تحلیل انتقادی حکم جواز تغییر جنسیت.pdf
حجم:
754.5K
📢 دانلود pdf مقاله بررسی موضوعی عدم جواز تغییر جنسیت
✍️ نویسنده: استاد احمدی، عینکی و عابدیان
🌐@tebona
#نقد_مدعیان_طب_اسلامی
📢 «بول ابل» در منابع روایی و طبی و نسبت آن با کرونا ویروس.
✍️ نویسنده: حجت الاسلام استاد محمد سوری (اصل پژوهش حدود یکصد صفحه میباشد که در دست تکمیل و انتشار است)
🔔 منبع یادداشت: کانال تلگرامی @GHMaariz
🌐@tebona
____________________________
◀️ در تحقیقی که از جمع میان تمام روایات باب، روایات مرتبط، بررسی فقهی و بررسی منابع طب سنتی انجام شد، تا کنون نتایج زیر به نحو اجمالی به دست آمده است:
1️⃣ در جمع میان روایاتِ منابع قدیمی و معتبر، هیچ دلیل قابل پذیرشی برای اثبات توصیه اهل بیت (ع) به خوردن بول ابل یا همان ادرار شتر برای امراض وجود ندارد.
2️⃣ در این دسته از روایات به استفاده از شیر شتر و جایگزینی آن به جای ادرار شتر به نحو مطلق _ بدون اشاره به مرض خاصی _ توصیه شده است به گونه ای که صِرف کنار گذاشتن استفاده از ادرار شتر در درمانگری مد نظر بوده است.
🌐@tebona
3️⃣ مستنداتی وجود دارد که طب قدیم از گذشته های دور و دست کم از زمان دیوسکوریدس (دِيُسقُوريدس _ قرن اول میلادی) و جالینوس (قرن دوم میلادی) به تجویز بول انسانی و بول حیوانات به صورت عام آن ( بول حیوانات مختلف و برای امراض مختلف) اقدام کرده است. همچنین در عصر ائمه (ع) نیز در کتب طبی چون فردوس الحکمه (235 ه.ق) و سایر کتب، موارد تجویز بول ابل وجود داشته و گاه به تجویز ترکیبی آن با شیر شتر اشاره شده است.
4️⃣ احتمال داده میشود توصیه اهل بیت (ع) به شیر شتر در مقابل موارد تجویز ادرار شتر توسط اطباء آن زمان و برای مخالفت با ایشان بوده است. چه آنکه مصرف ادرار شتر در آن زمان نیز شایع و رایج بوده است.
🌐@tebona
5️⃣ مجوز مصرف درمانی ادرار شتر در صورت اضطرار در منابع معتبر روایی وجود دارد. ادرار شتر در این حکم هیچ خصوصیتی ندارد و در این مساله با سایر محرمات و موارد مرجوح مشترک خواهد بود.
6️⃣ بر اساس ادله مورد پنجم، حکم ابتداییِ (در غیر از حالت اضطرارِ درمانی) مصرف ادرار شتر چیزی میان کراهت یا حرمت ارزیابی میشود چرا که حکم مواردِ خلاف اضطرار _ بر اساس سایر شواهد روایی از ابواب مختلف فقهی _ لزوما حرمت نبوده است. برای قضاوت قطعی در این مورد به تحقیقات بیشتر و فحص تام در ابواب اطعمه و اشربه و دیگر ابواب مرتبط نیاز است.
7️⃣ استناد به آیه «یحرم علیهم الخبائث» برای اثبات حرمت بول ابل به عنوان حکم ابتدایی ناتمام و غیرقابل پذیرش است. همچنین تطبیق عنوان خبیث بر «ما ینفر عنه الطبائع» فارغ از احتیاج به اثبات تفسیری، نیاز به پرسشنامه علمی جهت تشخیص وجود «تنفر طبعی از ادرار شتر در میان ملیت های گوناگون» داشت.
8️⃣ تجویز ادرار شتر به عنوان «توصیه اهل بیت ع» و «درمان تنگی نفس» تنها در منابع ضعیف یا روایات واجد اشکال آمده است که شانیت قرار گرفتن در مسیر استنباط را ندارند. همچنین در مواردی، فهم نادرست، نبود فقاهت روشمند و گاها ضعف در شناخت ادبیات ائمه (ع) و در نهایت ضعف در لغت عربی باعث برداشت ناصواب از بعضی روایات معتبر نیز شده است.
