eitaa logo
موسسه فقه الطب، طِبُنا
1.5هزار دنبال‌کننده
223 عکس
82 ویدیو
49 فایل
کانال رسمی موسسه تخصصی فقه الطب، طِبُنا وب سایت: www.tebona.ir سامانه پيامكي: 5000 54 216 ارتباط (نقد، نظر، پیشنهادات): @tebona_admin کانال شخصی مدیر موسسه: @ali_amiry_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 نقش مطالعات تاریخی معاصر در انتساب متون حدیثی طبی به اهل بیت (ع) ◀️ استاد حسن انصاری 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 1️⃣ اینکه قدما و عالمانی مانند علامه مجلسی در انتساب کتاب‌هایی مانند توحید مفضل و اهلیلجه به امام صادق (ع) تسامح به خرج دهند قابل فهم است. علامه مجلسی می‌گوید ارسال سند در انتساب این دو کتاب به مفضل مشکلی درست نمی‌کند چرا که هر دو کتاب آثار مشهوری‌اند و متن و محتوای دو کتاب شاهد صدق انتساب به امام صادق است. خوب معلوم است که این سخنان چقدر ارزش علمی دارد. [یعنی ارزش علمی خاصی ندارد] آنان برای شیوه‌های تحقیق تاریخی اسناد آشنایی امروزیان را نداشته‌اند و مواد لازم برای چنین پژوهش‌هایی را در اختیار نداشته‌اند.... 2️⃣ ما چرا باید کتاب‌هایی را که در عدم اصالت آنها کمترین تردیدی نداریم [مانند کتاب اهلیلجه و توحید مفضل] به نام امام صادق منتشر کنیم؟ مگر آثار علمی حضرت در فقه و عقاید و اخلاق و حکمت کم است که مجبور باشیم آثار آشکارا منحول را منتشر کنیم؟ به ویژه در زمانه‌ای که این قبیل امور از چشم منتقدان به دور نمی‌ماند. 3️⃣ در عصر قدیم متن‌هایی را برای اعتبار بخشی و به دلائل مختلف به امامان منسوب می‌کرده‌اند. نمونه هم کم ندارد. گاهی هم کتاب یک عالم و یا داعی شیعی را به صرف شیعی بودن و یا به دلیل انتساب خاندانی نویسنده به اهل بیت به امام صادق و یا یکی دیگر از امامان منسوب می‌کرده‌اند. 4️⃣ گاهی انتسابات ایدئولوژیک و به دلائل فرقه‌ای محض بوده: مثلاً کتابی را که یک امام اسماعیلی به دعاتش نوشته تألیفی از امام صادق جلوه می‌داده‌اند. گاهی جنبه‌های باطنی در میان بوده: مانند آنچه نصیریه به پیشوایان شیعی نسبت داده‌اند. گاهی کتابی را از شخصی متعلق به یک فرد از یک خاندان اهل علم و یا از خاندان پیشوایی دینی به سر سلسله آن خاندان نسبت می‌داده‌اند چرا که معتقد بوده‌اند همه علم آن خاندان متعلق به همان مرجع اصلی است. همه این‌ها نمونه‌های متعدد دارد.... 5️⃣ اینجا فقط خواستم تذکر دهم که دلائل انتساب یک اثر به یک نویسنده مختلف است و فهم قدمایی با فهم ما در این زمینه تفاوت‌هایی دارد. باید دید در چه سنتی ما از انتساب یک اثر صحبت می‌کنیم. 🔰 منبع: https://ansari.kateban.com/post/3439?post=3439 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 قرآن‌درمانی و اعجاز ◀️ کاظم استادی 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 گزارش‌های متعددی وجود دارد که شنیدن یا تلاوت قرآن برای برخی از افراد آرام‌بخش است و حتی می‌تواند به کاهش اضطراب و بهبود وضعیت روانی کمک کند. اما پرسش اصلی آن است که: آیا چنین اثراتی «اعجاز» قرآن به‌حساب می‌آید، یا باید آن‌ها را در چارچوب سازوکارهای طبیعی روان و بدن توضیح داد؟ 🔹 در پاسخ به این دست پرسش‌ها می‌توان گفت: اگر فقط و فقط، قرآن توان ایجاد چنین تأثیری را می‌داشت و هیچ متن یا صوت دیگری در جهان نمی‌توانست واکنشی مشابه برانگیزد، احتمال طرح بحث اعجاز، قابل‌تأمل و بررسی بود. اما شواهد علمی در جهت دیگری سخن می‌گویند: یعنی با این که اثرگذاری «قرآن‌درمانی»، کاملاً واقعی است، اما منحصر به قرآن نیست؛ پس ربطی به اعجازِ قرآن ندارد. 🔸 پژوهش‌های روان‌شناختی نشان داده‌اند که گوش‌دادن به تلاوت قرآن مثلاً می‌تواند «اضطراب، تنش و حتی حالت‌های افسردگی» را کاهش دهد. برخی از این مطالعات در محیط‌های بالینی انجام شده‌اند و نتایج آن‌ها نشان می‌دهد که قرآن می‌تواند مانند یک روش آرام‌سازی طبیعی عمل کند؛ یعنی «ریتم، آهنگ و بار معنایی» آن با هم ترکیب می‌شوند و سطح برانگیختگی بدن انسان را پایین می‌آورند. یافته‌های مربوط به فعالیت مغز نیز همین را تأیید می‌کنند. 