"اون فهرست دزدی به چه دلیل دیگه ای نوشته شده؟ چه کسی رو سعی داری بکشی؟"
می گویم: "وقت رو."
به مسخره می گوید: "اوه! دشمن حیلهگر."
"بیماری رو."
"دشمن ظالم."
"مرگ رو."
"چطور زمان، بیماری و مرگ رو می کشی؟"
"باید اون چیزی که ازت دزدیدن رو ازشون بدزدی."
"سیگار و نوشیدنی؟"
"لحظه ها، دوران بچگی، عمر."
_I fell in love with hope
معلمم درحال کشیدن یه نقش مفهومی برا فیزیک که یه دایره بزرگه که با چهارتا خط به دایره های کوچیک وصل شده و ذهن من همون لحظه: عه همون که سوگه کینگ اتیشش زد