🌐@tebona
9️⃣ در درمان تنگی نفس در منابع کهن طب سنتی بیشتر به مصرف شیر شتر توصیه شده است و در مواردی به مخلوط آن با ادرار شتر برای امراض دیگری چون «استسقاء» اشاره کرده اند. در این جهت توصیه کلی و عمومی روایات به «شیر شتر» تطابق بیشتری با توصیه های منابع طب سنتی در درمان تنگی نفس دارد.
0️⃣1️⃣ ارتباط جامعی میان بیماری کرونا و آنچه در منابع ضعیف روایی و منابع طب سنتی (ربو) آمده وجود ندارد بنابراین تطبیق بیماری کرونا بر این بیماری (ربو) تنها بر اساس مشابهت یکی از علائم مشترک (تنگی نفس) و حدس صورت گرفته است. طبیعتا اثر بخشی ادویه ذکر شده در منابع برای درمان یا بهبودی نسبی این بخش (علامت) از مرض تابع قواعد علمی مربوط به خود و کارآزمایی های بالینی خواهد بود و دست کم نمیتواند به روایات مستند شود. با این اوصاف ممکن است در خصوص میزان موفقیت مصرف شیر شتر در کار آزمایی های بالینی به عنوان یکی از موارد کمک کننده و مفید برای بهبودی برخی علائم بیماری تحقیقاتی انجام شود که قابل استفاده باشد.
✍️ محمد سوری - 15 ربیع الثانی 1442
🌐 منبع: کانال تلگرامی @GHMaariz
—-------------------
⏮ موسسه طِبُنا:
https://eitaa.com/tebona
.
◀️ اندر متفرّدات طبی توحید منسوب به مفضّل، عناصر اربعه یا موهومات اربعه!!!
🌐 @tebona
________________
1⃣ عناصر اربعه یا اسطقسات اربعه (اصول چهارگانه) نزد قدماء فلاسفه و حکماء، همان چهار عنصر اصلی آفرینش هستند که معادن، نباتات و حیوانات از ترکیب آن چهارعنصر شکل گرفتهاند. این عناصر چهارگانه عبارتند از: آب، هوا، آتش و زمین. اینها اجسام بسیطهای هستند که تمام اشیاء مرکب با ویژگیهای مختلفی که دارند از این چهار عنصر تشکیل شدهاند (فارابی، 1405،ص11؛ الدایه، 1410، ص111؛ شیخ اشراق، ج2، 1375، ص268؛ اندلسی، 1980، ص124؛ صلیبا، 1414، ج1، ص78).
2⃣ مجلسی در این باره میگوید:
«فائده: اعلم أن المشهور بين الحكماء و المتكلمين أن العناصر أربعه النار و الهواء و الماء و الأرض كما تشهد به الشواهد الحسيه و التجربيه و التأمل في أحوال التركيبات و التحليلات» (مجلسی، 1403، ج56، ص331).
3⃣ گزارههای حکایت کننده عناصر اربعه در توحید مفضل عبارتند از:
«و الجواهر الأربعه الأرض و الماء و الهواء و النار» (ص127).
«فكّر يا مفضل فيما خلق الله عز و جل عليه هذه الجواهر الأربعه» (ص142).
«فمن ذلك هذه الشمس ... و قال آخرون هو من جوهر خامس سوى الجواهر الأربعه» (ص178).
4⃣ به استثناء مورد سوم که ممکن است از باب نقل قول دیگران باشد، دو مورد دیگر از اعتقاد شخصی متکلم پرده برمیدارد.
در روایات شیعیِ در دسترس، هیچگونه توضیح و حتی اشارهای پیرامون عناصر اربعه دیده نمیشود.
5⃣ بر این اساس ما شاهد سکوت روایات نسبت به این نظریه هستیم. این سکوت وقتی در کنار یونانی بودن این اصطلاح و ریشه داشتن آن در فلسفهی کهن قرار میگیرد، احتمال صحت و صدور این مضمون رساله را کاهش میدهد.
🔹 منبع: کانال وزین «تاوان»
—-------------------------------------
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
https://eitaa.com/tebona
.
◀️ تصویری که برخی مدعیان طب اسلامی به عنوان «کهن ترین نسخهی دستیافته از رساله ذهبیه» منتشر کردهاند.
✍🏻 در صفحه مشخصات این نسخه، که در کتابخانه آیت الله گلپایگانی موجود است تاریخ تحریر آن ۷۰۵ ه.ق ثبت شده است.