🔹 اما نکته‌ی مهم اینجاست که روش‌های دیگری نیز دقیقاً همین تأثیرات را ایجاد می‌کنند. موسیقی آرام، ادعیه و اذکار در ادیان الهی و غیرالهی دیگر، و حتی شعرخوانیِ آهنگین، «همه و همه» می‌توانند واکنش‌های مشابهی در مغز و بدن برخی انسان‌ها ایجاد کنند. 🔸 در پژوهش‌های مقایسه‌ای مشاهده شده که موسیقی آرام یا ذکرهای ریتمیک نیز، فعالیت عصبی مرتبط با آرامش را افزایش می‌دهد، ضربان قلب را منظم‌تر می‌کند و میزان تنش را کاهش می‌دهد. به بیان دیگر، بدن انسان به «الگوهای صوتیِ ریتم‌دار و معنا‌دار» واکنش مثبت و حتی منفی نشان می‌دهد، صرف‌نظر از این‌که محتوای آن «دینی، ادبی، یا موسیقایی» باشد. 🔹 از منظر روان‌شناختی نیز معمولاً دیده می‌شود که اثر قرآن در میان کسانی که به آن باور دارند، قوی‌تر است؛ زیرا «آشنایی، معنای شخصی، احساس قداست و انتظار اثرگذاری» نقش مهمی در تجربهٔ آرامش دارند. 🔸 برآیند همهٔ این داده‌ها این است که اثرگذاری قرآن واقعی و ارزشمند است، اما از سنخ پدیده‌های طبیعی و قابل‌تبیین در چارچوب علم است؛ نه پدیده‌ای که برای توضیح آن به فرض «اعجاز قرآن» نیاز باشد. با این حال، این که یک فرد مؤمن و متعصب، این اثرگذاری را «نشانه‌ای الهی» بداند، امری تفسیری و ایمانی است و بیرون از قلمرو داوری علوم تجربی قرار می‌گیرد. 🔔 تذکر: لازم به ذکر است انتشار این متن به معنای تایید سایر نظرات و مواضع نویسنده نمی‌باشد. •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◀️ بخشی از ادعاهای سست و غلط آقای حسن رمضانی 🔰 نقد مطلب در پست بعدی 👇 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 دریغ از اندکی پژوهش عمیق! 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 1️⃣ همواره یکی از بی‌دقت‌ترین جریانات در امر حدیث‌شناسی و اعتبارسنجی روایات، فلاسفه و عرفا بوده‌اند. در دورهٔ اخیر ده‌ها اثر در نقد رویکردهای حدیثی این عالی‌جنابان نوشته شده است؛ از جمله: کتاب «ارزیابی روایات فتوحات مکیه» از مصطفی آذرخشی؛ کتاب «الإسفار عن نصوص الأسفار» از حیدر الوکیل؛ مقالهٔ «بازشناسی منابع حدیثی أسفار ملاصدرا» از عباس همامی؛ و کتاب «سر فاش» از محمدعلی صابری! 2️⃣ جناب رمضانی نیز، به مانند اقران خود، با بی‌دقتی در امر حدیث‌شناسی و فقاهت، در مناظرهٔ اخیر خود نکاتی گفته است که باید گفت: گلی به جمال اخباری‌ها و ایضاً روشنفکران دینی! 3️⃣ خلاصهٔ مطلبِ نامبرده در این بخش (تقطیع کلیپ مخل به معنا نیست) این است که معصومین(ع) بر اساس علم زمان خود سخن می‌گفتند؛ مثلاً حضرت در توحید مفضل بر اساس علم زمان خود عناصر اربعه را بیان می‌کند، اما امروزه می‌دانیم این سخن غلط است و عناصر 111 تا هستند! 4️⃣ مفهوم این سخن این است که «معصوم بر اساس علم ناقص زمانهٔ خود، مطلبِ غلط و خرافی گفته‌اند». جدا از اینکه چنین دیدگاهی نشان از ضعف در امام‌شناسی است و روح امثال ابن‌خلدون را در گور شاد می‌کند، اساساً این ادعا متوقف بر اثبات صدور این مضامین از معصوم است؛ و این، همان چیزی است که در توحید منسوب به مفضل ثابت نیست. 5️⃣ سنجش‌های رجالی، حدیثی، قرائن فهرستی و تاریخی، و عرضهٔ محتوای این کتاب بر روایت‌های معتبر و سنجش آموزه‌های این کتاب، به‌وضوح عدم اعتبار و عدم انتساب آن را به معصوم نشان می‌دهد. (برای رضای خدا اندکی مقالات مرتبط را بخوانند!) 6️⃣ شاید کمتر از ده حدیث در کل منابع منسوب به امامیه باشد که انگارهٔ موهوم ارکان اربعه در آن منعکس شده است. تمام این احادیثِ بحث ارکان یا مشکل اعتبار منبع دارند، یا مشکل سندی، یا محتوایی! در مقاله‌ای که در دست نشر است، به تفصیل این انگاره بررسی و عدم انتساب آن به معصومین(ع) نشان داده شده است. 7️⃣ اشکال بعدی، خلط «عنصر» طبیعیات قدیم با «عنصر شیمی» است. با اینکه ما وجود ارکان اربعه را موهوم و باطل می‌دانیم، اما اگر کسی اندکی با طبیعیات قدیم هم آشنا باشد می‌داند همان ارکان اربعه هم، به عنوان «اجسام بسطیه»، هیچ ربطی به عناصر شیمی امروزی ندارد و این صرفاً یک اشتراک لفظی