eitaa logo
طب کوثر (مخصوص بانوان)
2.1هزار دنبال‌کننده
327 عکس
105 ویدیو
7 فایل
🌸 این کانال، ویژه و به نام نامی مادر سادات است؛ لطفا آقایان وارد نشوند. 👑 سلام بانو! خوش اومدی 🔑 بیمه مادام‌العمر سلامت تو اینجاست 🌱رازهای نهفته‌ی بانوان فاش شد! سلامتی، قبل نطفه تا سن کهنسالی با شیوه شیرین تر از عسل🍯 هر نوع کپی ممنوع ❌❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
ذهن بعضی از دوستان کوثری درگیر این پسر بازیگوش و باهوش داستان ما (عماد) هست و دوست دارن ببینن چه تیپی هست ؟! بریم آقا عماد رو بیاریم 😊👇 .
اینم آقا عماد در کنار آشپز گروهمون این گل پسر در حین اینکه خیلی بی قراره خیلی عاطفی و مهربون هست! .
می‌دونید، اردوهای ما فقط یک دورهمی ساده نیست... اینجا طبیعت، بزرگترین معلم ماست** و ما با تمام وجود، گوش به *صدای حکمتش* میسپاریم! 💫 کاشکی پرنده بودیم ! راز طلایی خلقت... *چشم‌هاتون رو ببندید و اون صحنه رو حس کنید...* خدایا! هستی چقدر زیباست! من که دلم می‌خواست *پرنده بودم،* تا این طبیعت زیبا رو از اون بالاها می‌دیدم! *خدای خوبم، خلقتت مثل خودت زیبا و لطیفه!*درختان انگار *طلاپوش شده بودند!* تمام طبیعت، یکدست و زیبا، زیر نور ملایم آفتاب پاییز می‌درخشید. هوا پُر بود از بوی خاک نم‌خورده و صدای آرامش‌بخش *شرشر آب!* گوش دادن به صدای رودخانه، مثل یک آرامش عمیق بود. همونجا بود که همه با هم، زیر *آسمون آبی شفاف*، دست‌ها رو بالا بردیم و عهد بستیم* که هر *نَفَس و قدمی،*نذر *مهدی فاطمه (عج) باشه و مواظب این جسم و روحمون باشیم! *عمادِ بازیگوش* وارد عمل شد! با اون سرعت بی‌نظیرش و اینجا هم مثل سرعت نور حرکت می کرد ماشاءالله چه انرژیی داره 🏃‍♂ داشتم به جواب‌ها فکر می‌کردم که ناگهان... چشمم به یک بوتهٔ کوچک افتاد! یک گیاه معمولی کنار رودخانه. اما نور طلایی آفتاب، چنان روی برگ‌هاش افتاده بود که انگار داشت فریاد می‌زد: «راز اینجا پیش منه!» اون لحظه، چشمم به چیزی افتاد ! با هیجان دوستان رو صدا زدم: «بچه‌ها! وایستید! معجزه رو ببینید! طبیعت، جواب شما رو همین حالا داده! این گنجینهٔ شفابخشه!» **حدس می‌زنید آن گنجینهٔ طبیعی چیست که هم آرامش خواب رو تضمین می‌کنه و هم بدن رو برای مقابله با سردی زمستان، فولاد می‌کنه؟! ادامه داستان این سفر هیجانی... .
کوثری های مادر سادات سلام الله علیها ❤️بریم رضایت مندی ببینم؟ 😇
28.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایشون کم کاری تخمدان داشتن که پزشک ها ،ناامید شون کرده بودن ..... که به فضل الهی باردار شدن .... والان دارای دو فرزند هستن الهی شکر 🌹
سونوی قبل از بارداری، دوستمون. 👆
🔑 کلید گنجینه در دستان شما! (فقط ۲۰۰۰ نفر!) سلام به ۶۰۰ بانوی کوثریِ آتشین! 🔥 ایران منتظر ماست! در ۳ روز، معجزه کردید! ❌ نکتهٔ حیاتی: آموزش‌های طلایی (فیبروم، کیست، راز تعیین جنسیت) آماده‌اند، اما قفلشان روی ۲۰۰۰ نفر تنظیم شده! تأخیر شما، یعنی عقب افتادن آموزش‌ها! 🎯 یک ربع، ۲۰۰۰ برکت! همین حالا، فقط ۱۵ دقیقه وقت بگذار! ۵ بانوی عزیز و نیازمند سلامتی را انتخاب کن. بگو: «بیا شریک نذر مادر سادات (س) شو و کلید گنجینه رو بچرخون!» هر دعوت تو، ذخیرهٔ ابدی ثوابه. تا ۲۰۰۰ شدن، لحظه‌ای درنگ نکن! 💪 لینک کانال 👇 https://eitaa.com/tebkowsar
💖 پشت صحنهٔ یک نذر کوثری: اینجا، علم و عشق به هم می‌رسند! 💖 (همراه با عکس میز کار در روز) ببینید! این میز کار خانم سادات (کاظمی) در طول روزه! ☀️ تمام تمرکزم اینه که بهترین و ناب‌ترین علم طب کوثری رو، که حاصل ساعت‌ها پژوهش و مطالعه است، به سادگی و دلنشینی به دست شما برسه. 📚 این کانال فقط یک جمع مجازی نیست؛ یک سفرهٔ پربرکته که با عشق و نذر مادرمون حضرت زهرا (س) پهن شده، به امید اینکه هیچ بانوی کوثری درد و رنجی رو تجربه نکنه. دلم گرمه به وجود شما و دعاهای خالصانه‌تون. 💚 آماده باشید برای آموزش‌هایی که قراره معجزهٔ زندگی شما بشه! 💪 .