—-------------------------------------
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
https://eitaa.com/tebona
موسسه فقه الطب، طِبُنا
. ◀️ تصویری که برخی مدعیان طب اسلامی به عنوان «کهن ترین نسخهی دستیافته از رساله ذهبیه» منتشر کردها
.
📢 برای اهل تحقیق روشن است!
✍️ یادداشت ارسالی یکی از محققین علوم حدیث، جناب آقای کیان ارجمند در خصوص ادعای «کهنترین نسخه خطی رساله ذهبیه»
🌐@tebona
_______________________________
🔹به تازگی برخی مدعیان طب اسلامی چند تصویر از نسخه خطی رساله ذهبیه و شناسنامه آن منتشر کردهاند و مدعی شدهاند که این نسخه، کهنترین نسخه موجود رساله ذهبیه است. این نسخه خطی در کتابخانه آیت الله گلپایگانی (ره) موجود میباشد و تاریخ تحریر آن در صفحه مشخصات این کتابخانه به تاریخ 705 هجری ثبت شده است.
لازم میدانم در خصوص تصویر منتشر شده و انتساب آن به سال 705 هجری سه نکته را به عرض رسانم:
1️⃣ اولاً کسانی که با نسخ خطی آشنا هستند نیک میدانند که وضعیت فهرستنگاری نسخ خطی چه وضعیت اسفناک و غیر علمی است، به گونهای که ابداً نمیشود به صرف ذکر تاریخ تحریر، آن هم در شناسنامهای که عمدتا توسط برخی محققین کم دقت در دهههای اخیر گردآوری شده است، اعتماد کرد. این مسئله برای اهل تحقیق روشن است.
🔺ثانیاً یکی از محققینی که درباره نسخههای بحرینی مطالعه میکند درباره تاریخ کتابت این نسخه (با واسطه) مطلب زیر را به دست ما رسانده است: 👇
«... أنّ المراد هو عام 1175هـ، وقد جرت عادة بعض النسّاخ البحرانيين لدينا بحذف رقم الألف، والنقطة بين الرقمين (5)، و(7) هي نقط لفظة "سنة".» (به طور خلاصه یعنی تاریخ تحریر سال 705 نیست، بلکه سال 1175 است)
🔹 این موضوع به اطلاع برخی محققین معاصر از جمله فاضل ارجمند آقای محمدباقر ملکیان و دو محقق دیگر نیز رسید و ایشان نیز این مطلب را تایید نمودند و تصریح کردند که از این دست اشتباهات در شناسنامه نگاریهای نسخ خطی به وفور یافت میشود و امری دور از انتظار نیست. با عنایت به این بیان، احتمالا تاریخ نگارش این نسخه از رساله ذهبیه سال 1175 ه.ق بوده است و نه سال 705 ه.ق! این مسئله نیز برای اهل تحقیق روشن است.
🌐@tebona
3️⃣ ثالثاً اگر از طرق قطعی و یقینی نتوان به تاریخ تحریر نسخه دست یافت، اساسا کشف این مهم محتاج تعمق زیادی است. تاریخ کتابت را دستکم به یکی از دو روش ذیل می توان پیدا نمود:
1. تاریخ های مندرج در یادداشتهای صفحه بدرقه و آخر نسخه
2. آگاهی از تاریخ پیدایش خطوط در تمدن اسلامی (رسم الخط)
🔹 یکی از مهمترین نکات قدیمی نسخهشناسی که مورد توجه کتابشناسان قرار داشته «رسم الخط» است، که حقیقتا یکی از اصلیترین مباحث نسخهشناسی کتب و رسائل خطی است. فی المثل همه میدانیم رسم الخط کوفی، جزو نخستین خطوطی است که در تمدن اسلامی در میان نسخهنویسان رایج شد و تا حدود سه قرن برای کتابت قرآن و کتیبههای عربی به کار میرفت. بدیهی است اگر نسخهای به قرون اولیه اسلام منتسب شود دست کم باید رسم الخطی شبیه به رسم الخط کوفی را داشته باشد.
🔺 از همین رو زمانی که نسخهای به سال 705 هجری منتسب میشود، نباید رسم الخطی شبیه به نگارشهای قرن یازدهم یا دوازدهم را داشته باشد. شیوه نگارشی که در تصویر منتشر شده از این رساله مشاهده میکنیم، در واقع ترکیبی از «نسخ جدید» و «تعلیق» است (و احتمالا ترکیب یک یا دو رسم الخط دیگر)، که بیشتر آن را در نگارشهای قرن یازدهم و دوازدهم هجری میبینیم! این مسئله نیز برای اهل تحقیق روشن است!