است! این بی‌دقتی از کسی سر زده که خودش باید مدرس درجهٔ اول این مفاهیم باشد! در ضمن عناصر هم 118 عدد است، نه 111 تا! 8️⃣ همچنین ایشان تعجب می‌کنند و تعریض می‌زنند که چرا صاحب تفسیر المیزان، به مانند برخی کج‌اندیشان قرآنی، یافته‌های تجربی را بر آیهٔ «سبع سماوات» تحمیل نکرده و مقصود این دست آیات را منظومهٔ شمسی و لایه‌های جو و... تفسیر نکرده است! 9️⃣ البته خب، تعجب هم دارد! چون کسی که با پیشینهٔ تفسیر علمی آشنا نباشد، طبیعتاً نمی‌داند روش‌شناسی این جریان تفسیری بیش از هر چیز بر پایهٔ تحمیل گزاره‌های تجربی بر آیات قرآن است! مطالعهٔ تخصصی آسیب‌های تفسیر علمی از قرآن که هیچ؛ دست‌کم ایشان چند مقاله‌ای را که در نقد این ادعا نوشته شده، ببینند! (پژوهش شهیدی و اکبری و کریم‌پور) 💠 این وضعیت علمی حوزهٔ ما است! خدا عاقبت همهٔ ما را ختم به خیر کند! •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
هدایت شده از علی امیری
🔳 به امید نابودی تمام ظالمین و در راس آنها نابودی اسرائیل خون‌خوار و همچنین ابراز همدردی با تمام آسیب دیدگان تجاوزات اخیر 🤲 🔰 بخشی از بیانیه‌هایی که از سوی دفتر حضرت آیت‌الله سیستانی منتشر شده است: 🔸 با اندوهی عمیق، شهادت رهبر عالی قدر جمهوری اسلامی، حضرت آیت‌الله آقای خامنه‌ای (رضوان‌ الله‌ علیه)، را به مردم شریف ایران و عموم مسلمانان جهان تسلیت عرض می‌کنم. 🔹 جایگاه رفیع آن بزرگوار و نقش منحصر به فردشان در سکان داریِ نظام جمهوری اسلامی طی سال های متمادی بر همگان آشکار است. 🔸 بی‌تردید دشمنان با به شهادت رساندن ایشان و تجاوز گسترده نظامی به کشور، در پی ضربه زدن به ایران عزیز هستند. از ملت بزرگ این مرز و بوم انتظار می‌رود در این شرایط دشوار و حساس، با حفظ وحدت و انسجام ملی، اجازه ندهند متجاوزان به اهداف شوم خود دست یابند. 🔰 همچنین در پیامی دیگر از دفتر ایشان آمده است: 🔸 تجاوز نظامی به سرزمین ایران از چند روز پیش همچنان ادامه دارد و تاکنون به شهادت شمار زیادی از شهروندان این کشور انجامیده است؛ من جمله، بسیاری از قهرمانان مدافع وطن، ده‌ها کودک و دیگر غیرنظامیان بی‌گناه. علاوه بر آن، خسارت‌های گسترده‌ای به اموال عمومی و خصوصی وارد شده است. 🔹 دامنه عملیات نظامی متقابل ـ چنان‌که قابل پیش‌بینی بود ـ گسترش یافته و به چند کشور دیگر نیز گسترش یافته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مناطق و خدمات عمومی آن‌ها دچار آسیب و خسارت شده‌اند، صحنه‌هایی بی‌سابقه! که منطقه از مدت‌ها پیش همانند آن را به خود ندیده است. 🔸 اتخاذ تصمیمی یک‌جانبه، به‌دور از طرح در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای آغاز جنگی فراگیر علیه کشور دیگر عضو سازمان ملل، به‌منظور تحمیل شروطی معین بر آن یا سرنگونی نظام سیاسی‌اش ـ افزون بر آن‌که مخالف منشورهای بین‌المللی است ـ اقدامی بسیار خطرناک به شمار رفته و پیامدهایی بسیار وخیم در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی در پی خواهد داشت؛ بلکه انتظار می‌رود موجب بروز هرج‌ومرجی گسترده و ناآرامی‌هایی فراگیر و طولانی‌مدت شود که رنج‌ها و مصائب فراوانی را متوجه ملت‌های منطقه و حتی منافع دیگران خواهد ساخت. 🔹 از این‌رو، مرجعیت عالی دینی ضمن محکومیت شدید این جنگ ظالمانه، از همه مسلمانان و آزادگان جهان می‌خواهد آن را محکوم کرده و با ملت مظلوم ایران ابراز همبستگی کنند. همچنین بار دیگر از همه طرف‌های بین‌المللی اثرگذار و دولت‌های جهان، به‌ویژه کشورهای اسلامی، می‌خواهد نهایت تلاش خود را برای توقف فوری این جنگ و یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز و عادلانه برای پرونده هسته‌ای ایران بر اساس قواعد حقوق بین‌الملل به کار گیرند. 🔰 همچنین در متن دیگری از سوی دفتر ایشان آمده است: 🔹 با گرامی داشت یاد رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران حضرت آیةالله آقای خامنه‌ای (رضوان الله علیه) امید می‌رود جانشین گرامی ایشان (حفظه الله تعالی) در خدمت به ملت بزرگ ایران ودفع شرّ بدخواهان وحفظ وحدت وانسجام ملی موفق ومؤید باشند. 🔰 دفتر آیت الله سیستانی - نجف اشرف •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
هدایت شده از علی امیری
1 💠 روایات کرم‌دندان در پرتوی کاوش‌های اعتبارسنجی و اسطور‌ه‌شناسی ✍️ علی امیری - یحیی میرحسینی 🌐 دریافت فایل pdf مقاله: http://ali-amiry.ir/285 ◀️ صفحه مقاله در سایت مجله پژوهشی «کتاب قیم»: https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html
هدایت شده از علی امیری
🔰 چکیده: 🔸 وجود کرم دندان و راهکارهای پیشگیری و ازاله آن، یکی از انگاره‌های کهن طبی و باورهای عامیانه (فولکلوریک) بوده است. در متون حدیثی، مشخصاً دو روایت به پیشوایان دینی منتسب شده که در آن، به کرم دندان اشاره رفته است. این روایات در سال‌های اخیر، مورد توجه محافل حدیث‌شناسی و تاریخ‌پزشکی قرار گرفته است. 🔹 در این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی تاریخی و اسطوره‌شناختی، ابتدا انگاره کرم دندان در تاریخ پزشکی به بحث گذاشته شده و آنگاه با تخریج احادیث مربوطه، به فهم این روایت در طول تاریخ پزشکی، از جمله تطبیق کرم دندان به باکتری‌های فاسدکننده دندان اشاره شده و در نهایت، اعتبار روایات از جهت منابع و اسناد مورد مداقه قرار گرفته است. 🔸 در منابع روایی منسوب به امامیه، مشخصاً دو حدیث به صورت صریح به انگاره کرم دندان و نحوه درمان آن، اشاره دارد. در یک روایت، رقیه‌ای برای التیام درد ناشی از کرم دندان و در دیگری دستورالعملی جهت خروج کرم دندان توصیه شده است. این دو روایت در سال‌های اخیر، به شدت رواج پیدا کرده است. قدیمی‌ترین منبع بازتاب آن، کتاب طب الصادقین(ع) است که اخیراً تصحیح و به چاپ رسیده است. دو حدیث مذکور، در مکارم الاخلاق طبرسی و طب الائمة(ع) منسوب به ابنا بسطام نیز به ثبت آمده است. هر سه مصدر فاقد اعتبار لازم هستند و نمی‌توان به متفردات روایی این منابع اعتماد و استناد کرد. 🔹 افزون بر آن، این دو روایت فاقد هرگونه سند و طریق مشخص به معصومین(ع) است که در جای خود، اشکال بسیار مهمی در اعتبارسنجی محسوب می‌شود. اما مهمترین مشکل این روایات، به محتوا و مضمون آنها بازمی‌گردد که خلاف واقعیت و مغایر با قطعیات حسی و مسلمات قطعی علم تجربی است و بر این اساس، نمی‌تواند از معصومین(ع) صادر شده باشد. با توجه به مجموع شواهد و قرائن منبعی، سندی و متنی، احادیث کرم دندان فاقد اعتبارند و هیچ‌گونه انتساب موجهی به معصومین(ع) نداشته و نمی‌توان به عنوان سنت به آن عمل کرد. احتمال می‌رود پیدایی این احادیث، ناشی از تبدیل سخن طبیبان و تجربه‌های شخصی به روایت باشد. 🌐 دریافت فایل pdf مقاله: http://ali-amiry.ir/285 ◀️ صفحه مقاله در سایت مجله پژوهشی «کتاب قیم»: https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html
🔰 بحران واقع‌نمایی و اعتبار «تجربه‌های نزدیک به مرگ» (NDE) 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 در سال‌های اخیر، گسترش روایت‌های موسوم به «تجربه‌های نزدیک به مرگ» (NDE) در فضای رسانه‌ای ایران (به‌ویژه از طریق برنامه‌های عوام‌پسندانه‌ای مانند «زندگی پس از زندگی») به شکل‌گیری نوعی ادبیات شبه‌معنوی و شبه‌علمی در افکار عمومی انجامیده است. 🔹 در این فضا، برخی روایت‌ها بدون آنکه از نظر روش‌شناسی علمی یا حتی حداقل معیارهای نقد تاریخی و روایی بررسی شوند، به‌عنوان تجربه‌هایی معتبر و الهام‌بخش بازنشر و تبلیغ می‌شوند و متاسفانه در این بین برخی حوزویان نیز میانداری می‌کنند. طبیعی است که چنین فضایی می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند تا افرادی با اتکا به همین بستر رسانه‌ای، مدعی تجربه‌های خاص و حتی نوعی مأموریت یا رسالت معنوی و حتی پیشگویی‌های سیاسی نیز بشوند. 🌐@tebona 🔸 نمونه‌ای از این پدیده را می‌توان در روایت‌های فردی مشاهده کرد که با نام «آقاصادق» و مستند شنود شناخته می‌شود. او در روایت‌های خود، گاه تا حد پیشگویی درباره آینده پیش می‌رود و در مواردی نیز پس از تحقق‌نیافتن این پیشگویی‌ها، به توجیه‌های گوناگون متوسل می‌شود. چنین مواردی این پرسش را پیش می‌کشد که آیا اساساً با گزارشی دقیق از یک تجربه مواجهیم، یا با روایتی که در گذر زمان دچار دگرگونی، بازسازی و حتی آمیختگی با تخیلات و برداشت‌های شخصی شده است؟ 