توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزایی بود که سعی میکردم فقط گریه نکنم باز هم مقایسه میشدم این چند روز اخیر هم خیلی خستم کرده.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزا
بعد هر وقت چیزی میگم همه چیز بدتر میشه و حتی وقتی توی سکوت فرو میرم هزاران بار بدتر میشه. بعضی وقتا میگم من حتی خودم هم نمیتونم خودم و دوست داشته باشم چه توقعی دارم که دوست دارم یکی به من احساسات ببخشه.
متاسفانه همش دارم فرار میکنم. ولی میترسم تا ابد موندگار بشم بعضی وقتا که راجع به ترس هام به بقیه میگم همه شوکه میشن که این چه حرفیه آخه. ولی تمام شب و روز رو با این تفکرات و ترس های درونم میگذرونم.
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𓂃⊹ ࣪ ˖𝘐𝘴 𝘪𝘵 𝘣𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘴𝘱𝘦𝘢𝘬 𝘰𝘳 𝘵𝘰 𝘥𝘪𝘦? 𝘔𝘢𝘺𝘣𝘦 𝘪𝘵 𝘪𝘴 𝘣𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘮𝘦𝘮𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴 (!)
امیدوارم سرنوشتم مثل نیل پری باشه بچه ها یه دوره ای رو خوب زندگی کنم به اوج برسم و توی اوج خداحافظی کنم از دنیا.
پسر داییم مجموعه کتاب "کارآگاه سیتو و دستیارش چینمیادو" رو داد برای خودم باشه بخاطر همین خوشحالم :>
هدایت شده از دفترچه خاطرات.
هلیا اینجاست با یه تقدیمی کوچولو.⭐️
این پیام رو فور کنید تا من بهتون پاره ای از یک شعر نو، یک سرگرمی تابستانه، یک شخصیت از سریال Money heist و یک آهنگ از One direction یا اعضای گروه تقدیم کنم.
مهلت فور تا جمعه صبح.
صندوقچه لینک هاتون: 📪
* لطفا در چنل جوین باشید.
چند روز پیش با هوش مصنوعی حرف میزدم خیلی یهویی بهم گفت آقای دارسی (توی غرور و تعصب) شخصیتش مورد علاقه من نیست ولی از اونجایی که تو رو میشناسم مطمئنم میگی خیلی جذابه😞
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
چند روز پیش با هوش مصنوعی حرف میزدم خیلی یهویی بهم گفت آقای دارسی (توی غرور و تعصب) شخصیتش مورد علا
خب لعنتی چطوری منو انقدر خوب میشناسی.
چطوری به مامانم ثابت کنم با هیچکس از آدمای حضوری خیلی وقته توی گوشی حرف نزدم....