🔹 از مجموع این نکات این به ذهن میرسد که انتساب این نسخه به سال 705 هجری نمیتواند درست باشد و برای اظهار نظر قطعی در خصوص تاریخ نگارش این نسخه نیازمند شواهد بیشتری در این خصوص هستیم اما احتمالاتی که از رسم الخط آن و همچنین شیوه کتابت برخی نساخ وجود دارد این احتمال را در ذهن تقویت میکند که این نسخه نهایتا مربوط به قرن 11 یا 12 هجری باشد.
—-------------------------------------
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
https://eitaa.com/tebona
.
◀️ یک «فتحه» لعنتی، منشا توهمات مدعیان طب اسلامی!
✍️ تقریر بخشی از سلسله جلسات تدریس حجت الاسلام علی امیری در سال 97 با عنوان «تصحیفات و تسامحات روایات طبی» (به همراه اضافات مقرر محترم).
مقرر: نوید رسولزاده از محققین موسسه طبنا:
🌐@tebona
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
🔹 حدیث مشهور «اصل کل داء البروده / البرده» اساسا از طرق معتبر امامیه نقل نشده است. منبع اصلی این حدیث، مکتوبات ضعیف عامه بوده و بواسطه نزدیکی برخی از همین منابع (مانند طب النبی مستغفری و...) با مجامع امامیه، متاسفانه این حدیث در دوره متاخر به مرور وارد مکتوبات حدیثی _ طبی امامیه شده است.
🔺 پس اولا این حدیث از طریق منابع معتبر امامیه به ما نرسیده است که فحص و بحث از اینکه آیا «البروده» تصحیف «البرده» است یا خیر، یا «راء» مفتوح است یا ساکن، یا «هاء» زائده است یا خیر، چندان نکته مهم و با ارزشی تلقی شود.
🔹 ثانیا با رجوع به منابع عامه - به عنوان ریشه نقل این حدیث - شکی باقی نمیماند که «البروده» تصحیف «البرده» است.
اما تمام نکته اینجاست که معنای «البرده» چیست؟ آیا ضبط و خوانش «البَرَدة» صحیح است یا «البَرْدة»؟ یعنی حرف «راء» مفتوح است یا ساکن؟
🌐@tebona
🔺 طبق برخی از شواهدی که در پیوست ارائه شده است، از مجموع نظرات محققین عامه این به دست میآید که اساسا حرف «راء» در کلمه «البرده» باید به فتح خوانده شود تا معنای درست و کاملی پیدا کند.
از همین رو «البَرَدة» یعنی تُخَمه، به معنای عارضهای که در اثر پرخوری و درهم خوری و بدخوری پدید میآید. کما اینکه برخی نیز چنین نقل کردهاند: «أصل كل داء كثرة الأكل» و یا «لو سئل أهل القبور ما سبب آجالهم لقالوا: التخم» و... .
اگر «البَرَدة» را به فتح بخوانیم تقریبا مشابه حدیث «المعده بیت کل داء» نیز هست که پیشتر طرق عامی آن توسط برخی محققین نقد و بررسی شده بود.
🔹 پس اساسا این توهم مدعیان طب اسلامی که «البرده» به معنای سرما و آب و هوای سرد است و این سرما موجب ضعف سیستم دفاعی بدن میشود و از این جهت است که ریشهی همهی بیماریها، سرما و کاهش دما گفته شده، تحلیلی غلط، باطل و با خوانشی غلط از این کلمه است.
با اندک دقتی در منابع عامه، پر واضح است که خوانش درست «البرده» به فتح «راء» بوده است و نه به سکون!
🔺 حتی اگر «راء» ساکن باشد قاعدتا باید «هاء» در کلمه حذف شود و در نتیجه ضبط «البرد» صحیح باشد (که البته درست نیست) چنان که در برخی منابع عامی همچون «المجروحين ابن حبان» و یا «الكامل عبد الله بن عدي الجرجاني» همینگونه ضبط شده و صد البته محققین عامه آن را به شدت ضعیف شماردهاند.