🔹 برای دنبال‌کردن برخی از نقدها و بررسی‌های منتشرشده درباره «آقاصادق» و مستند «شنود»، می‌توان مطالب منتشرشده در کانال‌های «غلوپژوهی» و «خبرسنج» را با هشتگ پیگیری کرد: https://eitaa.com/Gholow/676 https://eitaa.com/Khabarsanj/97 🔸 در عین حال، نمی‌توان از نقش برخی چهره‌های علمی و حوزوی که در برنامه‌هایی نظیر «زندگی پس از زندگی» در مقام تأیید یا ترویج این‌گونه روایت‌ها ظاهر شده‌اند چشم پوشید. هنگامی که فضلا، حُکما و متفلسفین محترم (اعم از مشهدی و قمی و نجفی) بدون بررسی انتقادی، چنین گزارش‌هایی را تقویت می‌کنند، طبیعی است که این جریان در افکار عمومی اعتبار بیشتری پیدا کند؛ هرچند در نهایت، پیامدهای فکری و روانی آن (از جمله سرنوشت افرادی مانند آقاصادق و ادعاهای مطرح‌شده از سوی آنان) معمولاً بی‌پاسخ می‌ماند. 🔹با مرور دقیق روایت‌های موجود از آقاصادق، حجم قابل توجهی از ناهماهنگی‌ها، تناقض‌ها و اختلاف در نقل‌ها به چشم می‌خورد. همین امر این پرسش را به‌طور طبیعی پیش می‌آورد که آیا با گزارشی دقیق از یک تجربه واحد مواجهیم، یا با روایتی که در فرآیند بازگویی‌های مکرر، تحت تأثیر فشارهای روانی، برداشت‌های شخصی و سوگیری‌های اعتقادی دچار تغییر شده و آمیزه‌ای از واقعیت‌ها و تصورات را در قالبی داستان‌وار و نصیحت‌گونه به مخاطب عرضه می‌کند. 🔸 در ادامه، برای روشن‌تر شدن این مسئله، بخشی از روایت‌های خودِ راوی درباره آغاز ماجرای بیماری و بستری‌شدن در بیمارستان بررسی می‌شود؛ جایی که مقایسه روایت مکتوب کتاب «شنود» با روایت صوتی همان واقعه، از همان صفحات و دقایق آغازین، تناقض‌های قابل توجهی را آشکار می‌کند: 🔰 ادامه فرسته بعد 👇 •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 آنجا که واوِ صداقت شکست! (1) 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸صادق زمانی در ابتدای قسمت اول مستند صوتی «شنود» آورده: «… خدا این صداقت را به زبان من بدهد؛ من کلمه‌ای بالا و پایین نگویم … سعی می‌کنم واو به واو بگویم … امیدوارم خدا کمک کند آن رسالتی که شاید گردن من بوده که آن‌ها را به من نشان دادند و من باید بگویم، آن رسالت را درست انجام داده باشم و معصومیتی که باید هر رسولی داشته باشد در دریافت و ابلاغ، من داشته باشم.» (مستند صوتی شنود، قسمت۱، دقیقه۹). 🔹 این تأکید بر «واو به واو گفتن» و حتی تشبیه موقعیت خود به نوعی رسالت همراه با «معصومیت در دریافت و ابلاغ»، طبیعتا این انتظار را ایجاد می‌کند که روایت ارائه‌شده دقیق، منسجم و عاری از تناقض باشد. اما مقایسه روایت مکتوب در کتاب «شنود» با روایت صوتی همان ماجرا، از همان صفحات آغازین، تناقضات و اشکالات جدی ایجاد می‌کند. 🔸 در متن آن کتاب کذایی آمده: «نمی‌دانم فشارهای روحی و عصبی بود، یا حضور در مناطق آلوده مرزی، هرچه بود باعث شد که در مسیر برگشت به تهران شدیداً مریض شوم … در طول مسیر به دکتر مراجعه کردم … به تهران رسیدیم … همسرم در بیمارستان بقیة الله (عج) تهران مشغول شیمی‌درمانی بود. به راننده گفتم سریع مرا به همان بیمارستان ببرد … مرا پذیرش نکردند … از بیمارستان به منزل برگشتم … روز بعد وضعیت جسمی من به حدی بد شد که بلافاصله با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم. این بار در کنار در ورودی بیمارستان، برای لحظاتی بیهوش شدم. همسرم با سختی از بخش خودش به اورژانس و بالا آمد … در اورژانس، پزشکی کنار تختم آمد و مرا تکان داد و گفت: الآن دقیقا چه مشکلی داری؟ نمی‌دانم چه کسی به زبانم انداخت که گفتم: فکر کنم مننژیت دارم. … مرا به یک اتاق کوچک ایزوله انتقال دادند …» (شنود، چاپ هفتم، ص۱۰). 