Bebop
در این باره مینویسم، ولی لطف دارید خیلی ✨ (اسپویل کنم قبلش، خداباورم)
جوابم نیمه طولانیه، واقعا میخونید یا لفت میدید؟ 💔
ببین، من فیزیک میخونم، خیلی زیاد هم مطالعه دارم(البته به معنی ادعا کردن نیستش، سواد زیادی ندارم به هیجوجه)، اوایل وقتی تازه توی حوزه فیزیک مدرن(یعنی منهی مکانیک نیوتونی)، یکم عمیق میشی، شدیدا خداناباور میشی؛ طوری که هایزنبرگ یه جمله داره که میگه "یک جرعه از علم شما را خداناباور خواهد کرد، ولی در انتهای لیوان خدا منتظر شماست".
حالا داستان چیه؟
برای اثبات فیزیکی خدا(اثبات فلسفی و عرفانی چرت و مهمله، در رابطه با عرفان و فلسفه هم حرف زیاد دارم ولی فعلا بحثشو باز نمیکنم)، راه ها و approach های زیادی وجود داره، که من از راهی که کمتر شنیدید میرم سراغش.
همون طور که توی راهنمایی خوندید، اتم ها از ذرات زیر اتمی به نام های الکترون و پروتون و نوترون درست شدن؛ که الکترون خودش یه ذره بنیادی محسوب میشه.
طبق مدل استاندارد، ذرات بنیادی ذراتی هستن که خودشون از هیچی درست نشدن و واقعا "بنیادی" هستن(یه نمونه مثلا فوتون، که همون ذرات نور هستن یا گراویتون که واحد تشکیل دهنده جاذبهست)، یعنی حتی پروتون و نوترون هم خودشون از این ذرات درست شدن؛
برگردیم به الکترون، برخلاف چیزی که تو راهنمایی خوندید، الکترون به دور هسته نمیچرخه! بلکه اصلا نمیشه فهمید دقیقا کجاست، چون همزمان تو خیلی مکان ها وجود داره(علمی تر بخوایم بگیم رفتاری بین رفتار یه ذره و موج داره، و مکان ثابت نداره درواقع Superposition داره).
هایزنبرگ(که بالا بهش اشاره کردم) اومد و تونست این رفتار الکترون رو فرمول بندی کنه و چیزی بنام اصل عدم قطعیت ابداع شد.
به این شکل که ما هرچقدر سرعت و جهت(تکانه) الکترون رو بیشتر بدونیم، کمتر از مکانش مطلع میشیم یا برعکس.
یعنی مثلا اگه مکان یه الکترون رو دقیق اندازه بگیریم اون وقت هیچ اطلاعاتی از جهت و سرعتش نخواهیم داشت!
فرض کنید یه لامپ یا شمع رو جلوش یه کاغذ با دو تا حفره بگیریم، و پشت کاغذ یه صفحه سیاه بذاریم که رد نور رو خودش ثبت میکنه، انتظار داریم که روی صفحه سیاه دو تا خط نورانی بیوفته درسته؟ و واقعا هم همین اتفاق میوفته.
امّا همین آزمایش رو دانشمدان بدون نظاره گر انجامش دادن، یعنی وسایل رو آماده کردن و بعدش همه اتاق رو ترک کردن، و وقتی بعد از مدتی وارد اتاق شدن دیدن جای دو تاخط، چندین خط مختلف روی صفحه افتاده!! (مثل تصویر بالا)
آزمایش رو با دوربین های مدار بسته تست کردن و دیدن وقتی که دوربین هست همون حالت عادی و دو خط میشه.
ولی وقتی هیچ نظاره گری نیست، فوتون ها عجیب رفتار میکنن!
توی مکانیک کوانتومی تابع موج، یجور تصویر از تمام حالات ممکن یک چیزه، یعنی حتی من و شما هم تابع موج خودمون رو داریم که توی جهان پخش شده و هر واقعه ای روس تاثیر میذاره، مثلا میدونستید احتمال اینکه همین الان شما یهویی یک ثانیه بعد روی مریخ باشید صفر صفر نیست؟ فقط یه عدد بینهایت کوچیکه. بگذریم؛
ما مفهومی داریم به اسم "مشاهده"، یعنی تاثیر گذاشتن روی اطلاعات یک ذره(خیلی دارم ساده و یکم غیر دقیق توضیح میدم اگه علمی و واقعی میخواید کتاب بخونید یا سرچ کنید*)، حالا با مشاهده چی میشه؟ تابع موج ذره فرومیریزه و صفر میشه! یعنی ذره از بین بینهایت حالت توی یک حالت مشخص قرار میگیره!
یعنی همین که همدیگر رو نگاه میکنیم یجورایی داریم تابع های موج هم صفر میکنیم و دلیل وجود همیم!
(البته توی صحبت هام یه مقداری فیزیک-فلسفه قاطی شد که به خودی خود بد یا اشتباه نیست، ولی به یه استاد دانشگاه نشونش ندید سرم رو قطع میکنن 🙏🏼)