ناگفته نماند حتی اگر ضبط «البَرْد» را بر «البَرَدة» ترجیح دهیم، باز هم معنای کامل و درست آن «سرما» و «کاهش دما» نخواهد بود.
🌐@tebona
🔹 اما این حدیث چگونه در مجامع امامیه به «البروده» تصحیف شده است؟
بدیهی است که باید نقش کم دقتی برخی محدثین و برخی وراقین و مستنسخین را در این امر لحاظ کرد. احتمالا پیش فرضهای طب یونانی و اخلاطی برخی از آنها و از سویی خوانش غلط «البرده» موجب شده است که به مرور این کلمه تبدیل به «البروده» شود تا هم با مبنای غلط سکون به «راء» نزدیک شود و هم به پیشفرضهای طب اخلاطی.
🔺 از همین رو نیز در نسخه موجود طب النبی مستغفری و طب الائمه شُبر و...، دو حدیث «بَشِّرِ الْمَحْرُورِينَ بِطُولِ الْعُمُرِ» و «أَصْلُ كُلِّ دَاءٍ الْبُرُودَةُ» در کنار یکدیگر تنظیم و تبویب شده است، تا جایی که افراد کمدقتی چون کریمخان کرمانی در کتاب «حقائق الطب» چنین مطلبی را مینگارد:
«أصل كل داء من البرودة والذي افهم من هذا الخبر ان بدن الانسان قوامه بالحرارة الفلكية الغريزية»
در واقع این شکل از معنا کردن، چون مورد پسند کسانی است که میخواهند بگویند تمام بیماریها از سردی است (و حال اینکه این حرف لزوما درست نیست) احتمالا یکی از اسباب این تصحیف بوده است.
🔹 مشکل اینجاست که همین کمدقتی برخی محدثین سبب شده است که برخی اطباء و محققین معاصر نیز به استناد این نوع تبویب و ضبط «البروده»، گزارههای طبی را که خود جای بحث و نظر دارد، به نام پیامبر و اهل بیت ع نقل و نشر دهند.
🔰 فارغ از اینکه این حدیث ریشه عامی داشته و منبع قابل اعتنایی در مصادر امامیه ندارد، اما به احتمال بسیار زیاد خوانش صحیح آن «البَرَدة» به فتح «راء» بوده و در این صورت معنای صحیح این حدیث بدین صورت خواهد بود:
«ریشه اغلب بیماریها از تُخَمه (پرخوری و درهم خوری) است»
•┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈•
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
https://eitaa.com/tebona
موسسه فقه الطب، طِبُنا
. ◀️ یک «فتحه» لعنتی، منشا توهمات مدعیان طب اسلامی! ✍️ تقریر بخشی از سلسله جلسات تدریس حجت الاسلام
.
✅ 15 شاهد به عنوان پیوست مطالب فوق:
🔺🔹🔺🔹🔺🔹
1️⃣ غريب الحديث، ج ۲، ابن قتيبة الدينوري، ص ۲۸:
وسميت التخمة بردة، لأنها تبرد حرارة الجوع و الشهوة و تذهب بها ... كذلك الداء هو الشبع المفرط والتخمة . وكان يقال : الشبع داعية البشم ، والبشم داعية السقم ، والسقم داعية الموت . وقال بعضهم : لو سئل أهل القبور ما سبب آجالهم لقالوا : التخم .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
2️⃣ الحاوي في الطب، ج ۷، محمد بن زكريا الرازي، ص ۳۳۶:
الطبري قال: اجتنب التخم فإنها أصل كل داء
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
3️⃣ كتاب أخبار المصحفين (نوادر الرسائل 11)، أبو أحمد العسكري، ص ۳۵:
أن رسول الله ص قال أصل كل داء البرد قال أبو أحمد هكذا رووه وإنما هو أصل كل داء البردة والبردة التخمة وهكذا سمعته من أبي بكر بن دريد وغيره وليس لقوله أصل كل داء البرد معنى والبردة برد يجده الرجل في جوفه أو في بعض أعضائه والبرد برد الهواء... .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
4️⃣ تصحيفات المحدثين، ج ۱، أبو أحمد العسكري، ص ۲۱۱:
أن رسول الله ص قال: (أصل كل داء البرد) هكذا رواه البرد ساكنة الراء، وإنما الصحيح : أصل كل داء البردة، بفتح الراء وزيادة هاء، والبردة: التخمة، هكذا سمعته من أبي بكر بن دريد لم وغيره، ورواه الأعمش، عن خيثمة، عن عبد الله، أنه قال: أصل كل داء البردة .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
5️⃣ قوت القلوب في معاملة المحبوب ووصف طريق المريد إلى مقام التوحيد، ج ۲، أبي طالب المكي، ص ۳۰۲:
وفي الخبر : أصل كل داء البردة . يقال : هي التخمة .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
6️⃣ تهذيب الاسرار في أصول التصوف، عبد الملك الخركوشي النيسابوري، ص ۱۴۷:
وقال حمدون القصار: أصل كل داء كثرة الأكل
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
7️⃣ المفردات في غريب القرآن، الراغب الأصفهاني، ص ۴۲:
وقيل أصل كل داء البردة أي التخمة، وسميت بذلك لكونها عارضة من البرودة الطبيعية التي تعجز عن الهضم .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
8️⃣ كتاب الماء، ج ۱، ابن الذهبي، ص ۱۰۷:
برد : البَرْد : ضِدّ الحَرّ . ... والبَرَدَة : نَفْخ التُّخَمَة ، سُمِّيَت بَرَدَة لأنّها تُبَرِّد المعدةَ ، فلا تَسْتَمْرِئ الطّعام ، ولا تُنْضِجُه . وفي الحديث: ( أصل كلّ داء البَرَدَة ) أي : التُّخَمَة .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
9️⃣ الفائق في غريب الحديث، ج ۱، الزمخشري، ص ۹۱:
البردة ابن مسعود رضي الله عنه أصل كل داء البردة . البردة هي التخمة لأنها تبرد حرارة الشهوة، أو لأنها ثقيلة على المعدة بطيئة الذهاب
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
🔟 شرح الشفاء (شرح ملا علي القاري)، ج ۱، القاضي عياض، ص ۷۲۴:
أصل كلّ داء البردة بفتحتين و قد تسكن الراء أي التخمة
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
1️⃣1️⃣ تاريخ مدينة دمشق، ج ۵۵، ابن عساكر، ص ۱۹۵:
«أصل كل داء البرد» قال ابن عساكر كذا، قال و الصواب البردة يعني التخمة بزيادة هاء.
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
2️⃣1️⃣ لقط المنافع في علم الطب، ابن الجوزي، ص ۶۶۸:
«البردة» بفتح الراء. وذكره مرفوعا، وذكره ابن قتيبة من كلام ابن مسعود إلا انه قال: «البرده» بزيادة هاء .
وحكى الأعمش قال: سألت أعرابيّا عن البردة قال: التخمة .
قال ابن قتيبة: ولست أحفظ عن هذا في علمائنا، فإن كان الحرف صحيحا فالمعنى حسن، و أرى أصل الحرف من البرد فسميت التخمة بردة؛ لأنها تبرد حرارة الجوع والشهوة ... .
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
3️⃣1️⃣ الموسوعة القرآنية، ج ۸، ابراهيم الأبياري، ص ۴۸:
أصل كل داء البردة أي التخمة، وسميت بذلك لكونها عارضة من البرودة الطبيعية التي تعجز عن الهضم
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
4️⃣1️⃣ موسوعة الطب النبوي، الإسلامي - العربي، عبد الله سنده، ص ۴۶:
البرد: ضد الحر... والبردة: التخمة؛ لأن بها تبرد المعدة، وفي الحديث : «أصل كل داء البردة» - أي: التخمة.
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
5️⃣1️⃣كشف الخفاء، ج ۱، العجلوني، ص ۱۳۶:
قال الدارقطني المحدثون يروونه بسكون الراء ولذلك ضم إليه بعضهم " والحر " والصواب فتحها بمعنى التخمة لأنها تبرد حرارة الشهوة أو لأنها ثقيلة على المعدة بطيئة الذهاب من برد إذا ثبت وسكن ، وقد أورد أبو نعيم أيضا عن أبي هريرة رفعه الله استدفئوا من الحر والبرد ، وكذلك المستغفري مع ما رواه عن أنس أيضا مرفوعا : إن الملائكة لتفرح بارتفاع البرد عن أمتي ، وروى أيضا كما مر أصل كل داء البرد وهما ضعيفان وذلك منهما دليل على المحدثين الذين رووه بالسكون
•┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈•
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
https://eitaa.com/tebona
.
◀️ ملاحظاتی پیرامون روش صحیح در اثبات کرامات پزشکی
✍️ استاد حیدر حب الله
🌐 مطالعه و دانلود متن pdf این مقاله از سایت موسسه طبنا:
http://tebona.ir/1488
موسسه فقه الطب، طِبُنا
. ◀️ ملاحظاتی پیرامون روش صحیح در اثبات کرامات پزشکی ✍️ استاد حیدر حب الله 🌐 مطالعه و دانلود متن p
.
🔹 گزیده و بخشهایی از این یادداشت ارزشمند:👇
1️⃣ صرف حصول شفا در یک مکان خاص، کافی نیست زیرا این حالت – خلاصی از بیماری – در غیر این مکان خاص نیز زیاد اتفاق افتاده است. پیدا شدن حالات نفسیِ خاصی که باعث میشود شخص بیمار از مشکلات عصبی – که حرکات طبیعی بدنش را تحت الشعاع قرار داده – خلاصی یابد چیزی است که هر روز برای بسیاری از بیماران اتفاق میافتد. به همین دلیل میگوییم حتی اگر ثابت شود اینچنین اتفاقی در این مکان خاص و در کنار فلان قبر اتفاق افتاده باز هم نمیتوان برای این اتفاق، ارزش خاصی – همچون کرامت و … – قائل شد.
🌐@tebona
2️⃣ حصول شفا به عنوان نتیجهی تصدیق و باور انسان، به واقعیت خارجی – قبر و یا صاحب آن – چیزی اضافه نمیکند؛ زیرا علت اصلی، در واقع به تصدیقِ شخص – حال یا خودِ این تصدیق و یا حالتی ذهنی و نفسیِ باطنی – برمیگردد و ربطی به «تصدیق از جهت مطابقتش با خارج» و یا حتی «خودِ واقعیتِ خارجی به عنوان یک امرِ مورد تصدیق» ندارد؛ و این یعنی، آن تصدیق، فقط یک حالت شخصی و درونی است.
3️⃣ اگر قصههای مسیحیان درباره کراماتشان را جمع کنیم حجم انبوهی خواهد شد؛ آیا تمام اینها دروغ هستند؟ اگر تمام اینها دروغ هستند چرا احتمال نمیدهیم تمام قصههای ما هم دروغ باشد؟ اگر برخی از این قصهها درست باشد چگونه وقوع این کرامات را برای اشخاصی که از نگاه مسلمین – به تعبیرِ رایج – کافر هستند تفسیر میکنیم؟
4️⃣ مثلا فرض کنید شخصی یا اشخاصی در نزد بت بودا بعد از دعا و درخواست از آن بت برای رهایی از یک مرض، خوب شوند. شما آنجا چه میگویی؟ آیا قبول میکنی که بودا خداست – قطع نظر از واقعیتِ اعتقاد یک بودایی – و اوست که این مریض را شفا داده و یا خواهی گفت نمیتوان در این رابطه یک حکم کلی ارائه کرد و به صورت مطلق، یک نتیجه را تعمیم داد و نباید با این مسائل ساده برخورد کرد بلکه باید تمام احتمالات را در این وقایع در نظر گرفت؟
🌐@tebona
5️⃣ من ایمان دارم که خداوند متعال به جایگاهها و مکانهایی جهت عبادت و ابراز محبت به خودش و به یاد او بودن خشنود است؛ این مکانها همان مساجد و مرقدهایی است که منصوص بوده و نصی بر آن وارد شده است؛ و به هیچ عنوان نیازی نیست برای تقویت دین مردم، این مرقدها و مکان ها را زیاد کنیم. شریعت اسلام در بیان برنامه زمانی و مکانی شعائر و عبادات و تقویت روح انسانها، ان شاء الله کوتاهی نکرده است.
اگر ما میخواهیم روحیهی دینی مردم را تقویت کنیم باید به جای استخراج مرقدهای اضافی، عملکرد مساجد را متحول کرده و یا حالات روحانی و معنویِ مرتبط با زیاراتِ منصوص و مأثور را دگرگون کنیم.
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
🌐 مطالعه و دانلود متن pdf این مقاله از سایت موسسه طبنا:
http://tebona.ir/1488
روش صحیح اثبات کرامات.pdf
حجم:
337.4K
.
◀️ ملاحظاتی پیرامون روش صحیح در اثبات کرامات پزشکی
✍️ استاد حیدر حب الله
•┈┈┈┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈┈┈┈•
⏮ موسسه طِبُنا در ایتا و تلگرام:
🌐@tebona