زندگی بافتن یک قالیست،
نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی.
نقشه را اوست که تعیین کرده،
تو در این بین فقط میبافی.
نقشه را خوب ببین،
نکند آخر کار، قالی زندگیات را نخرند...
امروز یکی از کاملترین روزهام بود؛ بیداری به موقع، کتابی رو تا سرحد اتمام خوندن، جاروی خونه، باشگاه، نظافت و ترتیب، دیدن یکی از قسمتهای سریالم، تمرین زبان، طراحی و..
هروقت زمانبندی درست یه کار سخت رو نمیدونم اونقدر به تعویقش میاندازم تا زور از دست دادنِ امکانش به قدرت عدم اطمینان بچربه. اینطوری نباید باشه.
اگه توی سرم به محض فکر کردن به یک احتمال هیچ تصویری ساخته نمیشد احتمالاً گذشتن خیلی راحتتر بود.
ویدیوکال واقعاً انسان رو آزرده میکنه. یعنی چی که اینقدر واضح به روی آدم میاره که من الان جای عزیزی که عزیزانم هستن نیستم. 💔
تا وقتی با دیدگاههای مردسالارانهی مادربزرگم روبهرو نشده بودم نمیدونستم چقدر مدافع حقوق زنان ام.
امروز برای اولینبار لباس فرم ورزشم رو پوشیدم و نگاه همکلاسیهام موقع دیدنم اینجوری بود که: به جمع ما خوش اومدی. :>