eitaa logo
موسسه فقه الطب، طِبُنا
1.5هزار دنبال‌کننده
223 عکس
82 ویدیو
49 فایل
کانال رسمی موسسه تخصصی فقه الطب، طِبُنا وب سایت: www.tebona.ir سامانه پيامكي: 5000 54 216 ارتباط (نقد، نظر، پیشنهادات): @tebona_admin کانال شخصی مدیر موسسه: @ali_amiry_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تصویر متن «Mémorial» که در آستر لباس پاسکال یافت شده که منشا احتمالی خطای آقای عابدی بوده است! •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
754.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(29) (1) 🌐@tebona ┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 🔸غرض روشنِ این آیات، وصفِ نعمت‌های اخروی و ترغیبِ مؤمنان است، نه بیانِ قاعده‌ای طبی درباره تغذیه دنیوی (مانند مصرف میوه پیش از غذا)! تبدیل چنین سیاقی به قاعده طبی، هیچ قرینه معتبرِ تفسیری ندارد و چیزی جز یک «تفسیر ذوقی» نیست. (پیوست 1) 🔹 تقدیم میوه بر گوشت در این آیه، لزوماً بر ترتیب زمانی مصرف آن در دنیا دلالت ندارد. کما اینکه ذکر «حور عین» بعد از این آیه، دلالت بر مطلوبیت رابطه جنسی بعد از طعام نمی‌کند! اساساً تقدیم و تاخیرهای قرآن علل متعددی دارد که امثال ابن‌صائغ و سیوطی در آثار خود آنها را برشمارده‌اند. 🔸 حتی اگر بپذیریم که تقدیم میوه بر گوشت، ترجیحِ مصرف برای بهشتیان را نشان می‌دهد، تبدیلِ این نکته به یک قاعده عامِ طبی در دنیا، هیچ‌گونه پشتوانه لفظی، سیاقی یا تفسیری ندارد. 🔹 آخر مگر ابدان بهشتی، عوارض جسمانیِ ابدان دنیوی، مانند هضم و دفع را دارد که بگوییم اهل بهشت برای رعایت تدابیر طبی، ابتدا میوه‌ را (که هضمش سبک‌تر است) مصرف می‌کنند؟! 🔸 ما هم می‌توانیم از تعبیر «مما یتخیرون» و «مما یشتهون» چنین برداشت کنیم که به تاسی از اهل بهشت، مُجازیم هر میوه و گوشتی را که دل‌خواه و مورد اشتهاست (بدون رعایت قواعد طبی) تناول کنیم؛ حال آنکه نیک می‌دانیم چنین توصیه‌ای نادرست است! (پیوست 2) 🔹 پس چطور است که از تقدیم میوه بر گوشت، نتیجه طبی می‌گیرید اما از تعبیر صریح «مما یتخیرون و مما یشتهون»، استفاده طبی نمی‌کنید؟! بائک تجر بائی لاتجر؟! تأسّف...! •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
💠 پیوست اول 🔸 برخی مفسران کوشیده‌اند از تقدیم «وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ» بر «لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ» در آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره واقعه، قاعده‌ای طبی در باب آداب تغذیه دنیوی استخراج کنند. بر اساس این قرائت، ذکر میوه پیش از گوشت در وصف نعمت‌های بهشتی، دلالت دارد که در دنیا نیز خوردن میوه باید پیش از غذای اصلی باشد، زیرا میوه از نظر تغذیه‌ای لطیف‌تر و زود‌هضم‌تر است و بنابراین تقدیم آن در آیه، نوعی ارشاد به این قاعده طبی تلقی می‌شود. 🔹 این یادداشت در پی آن است که نشان دهد چنین استنباطی از آیات، استحکام روش‌مندی ندارد و بیش از آنکه در شمار تفسیر منضبط قرآن باشد، به «تفاسیر ذوقی» نزدیک است. 1️⃣ مروری بر دیدگاه مفسران 🔸 آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، تقدیم میوه بر گوشت را ناشی از برتری تغذیه‌ای میوه دانسته و تصریح می‌کند: «مقدم داشتن میوه بر گوشت، به خاطر آن است که از نظر تغذیه بهتر و عالی‌تر است، به علاوه میوه قبل غذا لطف دیگری دارد» (تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۱۳؛ الأمثل، ج۱۷، ص۴۵۵). 