طب کوثر (مخصوص بانوان)
می‌دونید، اردوهای ما فقط یک دورهمی ساده نیست... اینجا طبیعت، بزرگترین معلم ماست** و ما با تمام وجود،
دوستان خوبم، انگار مشتاق این سفر هستین، منم همینطور با اینکه امروز روز تعطیلی بوده ما خانما روزای تعطیل مون یک جوری دیگه میگذره 😊
🌤🍂🌤🍂🌤 🍂🌤🍂🌤 🌤🍂🌤 🍂🌤 🌤 🍂 پایان رمان اردوی پاییزی: اضطرابِ گم شدن عماد و معجزه‌ی آویشن کوهی! بالاخره زمان برگشت رسیده بود. آفتاب پاییز، رنگ نارنجی ملایمی روی جاده‌ی کوهستانی پاشیده بود. یک آرامش عجیبی بین همه موج می‌زد. باید بگویم این سفر، شروع یک مسیر بود. ۱. اوج هیجان: وقتی آتش درون، شعله می‌کشد! همه آماده حرکت بودیم که صدای جیغ مادر عماد (همان مادری که پرانرژی و پُرشتاب بود) پیچید: «عماد نیست! باز کجا رفت این بچه؟!» شوک و اضطراب مادر به اوج رسید. نفسش تند و بریده بود. هرچند عماد زود پیدا شد (پشت درخت بلوط داشت پروانه نگاه می‌کرد)، اما آن لحظه‌ی اضطراب مادر، خودش یک درس بزرگ بود. اینجا بود که فهمیدیم: این طبع گرم و خشک، با کوچک‌ترین تلنگری، تبدیل به اضطراب شدید می‌شود. «آتش درونی» در این افراد سریع شعله‌ور می‌شود و کنترلش سخت است. سریع رفتم سراغ آویشن‌های کوهی که چیده بودیم. یک دمنوش سریع برای مادرش و چند نفر از خسته‌ها درست کردم. آویشن کوهی، برخلاف تصور، در عین گرمی، لطافت عجیبی به همراه دارد که برای آرامش روحیه و دفع رطوبت پاییز عالی است. ۲. جمع‌بندی سفر: گنجینه‌ی تفاوت‌ها در مسیر برگشت، وقتی به چهره‌های خسته اما راضی دوستان نگاه می‌کردم، فهمیدم که هدف سفر محقق شد: دیدیم که تفاوت‌های رفتاری ما، نقص شخصیتی نیست؛ بلکه کیفیت خلقت ماست. دیدیم که مزاج‌ها (آن چهار طبیعت درونی)، چطور در اضطراب، خوابیدن یا شادمانیِ هر کدام از ما، خودشان را نشان دادند. ما باید طبیعت خود را بشناسیم تا بتوانیم با مصلح‌ها (مثل همین آویشن)، آن را در تعادل نگه داریم. ۳. نکته پایانی: راز پنهان تو. مسیر برگشت بودیم که دوستم، همان خانم متفکر و ساکت، آرام زمزمه کرد: «استاد! یک چیزی هست که در این سفر نفهمیدم... همسایه‌ی ما یک خانم لاغر و عصبی است. ایشان همیشه می‌گوید با کوچکترین باد سردی، کمر درد می گیره! جالب بود از صبح این خانم روی سکوت بود، انگار تازه درین سفر، ایشون به نوعی وجودش گرم شده بود آخه جالبه در این مسیر و روز مرگی ها، با انواع رفتارها مواجه خواهین شد که در واقع این رفتارها دلیل بر، تفاوت انواع طبع هاست امیدورام به شماها هم خوش گذشته باشه. ✍🏻 کپی یا انتشار بدون ذکر منبع مشکل شرعی دارد🚫 ╔═══🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃═══╗ https://eitaa.com/tebkowsar ╚═══🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃═══╝ ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا