در هر مرحله ای از بزرگسالی،بیشتر به این پی میبرم که اعتماد به آدم ها،صبح های غم انگیز و شب های دل گیری به همراه دارد.
مزاحم شو، روزت رو تعریف کن، غر بزن صدتا پیام بده، من واقعا زندگیت رو دوست دارم و همینطور نوتیفیکیشنهات رو.
نه دوست داشتنُ بلد بودی، نه خداحافظی کردن، نه حتی معذرت خواهی کردنم بلد نبودی ارزش اشکام که نه، ارزشِ هیچیو نداشتی.
این بار دیگه نه قاصدک فوت کردم نه وقتی ماه کامل دیدم آرزو کردم نه راجبش با کسی حرف زدم. گفتم به جهنم و رها کردم.