🔹 فخر رازی در التفسیر الکبیر پا فراتر می‌نهد و با تفصیل بیشتری حکمت دنیوی این تقدیم را چنین تقریر می‌کند که میوه «ألطف و أسرع انحدارا و أقل حاجة إلى المكث الطويل في المعدة للهضم» و «تحرّك الشهوة للأكل» است، در حالی که گوشت غالبا میل را فرو می‌نشاند؛ از این رو تقدیم قرآنی، تأیید یک قاعده طبی دانسته می‌شود (التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۳۹۵). 🔸 رضایی اصفهانی در تفسیر مهر نیز این احتمال را طرح می‌کند که تقدیم فاکهه به این جهت باشد که خوردن میوه قبل از غذا بهتر است (تفسیر قرآن مهر، ج۲۰، ص۱۶۱). 🔹 وهبة زحیلی در التفسیر المنیر، تقدیم فاکهه را به صراحت با مباحث طبّی پیوند می‌دهد و می‌نویسد: «الحكمة في تقديم الفاكهة على اللحم أنّها ألطف و أسرع انحدارا و أيسر هضما و أصحّ طبّا و أكثر تحريكا لشهية الأكل و تهيئة للنفس للطعام» (التفسیر المنیر، ج۲۷، ص۲۴۹). 🔸 حجازى در التفسیر الواضح، همین جهت‌گیری را تأیید کرده و تصریح می‌کند که تقدیم میوه بر گوشت امری است که «يدعو إليه الطبّ» (التفسیر الواضح، ج۳، ص۵۹۵). 🔹 ماجد ناصر الزبیدی در «التیسیر فی التفسیر للقرآن برواية أهل البيت» تقریبا همان مضمون سخن آیت الله مکارم شیرازی را می‌آورد و می‌نویسد: «إنّ تقديم الفاكهة على اللحم بلحاظ كون الفاكهة أفضل من الناحية الغذائية بالإضافة إلى نكهتها الخاصّة عند أكلها قبل الطعام» (التيسير، ج۷، ص۳۹۲). 🔸 آلوسی در روح المعانی نیز در ضمن تحلیل خود، میوه را غذایی «ألطف و أسرع انحدارا و أقل احتياجا إلى المكث في المعدة للهضم» معرفی می‌کند و به صراحت از یکی از اسباب «الهيضة» سخن می‌گوید، یعنی وارد کردن غذای لطیف بر غذای کثیف، و این نکته را در مقام تفسیر آیه یاد می‌کند (روح المعاني، ج۱۴، ص۱۳۷). 🔹 صاحب معارج التفكر نیز از زاویه‌ای مشابه می‌نویسد که تقدیم فاکهه بر لحم الطیر در ترتیب جمله‌ها «يُشعر بأنّ تقديم أكل الفاكهة على أكل اللحوم هو الأحسن و الأفضل للصحة و للهضم» (معارج التفكر، ج۸، ص۴۵۱). 🔰 بدین ترتیب، می‌توان از شکل‌گیری یک خط تفسیری نسبتاً گسترده سخن گفت که بر اساس آن، قرآن در ضمن وصف نعمت‌های بهشتی در این آیات، قاعده‌ای طبی درباره آداب تغذیه در دنیا را نیز آموزش داده است. ◀️ ادامه متن 👇👇👇 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
💠 پیوست دوم 2️⃣ سیاق آیات؛ وصف نعمت اخروی نه تشریع آداب تغذیه 🔸 نخستین نکته‌ای که این استنباط را از حیث روشی محل تردید می‌سازد، غفلت از سیاق آیات است. آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره واقعه، به تصریح غالب مفسران، در ادامه تصویر نعمت‌های اخروی برای اصحاب یمین قرار دارد و در سیاق وعد و وعید و ترسیم سرنوشت گروه‌ها است، نه در مقام جعل حکم فقهی یا تشریع آداب طبی دنیوی. 🔹 غرض روشنی که از این سیاق فهمیده می‌شود، وصف نعمت‌های آخرت، تکریم مؤمنان و تهدید منکران است. در متنی که سراسر در مقام گزارش تفضل نعمت‌ها در جهان دیگر است، تبدیل یک خبر توصیفی به قاعده‌ای عام در حوزه طب و تغذیه، آن هم بدون قرینه لفظی یا عقلی معتبر، با بدیهیات اصول تفسیر سازگار نیست. در این آیات نه صیغه امر و نهی‌ای دیده می‌شود و نه اطلاق و عموم تکلیفی که بتوان از آن دستور عملی فراگیر برای زندگی دنیوی استنباط کرد. 3️⃣ تقدیم و تأخیر؛ صناعت بلاغی با اغراض گوناگون 🔸 محور دوم نقد، به کارکرد تقدیم و تأخیر در زبان عربی باز می‌گردد. استدلال مفسران یاد شده بر این پیش‌فرض استوار است که ترتیب ذکر در آیه، لزوما بر ترتیب زمانی یا مطلوب تکلیفی دلالت دارد. حال آنکه در علم بلاغت، تقدیم و تأخیر، صناعتی بیانی است با اغراض متعدد و متنوع. 🔹 ابن صائغ در «المقدّمة في سرّ الألفاظ المقدّمة» و سیوطی در «الاتقان فی علوم القرآن» علل متعددی برای تقدیم برخی الفاظ در قرآن برمی‌شمارند؛ از جمله تبرّک، تعظیم، بیان اهمّیت، سبق زمانی در اصل وجود، مناسبت لفظی با سیاق، مراعات فواصل آیات و مانند آن. هیچ‌یک از این اغراض به خودی خود مستلزم آن نیست که ترتیب ذکر الفاظ، بیانگر ترتیب وقوع خارجی یا ترتیب مطلوب در مقام عمل باشد. 🔸 افزون بر این، خود قرآن موارد فراوانی دارد که در آنها چینش عناصر در سیاق‌های مختلف جابه‌جا می‌شود، بدون آنکه فقیهان از این تغییر نظم، قاعده‌ای در ترتیب اعمال استخراج کرده باشند. تقدم و تأخر ایمان و عمل صالح، یا ذکر نماز و زکات، در مواضع گوناگون قرآن، نمونه‌ای روشن از این تنوع چینش است. صرف تقدم یک عنصر در عبارت، بدون قرینه‌ای خاص در همان سیاق، برای اثبات یک حکم تغذیه‌ای در دنیا کافی نیست. 4️⃣ تفاوت نشئه دنیا و آخرت 🔹 بخش دیگری از اشکال، به نوع نگاه به بدن و تغذیه در نشئه آخرت مربوط است. تفاسیر طبی یاد شده غالبا بدن بهشتی را بر اساس همان قواعد فیزیولوژیک بدن دنیوی صورت‌بندی می‌کنند و از مفاهیمی مانند «هیضه»، «سرعت انحدار در معده» و «مدت مکث برای هضم» در وصف خورد و خوراک بهشتی سخن می‌گویند. 🔸 در حالی که نصوص قرآنی به روشنی بسیاری از عوارض جسمانی دنیا را از لذت‌های آخرت نفی می‌کند؛ درباره شراب بهشتی می‌فرماید «لا يُصَدَّعُونَ عنها ولا يُنْزِفُون»، و در باب رزق، «يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِساب»، و در روایات نیز از نبودِ مرض، پیری و آفات جسمانی در بهشت سخن رفته است. در چنین افقی، سخن گفتن از «هیضه» و محاسبه نحوه مکث غذا در معده اهل بهشت و سپس تعمیم آن به وضعیت بدنی انسان دنیوی، نوعی تشبیه ناروای دو نشئه و قیاس بدن اخروی بر بدن دنیوی است، بی آنکه سنخیت این دو به نحو قابل استناد اثبات شده باشد. 🔹 بنابراین، حتی اگر پذیرفته شود که در بهشت، میوه به گونه‌ای پیش از گوشت عرضه می‌شود، این تقدم، لزوما تابع همان قواعد طبّی دنیایی نیست که بر بدن دنیوی حاکم است و به هیچ وجه نمی‌توان از آن دستورالعملی مستقیم برای سفره‌های زمینی استخراج کرد. کما اینکه نمی‌توان از ذکر «حور عین» بعد از این آیه، چنین استفاده کرده که برقراری رابطه جنسی بعد از مصرف غذا مطلوب است! 🔰 در یک جمع‌بندی، آیات سوره واقعه بیش و پیش از آنکه منبع تأسیس قاعده‌ای طبی در باب آداب تغذیه در دنیا باشند، تصویری بلیغ از کرامت مؤمنان، وفور نعمت و غنای وجودی در نشئه آخرت ارائه می‌کنند. پیوند زدن این تصویر بلاغی با نسخه‌نویسی طبی برای تغذیه دنیوی، فراتر از دلالت متعارف آیات است و از چارچوب تفسیر منضبط قرآن خارج می‌شود و چیزی جز یک تفسیر «ذوقی» نیست. •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 مرز باریک خرافه از واقعیت! ◀️ تحلیلی بر یک حکایت از ابومعشر منجم و نقش قرائن لحظه‌ای در داوری‌های شبه‌نجومی! 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 در یکی از حکایت‌های «نشوار المحاضرة» تنوخی (قاضی و ادیب بزرگ قرن چهارم هجری، متوفای 384ق) داستانی از ابومعشر منجّم (منجّم نامدار قرن سوم هجری، متوفای 272ق) نقل شده که خیلی خوب نشان می‌دهد بعضی «پیش‌بینی‌های درست» اصلاً ربطی به تنجیم و پیشگویی و رمل و... ندارد و فقط حدس و تصادف است. 🔹 تنوخی می‌گوید: روزی ابومعشر همراه پدرِ مردی که در سامرا زندانی بود، برای شفاعت و درخواست آزادی او به سمت صاحب شرطه حرکت کردند. در راه، از کنار مردی گذشتند که به او «زرّاق» می‌گفتند؛ یعنی کسی که وانمود می‌کند منجّم و فالگیر است و با نگاه به «ستاره و تخته و اسطرلاب» برای مردم طالع می‌گیرد، در حالی که در واقع بیشتر یک حقّه‌باز و رمال است. 🔸 ابومعشر که خود یک منجم برجسته بود برای دست‌انداختن و شوخی، از او می‌پرسد: «در ستاره ما نگاه کن، ببین حال و کارمان چیست و برای چه می‌رویم.» او کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «تمضون في أمر محبوس»، یعنی «دارید برای کاری مربوط به یک زندانی می‌روید». این جمله، چون دقیقاً با واقعیتِ نیّت ابومعشر و همراهش منطبق بود، رنگ از چهره ابومعشر می‌اندازد. 🔹 بعد می‌پرسند: «آیا آن زندانی آزاد می‌شود یا نه؟» زرّاق دوباره نگاهی می‌کند و می‌گوید: «تمضون و قد أطلق»، یعنی «می‌روید و او تا آن هنگام آزاد شده است». وقتی نزد صاحب‌الشرطه می‌رسند، معلوم می‌شود همان ساعت، نامه‌ای رسیده و زندانی واقعاً آزاد شده است. ابومعشر چنان مضطرب می‌شود که با خود می‌گوید اگر نفهمم این زرّاق چطور به این حکم رسید، «إن لم أعرف من أين أصاب الزرّاق في حكمه ذهب عقلي» و به بطلان علم نجوم معتقد می‌شوم. 🔸 ابومعشر آن شخص زرّاق را به خانه می‌آورد و با اصرار، او را وامی‌دارد که حقیقت کارش را بگوید. زرّاق اعتراف می‌کند که از «علم نجوم» هیچ سررشته‌ای ندارد و فقط تظاهر می‌کند. می‌گوید: من فقط «فال و زجر و عیافه» بلدم، یعنی از نشانه‌های ظاهری و چیزهایی که در همان لحظه جلو چشمم قرار می‌گیرد، یک معنا حدس می‌زنم و همان را به عنوان جواب می‌گویم. 🔹 وقتی تو پرسیدی «برای چه کاری می‌رویم؟» من دستپاچه شدم، نگاهم افتاد به سقّایی که آب در مشکش حبس شده بود، از همین تصویر «آبِ محبوس» به ذهنم رسید که بگویم: برای کار یک «محبوس» یا زندانی می‌روید. وقتی پرسیدی «آیا آزاد می‌شود؟» دیدم همان سقّا در حال ریختن آب است و آب از «حبسِ مشک» بیرون می‌آید، پس حدس زدم که آن زندانی هم آزاد می‌شود. دو حدس پشت سر هم، فقط بر اساس قرائن آنی و کاملاً زمینی، به طور تصادفی عین واقعیت درآمد و در ظاهر، شکل «پیشگویی دقیق» به خود گرفت. (ر.ک: تنوخی، محسن بن علی. نشوار المحاضرة و أخبار المذاکرة، ج2، ص324) 🔸 نکته‌ای که از این حکایت و ده‌ها حکایت مشابه روشن می‌شود این است که از گذشته همواره اشخاصی وجود داشته‌اند که بدون هیچ توانایی ذاتی و علم واقعی، و فقط با تکیه بر قرائن حالیه، نشانه‌های تصادفی و نکات روان‌شناختی، از حال و سؤالِ طرف مقابل، حرفی می‌زدند که گاهی کاملاً درست از آب درمی‌آمد. 🔹 این جور تطابق‌های اتفاقی، اگر پشت صحنه‌اش روشن نشود، به آسانی در ذهن مخاطب تبدیل می‌شود به «کرامت» یا «غیب‌گویی» و «پیشگویی». خصوصاً اگر شخص مورد نظر انسان یا عالم موجهی نیز باشد و طرف مقابل او نیز فرد ساده و زودباوری باشد و با تفکر انتقادی نیز آشنا نباشد! 🔸 این داستان و ده‌ها داستان دیگر به صراحت نشان می‌دهد چنین مواردی الزاماً ارتباطی با پیشگویی، غیب‌دانی یا اعتبار علمیِ تنجیم ندارد، بلکه فقط نتیجه یک زیرکی و بررسی قرائن حالیه و حدس و تصادف است. حکایت تنوخی برای ما حوزویان هشدار مهم و قابل توجهی است! •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 نقش مطالعات تاریخی معاصر در انتساب متون حدیثی طبی به اهل بیت (ع) ◀️ استاد حسن انصاری 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 1️⃣ اینکه قدما و عالمانی مانند علامه مجلسی در انتساب کتاب‌هایی مانند توحید مفضل و اهلیلجه به امام صادق (ع) تسامح به خرج دهند قابل فهم است. علامه مجلسی می‌گوید ارسال سند در انتساب این دو کتاب به مفضل مشکلی درست نمی‌کند چرا که هر دو کتاب آثار مشهوری‌اند و متن و محتوای دو کتاب شاهد صدق انتساب به امام صادق است. خوب معلوم است که این سخنان چقدر ارزش علمی دارد. [یعنی ارزش علمی خاصی ندارد] آنان برای شیوه‌های تحقیق تاریخی اسناد آشنایی امروزیان را نداشته‌اند و مواد لازم برای چنین پژوهش‌هایی را در اختیار نداشته‌اند.... 2️⃣ ما چرا باید کتاب‌هایی را که در عدم اصالت آنها کمترین تردیدی نداریم [مانند کتاب اهلیلجه و توحید مفضل] به نام امام صادق منتشر کنیم؟ مگر آثار علمی حضرت در فقه و عقاید و اخلاق و حکمت کم است که مجبور باشیم آثار آشکارا منحول را منتشر کنیم؟ به ویژه در زمانه‌ای که این قبیل امور از چشم منتقدان به دور نمی‌ماند. 3️⃣ در عصر قدیم متن‌هایی را برای اعتبار بخشی و به دلائل مختلف به امامان منسوب می‌کرده‌اند. نمونه هم کم ندارد. گاهی هم کتاب یک عالم و یا داعی شیعی را به صرف شیعی بودن و یا به دلیل انتساب خاندانی نویسنده به اهل بیت به امام صادق و یا یکی دیگر از امامان منسوب می‌کرده‌اند. 4️⃣ گاهی انتسابات ایدئولوژیک و به دلائل فرقه‌ای محض بوده: مثلاً کتابی را که یک امام اسماعیلی به دعاتش نوشته تألیفی از امام صادق جلوه می‌داده‌اند. گاهی جنبه‌های باطنی در میان بوده: مانند آنچه نصیریه به پیشوایان شیعی نسبت داده‌اند. گاهی کتابی را از شخصی متعلق به یک فرد از یک خاندان اهل علم و یا از خاندان پیشوایی دینی به سر سلسله آن خاندان نسبت می‌داده‌اند چرا که معتقد بوده‌اند همه علم آن خاندان متعلق به همان مرجع اصلی است. همه این‌ها نمونه‌های متعدد دارد.... 5️⃣ اینجا فقط خواستم تذکر دهم که دلائل انتساب یک اثر به یک نویسنده مختلف است و فهم قدمایی با فهم ما در این زمینه تفاوت‌هایی دارد. باید دید در چه سنتی ما از انتساب یک اثر صحبت می‌کنیم. 🔰 منبع: https://ansari.kateban.com/post/3439?post=3439 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 قرآن‌درمانی و اعجاز ◀️ کاظم استادی 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 گزارش‌های متعددی وجود دارد که شنیدن یا تلاوت قرآن برای برخی از افراد آرام‌بخش است و حتی می‌تواند به کاهش اضطراب و بهبود وضعیت روانی کمک کند. اما پرسش اصلی آن است که: آیا چنین اثراتی «اعجاز» قرآن به‌حساب می‌آید، یا باید آن‌ها را در چارچوب سازوکارهای طبیعی روان و بدن توضیح داد؟ 🔹 در پاسخ به این دست پرسش‌ها می‌توان گفت: اگر فقط و فقط، قرآن توان ایجاد چنین تأثیری را می‌داشت و هیچ متن یا صوت دیگری در جهان نمی‌توانست واکنشی مشابه برانگیزد، احتمال طرح بحث اعجاز، قابل‌تأمل و بررسی بود. اما شواهد علمی در جهت دیگری سخن می‌گویند: یعنی با این که اثرگذاری «قرآن‌درمانی»، کاملاً واقعی است، اما منحصر به قرآن نیست؛ پس ربطی به اعجازِ قرآن ندارد. 🔸 پژوهش‌های روان‌شناختی نشان داده‌اند که گوش‌دادن به تلاوت قرآن مثلاً می‌تواند «اضطراب، تنش و حتی حالت‌های افسردگی» را کاهش دهد. برخی از این مطالعات در محیط‌های بالینی انجام شده‌اند و نتایج آن‌ها نشان می‌دهد که قرآن می‌تواند مانند یک روش آرام‌سازی طبیعی عمل کند؛ یعنی «ریتم، آهنگ و بار معنایی» آن با هم ترکیب می‌شوند و سطح برانگیختگی بدن انسان را پایین می‌آورند. یافته‌های مربوط به فعالیت مغز نیز همین را تأیید می‌کنند. 🔹 اما نکته‌ی مهم اینجاست که روش‌های دیگری نیز دقیقاً همین تأثیرات را ایجاد می‌کنند. موسیقی آرام، ادعیه و اذکار در ادیان الهی و غیرالهی دیگر، و حتی شعرخوانیِ آهنگین، «همه و همه» می‌توانند واکنش‌های مشابهی در مغز و بدن برخی انسان‌ها ایجاد کنند. 🔸 در پژوهش‌های مقایسه‌ای مشاهده شده که موسیقی آرام یا ذکرهای ریتمیک نیز، فعالیت عصبی مرتبط با آرامش را افزایش می‌دهد، ضربان قلب را منظم‌تر می‌کند و میزان تنش را کاهش می‌دهد. به بیان دیگر، بدن انسان به «الگوهای صوتیِ ریتم‌دار و معنا‌دار» واکنش مثبت و حتی منفی نشان می‌دهد، صرف‌نظر از این‌که محتوای آن «دینی، ادبی، یا موسیقایی» باشد. 🔹 از منظر روان‌شناختی نیز معمولاً دیده می‌شود که اثر قرآن در میان کسانی که به آن باور دارند، قوی‌تر است؛ زیرا «آشنایی، معنای شخصی، احساس قداست و انتظار اثرگذاری» نقش مهمی در تجربهٔ آرامش دارند. 🔸 برآیند همهٔ این داده‌ها این است که اثرگذاری قرآن واقعی و ارزشمند است، اما از سنخ پدیده‌های طبیعی و قابل‌تبیین در چارچوب علم است؛ نه پدیده‌ای که برای توضیح آن به فرض «اعجاز قرآن» نیاز باشد. با این حال، این که یک فرد مؤمن و متعصب، این اثرگذاری را «نشانه‌ای الهی» بداند، امری تفسیری و ایمانی است و بیرون از قلمرو داوری علوم تجربی قرار می‌گیرد. 🔔 تذکر: لازم به ذکر است انتشار این متن به معنای تایید سایر نظرات و مواضع نویسنده نمی‌باشد. •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◀️ بخشی از ادعاهای سست و غلط آقای حسن رمضانی 🔰 نقد مطلب در پست بعدی 👇 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 دریغ از اندکی پژوهش عمیق! 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 1️⃣ همواره یکی از بی‌دقت‌ترین جریانات در امر حدیث‌شناسی و اعتبارسنجی روایات، فلاسفه و عرفا بوده‌اند. در دورهٔ اخیر ده‌ها اثر در نقد رویکردهای حدیثی این عالی‌جنابان نوشته شده است؛ از جمله: کتاب «ارزیابی روایات فتوحات مکیه» از مصطفی آذرخشی؛ کتاب «الإسفار عن نصوص الأسفار» از حیدر الوکیل؛ مقالهٔ «بازشناسی منابع حدیثی أسفار ملاصدرا» از عباس همامی؛ و کتاب «سر فاش» از محمدعلی صابری! 2️⃣ جناب رمضانی نیز، به مانند اقران خود، با بی‌دقتی در امر حدیث‌شناسی و فقاهت، در مناظرهٔ اخیر خود نکاتی گفته است که باید گفت: گلی به جمال اخباری‌ها و ایضاً روشنفکران دینی! 3️⃣ خلاصهٔ مطلبِ نامبرده در این بخش (تقطیع کلیپ مخل به معنا نیست) این است که معصومین(ع) بر اساس علم زمان خود سخن می‌گفتند؛ مثلاً حضرت در توحید مفضل بر اساس علم زمان خود عناصر اربعه را بیان می‌کند، اما امروزه می‌دانیم این سخن غلط است و عناصر 111 تا هستند! 4️⃣ مفهوم این سخن این است که «معصوم بر اساس علم ناقص زمانهٔ خود، مطلبِ غلط و خرافی گفته‌اند». جدا از اینکه چنین دیدگاهی نشان از ضعف در امام‌شناسی است و روح امثال ابن‌خلدون را در گور شاد می‌کند، اساساً این ادعا متوقف بر اثبات صدور این مضامین از معصوم است؛ و این، همان چیزی است که در توحید منسوب به مفضل ثابت نیست. 5️⃣ سنجش‌های رجالی، حدیثی، قرائن فهرستی و تاریخی، و عرضهٔ محتوای این کتاب بر روایت‌های معتبر و سنجش آموزه‌های این کتاب، به‌وضوح عدم اعتبار و عدم انتساب آن را به معصوم نشان می‌دهد. (برای رضای خدا اندکی مقالات مرتبط را بخوانند!) 