غم به تنهایی قابل تحمل و انحلاله..
عصبانیت به تنهایی قابل تحمله..
اما ترکیب این دوتا سم کشنده و عامل اصلی اغتشاش ذهنی منه...
انقدر این سیکل فرسایشی تکرار میشه که جسمم الان نابوده..
معمولا اعصابمو با نقاشی کردن نرم و روان میکنم.. یعنی الانم میشه؟
اگر بشه، عذاب وجدان و صدای منطقم نابودم میکنن که تو با این حجم از کار مهم زیاد و وقت کم رفتی داری نقاشی میکشی
اون بخاطر چیزهای بیمنطق.. بخاطر اینکه #قانون 3 رو زیر پا گذاشتی...
هدایت شده از کنکور | توییت | دانشجو 🎓
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بفرست؛ به تاپترین دخترها پیشنهاد بده. اینقدر ریجکت بشو که عادت کنی و ببینی هیچی قرار نیست بشه؛ به این میگن درمان از طریق مواجهه با درد.
- امیرحسین
🎓@TwitteDaneshjo
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بف
بزار میخوام نقدش کنم
البته نظر شخصیمه بیشتر تا نقد...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بف
اول یه توضیح بدم
این عمو داره میگه که خودت را عمداً در معرض رد شدن و یا شکست قرار بده تا ترس از اون از بین بره و بفهمی که ارزش تو وابسته به پذیرش دیگران نیست.
در روانشناسی به این روش میگن "درمان از طریق مواجهه"
(تقریبا مثل مکانیزمی که من از بچگی و به صورت ناخودآگاه برای ترسهام انجام میدم.. شیرجه زدن توی دل ترسهام...)
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بف
حال نظر من:
چرا آدم باید به درد کشیدن عادت کنه و حساسیتش رو کم کنه؟
من ترجیح میدم به جای اینکه به درد کشیدن عادت کنم و نسبت به رد شدن حساسیت کمتری نشون بدم، بجاش آمادگی قبلی داشته باشم،
مثلا برای احتمال قبول نشدن و رد شدن و درد کشیدن و... آماده باشم، یعنی از قبل پیشبینی کردهباشم که ممکنه ریجکت بشم، تا اینکه بخوام خودم رو نسبت درد کشیدن مقاوم کنم...
هر وقت زمانش رسید درد رو میکشم و تحملش میکنم.. منتهی با شدت کمتر نسبت به بقیه، چون از قبل پیشبینی کرده بودم و انتظار ریجکت شدن رو هم داشتم و براش آماده بودم...!