𝖬𝖺𝗒𝖻𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝖽𝖺𝗒 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝗁𝖾𝗋𝖾. ㅠ
می دونی همیشه میخوام با این موضوع کنار بیام و به قول تو درس بگیرم ازش ولی
وقتی زندگی ای که بقیه با مامانشون دارن رو می بینم به این فکر میکنم که مگه من چیکار کردم و این توان کدوم اشتباهمه که حتی مامانمم ازم متنفره
وقتی سعی میکنم بهش از دید یه کارما و توان نگاه کنم یادم میاد که از بچگی همین بوده
کاش فقط این زندگی تموم بشه
ـ
بنظر من واقعا نمیشه کسی بچه شو دوست نداشته باشه صرفا میتونه بهش بیتفاوت باشه میدونی چی میگم؟
اینجور چیزا میتونه اینجوری باشه که شاید مامانت باهات خوب نبوده ولی قراره در عوضش یه همسر خیلی خوب داشته باشی یا یه بچه خیلی مهربون داشته باشی که عاشقته! اینم امتحان زندگی تو هست بچه :(
هانیوپ خب قبلا که پرحرف بودی در مورد چی حرف میزدی با مادرت؟=)
ـ
من پر حرف بودم راجع به تکتک چیزا صحبت میکردم مامانم همیشه میگه خیلی عجیب بود ولی صحبت کردن و خیلی دوست داشتی.
کتابه که داری میخونی که اسم یکی از شخصیت های لالی ئه اسمش چیه؟
ـ
"خالکوب آشویتس"
میشه لطفا بهم یه پیشنهاد بدی که چی کار کنم رفیق بمونیم یا نه
من این چند وقت با کسی که یک کوچیکتر خودمه رفیق شدم و خب طرف خیلی مهربونه و اوکیه همه چی اما تازگیا که بیرون میریم از یه پسره حرف میزنه و اولش میگفت ازش بدم میاد اما الان میگه طرف تایپمه
منم از این بحث ها بدم میاد و متوجه شدم که خیلی راحت دروغ میگه مثلا دیدم که به یه خانم مسن که از اشناهاشون بود بی دلیل و سر یه موصوع خیلی الکی دروغ گفت و خب من اینجوری ام که ممکنه به منم دروع بگه و من یکمشخصیتپارانوئید دارم و کلا سختاعتماد میکنم
ـ
اینجور افراد واقعا روی روان من تاثیر میذارن اصلا وقتی اینطوری میگن میخوام با کله برم تو صورت طرف. و خب برای منم عجیبه راجع به بی اهمیت ترین چیز ها دروغ میگن :<
بنظر من کسی جلوی خودت اینطوری پشت خودت هم همینه. حالا بنظر من ۱ یا ۲ سال کوچیکتر مشکلی نیست ولی اگه بیشتر کوچیک باشه سخته میشه.
حتی بنظرم ۶ ماه اختلاف سنی هم خیلی تاثیر داره خودم دیدم.
چند روز پیش دتاکس واتر ساده خوردم (آب، یخ، لیمو تازه) و واقعاً بهم چسبید حتی از شربت آبلیمو بیشتر خوشم میاد.
سلام به هانیوپی که هیچ وقت تکراری نیست و همیشه سرشار از شگفتیه
هرچندآروم ولی شگفتی درونش در جریانه، خواستم بگم انجمن شاعران مرده رو شروع کردممم هم کتابش هم فیلمشش
ـ
آخ قلبم :)))
"شگفتی وجود" دوست داشتنی بنظر میاد! )بیا لطفاً به لپت ماچ بزنم) واقعاً؟!
حقیقتاً حسودیم شد، کاش منم اولین بارم بود میخونم و میدیدم.