6️⃣ شاید کمتر از ده حدیث در کل منابع منسوب به امامیه باشد که انگارهٔ موهوم ارکان اربعه در آن منعکس شده است. تمام این احادیثِ بحث ارکان یا مشکل اعتبار منبع دارند، یا مشکل سندی، یا محتوایی! در مقاله‌ای که در دست نشر است، به تفصیل این انگاره بررسی و عدم انتساب آن به معصومین(ع) نشان داده شده است. 7️⃣ اشکال بعدی، خلط «عنصر» طبیعیات قدیم با «عنصر شیمی» است. با اینکه ما وجود ارکان اربعه را موهوم و باطل می‌دانیم، اما اگر کسی اندکی با طبیعیات قدیم هم آشنا باشد می‌داند همان ارکان اربعه هم، به عنوان «اجسام بسطیه»، هیچ ربطی به عناصر شیمی امروزی ندارد و این صرفاً یک اشتراک لفظی است! این بی‌دقتی از کسی سر زده که خودش باید مدرس درجهٔ اول این مفاهیم باشد! در ضمن عناصر هم 118 عدد است، نه 111 تا! 8️⃣ همچنین ایشان تعجب می‌کنند و تعریض می‌زنند که چرا صاحب تفسیر المیزان، به مانند برخی کج‌اندیشان قرآنی، یافته‌های تجربی را بر آیهٔ «سبع سماوات» تحمیل نکرده و مقصود این دست آیات را منظومهٔ شمسی و لایه‌های جو و... تفسیر نکرده است! 9️⃣ البته خب، تعجب هم دارد! چون کسی که با پیشینهٔ تفسیر علمی آشنا نباشد، طبیعتاً نمی‌داند روش‌شناسی این جریان تفسیری بیش از هر چیز بر پایهٔ تحمیل گزاره‌های تجربی بر آیات قرآن است! مطالعهٔ تخصصی آسیب‌های تفسیر علمی از قرآن که هیچ؛ دست‌کم ایشان چند مقاله‌ای را که در نقد این ادعا نوشته شده، ببینند! (پژوهش شهیدی و اکبری و کریم‌پور) 💠 این وضعیت علمی حوزهٔ ما است! خدا عاقبت همهٔ ما را ختم به خیر کند! •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
هدایت شده از علی امیری
🔳 به امید نابودی تمام ظالمین و در راس آنها نابودی اسرائیل خون‌خوار و همچنین ابراز همدردی با تمام آسیب دیدگان تجاوزات اخیر 🤲 🔰 بخشی از بیانیه‌هایی که از سوی دفتر حضرت آیت‌الله سیستانی منتشر شده است: 🔸 با اندوهی عمیق، شهادت رهبر عالی قدر جمهوری اسلامی، حضرت آیت‌الله آقای خامنه‌ای (رضوان‌ الله‌ علیه)، را به مردم شریف ایران و عموم مسلمانان جهان تسلیت عرض می‌کنم. 🔹 جایگاه رفیع آن بزرگوار و نقش منحصر به فردشان در سکان داریِ نظام جمهوری اسلامی طی سال های متمادی بر همگان آشکار است. 🔸 بی‌تردید دشمنان با به شهادت رساندن ایشان و تجاوز گسترده نظامی به کشور، در پی ضربه زدن به ایران عزیز هستند. از ملت بزرگ این مرز و بوم انتظار می‌رود در این شرایط دشوار و حساس، با حفظ وحدت و انسجام ملی، اجازه ندهند متجاوزان به اهداف شوم خود دست یابند. 🔰 همچنین در پیامی دیگر از دفتر ایشان آمده است: 🔸 تجاوز نظامی به سرزمین ایران از چند روز پیش همچنان ادامه دارد و تاکنون به شهادت شمار زیادی از شهروندان این کشور انجامیده است؛ من جمله، بسیاری از قهرمانان مدافع وطن، ده‌ها کودک و دیگر غیرنظامیان بی‌گناه. علاوه بر آن، خسارت‌های گسترده‌ای به اموال عمومی و خصوصی وارد شده است. 🔹 دامنه عملیات نظامی متقابل ـ چنان‌که قابل پیش‌بینی بود ـ گسترش یافته و به چند کشور دیگر نیز گسترش یافته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مناطق و خدمات عمومی آن‌ها دچار آسیب و خسارت شده‌اند، صحنه‌هایی بی‌سابقه! که منطقه از مدت‌ها پیش همانند آن را به خود ندیده است. 🔸 اتخاذ تصمیمی یک‌جانبه، به‌دور از طرح در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای آغاز جنگی فراگیر علیه کشور دیگر عضو سازمان ملل، به‌منظور تحمیل شروطی معین بر آن یا سرنگونی نظام سیاسی‌اش ـ افزون بر آن‌که مخالف منشورهای بین‌المللی است ـ اقدامی بسیار خطرناک به شمار رفته و پیامدهایی بسیار وخیم در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی در پی خواهد داشت؛ بلکه انتظار می‌رود موجب بروز هرج‌ومرجی گسترده و ناآرامی‌هایی فراگیر و طولانی‌مدت شود که رنج‌ها و مصائب فراوانی را متوجه ملت‌های منطقه و حتی منافع دیگران خواهد ساخت. 