی هم به دو قسمت تقسیم میشود، رستگاران در یک سمت و دوزخیان در سمت دیگر. در وسط دنیا صلیب عظیمی بر پاست که دنیای زمینی و آسمانی را به یکدیگر متصل میکند، صلیبی بزرگ تر از اندازه های زمینی و کوچک تر از اندازه های آسمانی.
امپرسیون یه سبکه که توش با ضربات قلم مو لکه رنگ میذارن و اینجوری به هدف اصلیشون میرسن.*
تفاسیر مال شخص شخیص من نیستن نوشته های کتابن و
من فقط از زبون ساده تر بیانشون کردم