🔹 اما روایت صوتی همین واقعه به شکل دیگری توسط او بیان می‌شود: «رسیدم تهران؛ رفتم سر کار؛ شروع کردم آمارها را تجمیع کردم … سردرد وحشت‌ناک برای من شروع شد … گفتم بروم خانه … رفتم خانه؛ دیدم بنده خدا خانمم تازه شیمی‌درمانی کرده؛ روی تخت افتاده بود … من هم ده دوازده روز نبودم؛ رسیدم خانه؛ دیدم خانمم حالش بد است … خانمم را بردم دکتر، یک مسکن زد؛ آمپولش را زد؛ برگشت؛ بعد به خانمم گفتم: خانم من اصلا حالم خودم خوب نیست … سوار ماشین شدم بروم بیمارستان؛ دیدم اصلا نمی‌توانم … گفتم خانم بیا بغل دستم بنشین … نشستم پشت ماشین … تا رسیدم در بیمارستان بقیة الله … خانمم رفت تو صف نوبت … داداشم رسید … کف اورژانس خوردم زمین؛ افتادم روی زمین؛ شروع کردم سر داداشم داد و بیداد کردن … این داد و بیداد ما را دکتر خود بخش اورژانس فهمید؛ آمد؛ گفت: چته؟ چرا داد می‌زنی؟ گفتم: … فکر کنم مننژیت دارم … نمی‌دانم کی به زبانم آورد … اتاق ایزوله را خالی کردند …» (مستند صوتی شنود، قسمت۱، دقیقه۱۱). 🔰 مقایسه این دو روایت چند اختلاف و تناقض اساسی را آشکار می‌کند: 1️⃣ ترتیب وقایع متفاوت است! در کتاب گفته می‌شود که او پس از رسیدن به تهران مستقیماً به بیمارستان رفته، پذیرش نشده و به خانه بازگشته و روز بعد دوباره به بیمارستان مراجعه کرده است؛ در حالی که در روایت صوتی می‌گوید: «رسیدم تهران؛ رفتم سر کار؛ شروع کردم آمارها را تجمیع کردم …». بنابراین طبق روایت صوتی، او ابتدا به محل کار رفته است؛ موضوعی که در توالی روایت کتاب اساساً جایی ندارد. 2️⃣ زمان‌بندی حوادث متفاوت است! روایت کتاب صراحتاً می‌گوید: «روز بعد وضعیت جسمی من به حدی بد شد که بلافاصله با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم». اما در روایت صوتی، کل ماجرا در همان روز رخ می‌دهد و هیچ اشاره‌ای به فاصله یک‌روزه میان وقایع دیده نمی‌شود. 3️⃣ وضعیت همسر راوی متفاوت است! در کتاب آمده: «همسرم در بیمارستان بقیة الله (عج) تهران مشغول شیمی‌درمانی بود». اما در روایت صوتی می‌گوید: «رفتم خانه؛ دیدم بنده خدا خانمم تازه شیمی‌درمانی کرده؛ روی تخت افتاده بود …». در یک روایت همسر او در بیمارستان است و در روایت دیگر در خانه. 4️⃣ نحوه حضور همسر در صحنه بیمارستان متفاوت است! در کتاب آمده: «همسرم با سختی از بخش خودش به اورژانس و بالا آمد». اما در روایت صوتی، همسرش از ابتدا همراه او به بیمارستان آمده و حتی «رفت تو صف نوبت»! همچنین در کتاب گفته: «روز بعد … با کمک دوستان به همان بیمارستان رفتیم». اما در روایت صوتی، هیچ اشاره‌ای به کمک دوستان وجود ندارد و تنها همراه او همسرش است. 5️⃣ نحوه ورود پزشک اورژانس به صحنه متفاوت است! در کتاب آمده: «در اورژانس، پزشکی کنار تختم آمد و مرا تکان داد و گفت: الآن دقیقا چه مشکلی داری؟». اما در روایت صوتی، پزشک به دنبال سر و صدای او سر می‌رسد: «این داد و بیداد ما را دکتر خود بخش اورژانس فهمید؛ آمد؛ گفت: چته؟ چرا داد می‌زنی؟». •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 آنجا که واوِ صداقت شکست! (2) 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 صادق زمانی در بخش دیگری از کتاب «شنود» ماجرایی از سوختگی شدید چشمان دخترش نقل می‌کند و مدعی است که پس از تشخیص نابینایی کامل توسط پزشکان، با توسل و استغفار در همان بیمارستان، بینایی کودک به شکلی معجزه‌آسا بازگشته است. او در کتاب چنین روایت می‌کند: «… سال ۱۳۸۸ در منزل خودمان در شیراز ساکن بودیم. همسرم … آب جوش از دستش رها شد و روی سر بچه افتاد … به بیمارستان سوانح سوختگی شیراز رسیدم … پزشکان بعد از معاینه گفتند: به خاطر سوختن مردمک و قرنیه، چشمان فرزند شما نابینا شده! … دکتر اورژانس گفت: سریع او را به بیمارستان تخصصی چشم ببرید … دکتر فوق تخصص او را دید … تأیید کرد که هر دو چشم دختر نابینا شده است … همسرم به بیمارستان آمد و تا صبح کنار تخت این کودک نشستیم و گریه کردیم و مرتب توسل به حضرت زهرا (ع) داشتیم … ساعت ۱۰ صبح روز بعد دکتر متخصص چشم آمد و پانسمان را باز کرد … معجزه‌ای صورت گرفت! … چشمان زهرا مثل مروارید می‌درخشید … دکتر گفت: الآن که چشم فرزند شما کاملاً بینا است … با استغفارهایی که آن شب در بیمارستان انجام دادیم و با توسل به حضرت زهرا (س) خداوند بینایی زهرا را برگرداند.» (شنود، چاپ هفتم، ص۲۳‑۲۶) 🔹 اما روایت صوتی همین ماجرا در مستند «شنود» شکل دیگری پیدا می‌کند. او در روایت صوتی می‌گوید: «… رفتم بیمارستان قطب‌الدین شیراز … گفتند ببرش چشم‌پزشکی … دیدم دو تا چشم دخترم خاکستر شده؛ دو تا مردمک چشم سوخته بود … راه افتادیم بیمارستان چشم‌پزشکی خلیلی … دکتر گفت: دو تا قرنیه سوخته … گفت: فردا ببریدش بیمارستان خدادوست؛ آن‌جا شاید بتوانند کاری کنند … فهمیدم یک غلطی کرده‌ام؛ دارم تاوانش را می‌دهم … بچه‌ام را گذاشتم روی سینه‌ام؛ نرفتم بیمارستان … بچه‌ام را برداشتم رفتم خانه … تا صبح بالای سر دخترم روضه حضرت زهرا خواندم … فردا صبح زود رفتیم بیمارستان خدادوست … دکتر پانسمان را باز کرد … گفت: چشم سالم است … دیدم چشم‌های بچه‌ام مثل مروارید دارد می‌درخشد …» (مستند صوتی شنود، قسمت۲، دقیقه۲۰) 🔸 پیش از بررسی تفاوت‌ها، نکته‌ای تأمل‌برانگیز در اصلِ این مدعا وجود دارد: ادعای نابینایی قطعی دو چشم بر اثر سوختگی شدید و سپس بهبودی آنی و کامل آن به نحوی که «چشمان کودک مثل مروارید بدرخشد»، فراتر از یک اتفاق ساده، ادعای وقوع یک «خارق‌عادت» و معجزه است. در عصری که ثبت و ضبطِ تصویری وقایع به سادگیِ فشردن یک دکمه است و چنین پدیده شگفتی می‌تواند سندی قاطع برای اثبات یک مدعا باشد، جای خالیِ هرگونه مستندِ بالینی، عکس یا فیلمی از وضعیتِ «قبل» و «بعد» چشمان کودک، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. 🔹 روایتی با این ابعادِ اعجازگونه، طبیعتاً نیازمند شواهدی فراتر از کلامِ راوی است؛ اما عجیب اینجاست که علیرغم پتانسیل بالای این رخداد برای ثبت، هیچ سند تصویری یا گزارش بالینی معتبری برای اثبات این دگرگونی شگرف ارائه نشده است. حتی گزارش مکتوب یا شهادت شفاهی مستقلی از پزشکان و کادر درمان همان بیمارستان‌ها نیز در دست نیست؛ چیزی شبیه آنچه در برنامه‌ عباس موزون به صورت مصاحبه با پزشکان یا شاهدان ماجرا ارائه می‌شود. نبود چنین تأیید مستقلی همراه با غرابت اصل داستان، پرسش‌ها درباره اعتبار این روایت را دوچندان می‌کند. 🔰 مقایسه این دو روایت نیز چند اختلاف و تناقض قابل توجه را نشان می‌دهد: 1️⃣ تعداد بیمارستان‌ها متفاوت است! در متن کتاب، ماجرا تنها میان دو مرکز درمانی روایت می‌شود: بیمارستان سوختگی و سپس بیمارستان تخصصی چشم. اما در روایت صوتی، از سه بیمارستان نام برده می‌شود: قطب‌الدین، خلیلی و خدادوست. 2️⃣ محل شب‌زنده‌داری و توسل متفاوت است! طبق روایت کتاب، همسر راوی به بیمارستان آمده و آن‌ها تا صبح در کنار تخت کودک در همان بیمارستان به گریه، توسل و استغفار مشغول بوده‌اند. اما در روایت صوتی، صریحاً گفته می‌شود که کودک را به خانه برده‌اند و شب را در خانه تا صبح به توسل و روضه‌خوانی گذرانده‌اند؛ تفاوتی که به سختی می‌توان آن را صرفاً خطای حافظه دانست. 3️⃣ محل و زمان باز شدن پانسمان متفاوت است! در کتاب آمده که ساعت ۱۰ صبح روز بعد، در همان بیمارستان دوم، پزشک پانسمان را باز می‌کند و بینایی بازمی‌گردد. اما در روایت صوتی گفته می‌شود که صبح زود به بیمارستان سومی (خدادوست) مراجعه کرده‌اند و در آنجا پزشک پانسمان را باز کرده و سلامت چشم را اعلام کرده است. •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
تشرف یا موج گرفتگی- نقدی بر کتاب بیا مشهد.pdf
حجم: 195.6K