🔹 از این‌رو، مرجعیت عالی دینی ضمن محکومیت شدید این جنگ ظالمانه، از همه مسلمانان و آزادگان جهان می‌خواهد آن را محکوم کرده و با ملت مظلوم ایران ابراز همبستگی کنند. همچنین بار دیگر از همه طرف‌های بین‌المللی اثرگذار و دولت‌های جهان، به‌ویژه کشورهای اسلامی، می‌خواهد نهایت تلاش خود را برای توقف فوری این جنگ و یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز و عادلانه برای پرونده هسته‌ای ایران بر اساس قواعد حقوق بین‌الملل به کار گیرند. 🔰 همچنین در متن دیگری از سوی دفتر ایشان آمده است: 🔹 با گرامی داشت یاد رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران حضرت آیةالله آقای خامنه‌ای (رضوان الله علیه) امید می‌رود جانشین گرامی ایشان (حفظه الله تعالی) در خدمت به ملت بزرگ ایران ودفع شرّ بدخواهان وحفظ وحدت وانسجام ملی موفق ومؤید باشند. 🔰 دفتر آیت الله سیستانی - نجف اشرف •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
هدایت شده از علی امیری
1 💠 روایات کرم‌دندان در پرتوی کاوش‌های اعتبارسنجی و اسطور‌ه‌شناسی ✍️ علی امیری - یحیی میرحسینی 🌐 دریافت فایل pdf مقاله: http://ali-amiry.ir/285 ◀️ صفحه مقاله در سایت مجله پژوهشی «کتاب قیم»: https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html
هدایت شده از علی امیری
🔰 چکیده: 🔸 وجود کرم دندان و راهکارهای پیشگیری و ازاله آن، یکی از انگاره‌های کهن طبی و باورهای عامیانه (فولکلوریک) بوده است. در متون حدیثی، مشخصاً دو روایت به پیشوایان دینی منتسب شده که در آن، به کرم دندان اشاره رفته است. این روایات در سال‌های اخیر، مورد توجه محافل حدیث‌شناسی و تاریخ‌پزشکی قرار گرفته است. 🔹 در این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی تاریخی و اسطوره‌شناختی، ابتدا انگاره کرم دندان در تاریخ پزشکی به بحث گذاشته شده و آنگاه با تخریج احادیث مربوطه، به فهم این روایت در طول تاریخ پزشکی، از جمله تطبیق کرم دندان به باکتری‌های فاسدکننده دندان اشاره شده و در نهایت، اعتبار روایات از جهت منابع و اسناد مورد مداقه قرار گرفته است. 🔸 در منابع روایی منسوب به امامیه، مشخصاً دو حدیث به صورت صریح به انگاره کرم دندان و نحوه درمان آن، اشاره دارد. در یک روایت، رقیه‌ای برای التیام درد ناشی از کرم دندان و در دیگری دستورالعملی جهت خروج کرم دندان توصیه شده است. این دو روایت در سال‌های اخیر، به شدت رواج پیدا کرده است. قدیمی‌ترین منبع بازتاب آن، کتاب طب الصادقین(ع) است که اخیراً تصحیح و به چاپ رسیده است. دو حدیث مذکور، در مکارم الاخلاق طبرسی و طب الائمة(ع) منسوب به ابنا بسطام نیز به ثبت آمده است. هر سه مصدر فاقد اعتبار لازم هستند و نمی‌توان به متفردات روایی این منابع اعتماد و استناد کرد. 🔹 افزون بر آن، این دو روایت فاقد هرگونه سند و طریق مشخص به معصومین(ع) است که در جای خود، اشکال بسیار مهمی در اعتبارسنجی محسوب می‌شود. اما مهمترین مشکل این روایات، به محتوا و مضمون آنها بازمی‌گردد که خلاف واقعیت و مغایر با قطعیات حسی و مسلمات قطعی علم تجربی است و بر این اساس، نمی‌تواند از معصومین(ع) صادر شده باشد. با توجه به مجموع شواهد و قرائن منبعی، سندی و متنی، احادیث کرم دندان فاقد اعتبارند و هیچ‌گونه انتساب موجهی به معصومین(ع) نداشته و نمی‌توان به عنوان سنت به آن عمل کرد. احتمال می‌رود پیدایی این احادیث، ناشی از تبدیل سخن طبیبان و تجربه‌های شخصی به روایت باشد. 🌐 دریافت فایل pdf مقاله: http://ali-amiry.ir/285 ◀️ صفحه مقاله در سایت مجله پژوهشی «کتاب قیم»: https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html