🔰 تشرف یا موج‌گرفتگی؟ 🔸 انتشارات شهید ابراهیم هادی کتابی با عنوان «بیا مشهد» درباره شهید جانبازی منتشر کرده که ادعا شده خدمت امام عصر (عج) مشرف شده است. در این فایل با استناد به متن کتاب، نشان داده شده که تشرف ادعایی، چیزی جز عوارض و اختلالات ناشی از موج‌گرفتگی نبوده است. 🔹 بسیاری از مردم، رفتارها و گفتارهای غیرطبیعی را نشانه برگزیدگی ‌و ارتباط با غیب می‌پندارند. برای همین، در گذشته، تقدیس دیوانگان رواج داشته است که در این مقاله به سابقه آن اشاره کرده‌ایم: https://eitaa.com/Gholow/613 🔸 اگر چه امروز تقدیس جنون، به شکل قدیمی خود رایج نیست؛ اما همچنان آثار آن دیده می‌شود. کتاب «بیا مشهد» از نشر شهید ابراهیم هادی، صورت رقیق‌شده‌ای از همین سنت قدیمی است. محسن عمادی در این کتاب کوشیده است از جانبازی مبتلا به عوارض موج‌گرفتگی، تصویر شخصی مرتبط با امام زمان (عج) ترسیم کند. در کتاب دیگر او «شنود» نیز شبیه این رویکرد دیده می‌شود. ✅ منبع: کانال غلوپژوهی •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 تبیین ماهیت علوم غریبه و نجوم احکامی بر اساس مبانی عقلانی و ضوابط معارف دینی ◀️ حجت‌الاسلام دکتر سید صائب هاشمی نسب 🌐@tebona •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• 🔸 علوم موسوم به «غریبه» در صورت رایج امروزی — اعم از جَفر، رَمل، اَوفاق، طلسمات و دعوات مبتنی بر اعداد و اوضاع کواکب — به‌سبب فقدان معیارهای «قابلیة الفحص»، «إمکان التکرار»، و «ضبط القواعد» در دایرۀ معارف معتبر قرار نمی‌گیرند. زیرا از منظر عقل عملی و معیارهای حجیت، هر دستگاه معرفتی باید یا مبنی بر «برهان عقلی» باشد یا متکی بر «نقل معتبر»، یا دارای «تجربه متکرره» که این اقسام، هیچ‌یک در علوم غریبه به شکل منضبط و قابل اثبات یافت نمی‌شود. ازاین‌رو این نظام‌ها در چارچوب «معارف غیرقابلة التمحیص» قرار گرفته و حجیت شرعی و عقلی ندارند. 🔹 در باب نجوم نیز لازم است میان «علم هیئت» که موضوع آن شناخت حرکات افلاک و نظام آسمانی بر اساس محاسبات دقیق است، و «نجوم احکامی» که مدعی تأثیر اوضاع کواکب بر نفس و سرنوشت انسان‌هاست، تفکیک روشن برقرار گردد. نجوم به‌معنای اول، علمی است که آثار آن در تعیین اوقات، قبله، تقویم و محاسبات فلکی قطعی و قابل اعتماد است و فقهای امامیه نیز آن را در این حد معتبر دانسته‌اند. 🔸 اما نجوم احکامی، به‌دلیل ادعای «تأثیرات تکوینی مستقله» برای کواکب، با مبانی عقلی و کلامی در تعارض است. زیرا اصل «توحید افعالی» اقتضا می‌کند که هیچ موجودی، استقلال در تأثیرگذاری نداشته باشد؛ و نسبت دادن «تقدیرات نفوس و وقایع» به نحوه اجتماع ستارگان، نوعی «إسناد التأثیر علی‌سبیل الاستقلال» است که عقل و شرع آن را نمی‌پذیرند. علاوه‌براین، در منابع معتبر روایی، «التنجیم الذی هو دعوی معرفة المغیبات» در ردیف کهانت شمرده شده و به‌شدت نهی شده است. 🔹 از جهت معرفت‌شناسانه نیز، قواعد مطرح‌شده در جفر و رمل و امثال آن، فاقد «ضابطه قابلة للإعادة» بوده و بر اساس «ظنون غیرمعتبر» شکل گرفته‌اند. اصول فقه امامیه تصریح دارد که «الظن بما هو ظن لیس بحجة» مگر به‌دلیل خاص؛ و در باب این علوم نه دلیل نقلیِ معتبر بر حجیت یافت می‌شود و نه دلیلی عقلی بر امکان استنباط احکام یا کشف وقایع از طریق این روش‌ها ارائه شده است. بنابراین، تبدیل وقایع شخصی و نادر به «قواعد کلیه» یک خلط روش‌شناختی و فاقد مشروعیت است. 🔸 از منظر حکمت الهیه نیز، جهان بر اساس نظام اسباب و مسببات شناخته‌شده و قابل ادراک اداره می‌شود؛ نه بر پایه روابط مبهم و غیرقابل ضبط. هرجا که عقل به «عدم المقتضی» یا «عدم العلیة» حکم کند، نسبت دادن آثار به آن امور، لغو و باطل است. ترکیب اوضاع نجومی با سرنوشت انسان‌ها نه «علیه ثابت» دارد و نه «مقتضی مؤثر»؛ بلکه مبتنی بر توهّم رابطه است، نه رابطه حقیقی. 🔹 بر این اساس، ادعاهای رایج برخی افراد در باب «علم غیب»، «اطلاع از بواطن امور»، «محاسبات نجومی برای تقدیرات شخصیه»، یا «دعوات و اَوفاق مؤثره» نه از جهت عقلی متقن است و نه از جهت نقلی مستند. رجوع به چنین امور، اعتماد بر غیرعلم و آمیختن دین با خرافاتی است که نه با ضوابط عقلانی سازگار است و نه با مبانی شرعی. 🔸 در نتیجه، تنها آن بخش از نجوم که مبنی بر قواعد قطعی و محاسبات مضبوط است، اعتبار دارد؛ و هرگونه ادعا درباره تأثیر کواکب در سرنوشت نفوس، یا امکان کشف امور مخفی از طریق اعمال حروف و اعداد، فاقد حجیت و مردود به حکم عقل، شرع و روش صحیح معرفت‌شناسی است. ✅ منبع: کانال نور شریعت •┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈• ⏮️ مؤسسه طِبُنا 🌐 تلگرام | ایتا | سایت